مسیحیت و خشونت

| بخشی از مجموعه مقالههای |
| نقد دین |
|---|
| دینها |
| پیشوایان دینی |
| متون |
|
| منتقدان |
| خشونت |
| موضوعهای مربوط دیگر |
|
موضوع مسیحیت و خشونت و مسیحیان و خشونت دو موضوع متفاوت هستند و باید به طور جداگانه بررسی شوند. برخی آموزههای آن مدافع صلح، عشق و محبت است، از سوی دیگر، برخی آموزههای دیگر آن برای توجیه خشونت مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند.[۱][۲][۳]
صلح، محبت و بخشش اشتباهات از عناصر کلیدی آموزههای مسیحیاند. ولی، مسیحیان از دوران پدران کلیسا با پرسش استفاده از زور دست و پنجه نرم کردهاند. این پرسشها به نظریههایی چون نظریه جنگ مشروع دامن زدهاند. در طول تاریخ، برخی آموزهای عهد عتیق و جدید و الاهیات مسیحی برای توجیه استفاده از زور علیه مرتدان، گناهکاران و دشمنان خارجی استفاده شدهاست.
الاهیدانان مسیحی، به برخی دکترینهای ضد خشونت در مسیحیت اشاره میکنند، از جمله موعظه عیسی بر سر کوه، که تبلیغ عدم خشونت میکند و «عشق به دشمنان» را توصیه میکند. به عنوان مثال، ویور مدعی است که صلحگرایی عیسی «از دکترین جنگ موجه سرچشمه میگیرد که تمام جنگها را گناه میخواند حتی اگر شر لازم باشند، و رهبانیان و روحانیان را از جنگ منع میکند، و همچنین به دنبال حفظ سنت پاسیفیسم مسیحی است.»[۴]
مسیحیت و صلحطلبی
طبق سنت مسیحی، عیسی مسیح هیچگاه از حواریون و شاگردان و پیروان خود نخواست برای رساندن کلام خدا به ملتها از زور و جنگ و خشونت استفاده کنند، بلکه اگر از سوی مردم رد شدند، با اعلام رفع تکلیف، آنجا را ترک کنند. عیسی مسیح به شاگردانش گفت: "و اگر شهری از پذیرفتن شما یا گوش دادن به پیامتان امتناع ورزید، هنگام ترک آنجا، گرد و غبار آن را از پاهایتان بتکانید تا نشان دهید که آن مردم را به حال خود رها کردهاید."[۵][۶][۷]
هیچ آیهای از تعالیم اخلاقی کتاب مقدس به مسیحیان نمیآموزد که با مسیحیانی که از تعالیم مسیح رویگردان میشوند -مرتدان- باید با خشونت برخورد شود یا در ممالک مسیحی، از غیرمسیحیان مالیات گرفته شود.
اشتباهات مسیحیان
امّا البته متأسفانه و بدون شک، در طول تاریخ، اعمال نادرست و خشونتهایی از سوی برخی مسیحیان و یا حتی روحانیون مسیحی صورت گرفته است. امّا این اعمال ریشهای در تعالیم کتاب مقدس ندارد. خشونتهایی که در قرون وسطی در جوامع مسیحی و حتی کلیساها رخ داد و فسادهایی که گاهی امروزه نیز اتفاق میافتند، در کتابمقدس نسبت به آنها هشدار داده شده است، برای مثال در رسالۀ یهودا. ولی اینها اعمال نادرستی هستند که به افراد مسیحی مرتبط هستند، نه دین مسیحیت.
دیدگاه خداناباوران
در کتاب نامهای به ملت مسیحی، سم هریس -به عنوان یک آتئیست- مینویسد «...ایمان به دو طریق موجب خشونت میشود. نخست، برخی مردم انسانهای دیگر را میکشند، زیرا گمان میکنند خالق جهان از آنها میخواهد که چنین کنند... دوم اینکه، بسیاری از مردم با هم به مشکل برمیخورد چون اخلاقیات جمعی خود را بر اساس تعلقات مذهبی خود تعریف میکنند..»[۸] با این حال، استاد دیوید بنتلی هارت، استدلال میکند «برخی میکشند چون ایمانشان به آنها دستور میدهد» دیگران «میکشند چون هیچ ایمانی ندارند و در نتیجه معتقدند همه چیز برایشان روا است. مشرکان، یکتاپرستان و بیخدایان میکشند. در واقع، این دستهٔ آخر، همانطور که شواهد قرن بیستم نشان میدهد در آدمکشی دست بسیار داشتهاند».[۹]
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ Volf, Miroslav (2008). "Christianity and Violence". In Hess, Richard S.; Martens, E.A. (eds.). War in the Bible and terrorism in the twenty-first century. Eisenbrauns. pp. 1–17. ISBN 978-1-57506-803-9. Retrieved June 1, 2010.
- ↑ Avalos, Hector (2005). Fighting Words: The Origins of Religious Violence. Amherst, New York: Prometheus Books.
- ↑ Schwartz, Regina M. (1997). The Curse of Cain: The Violent Legacy of Monotheism. The University of Chicago Press.
- ↑ J. Denny Weaver (2001). "Violence in Christian Theology". Cross Currents. Archived from the original on 25 May 2012. Retrieved 2010-10-27.
- ↑ عهدجدید، انجیل مرقس، باب ۶، آیۀ ۱۱.
- ↑ عهدجدید، انجیل متی، باب ۱۰، آیۀ ۱۴.
- ↑ عهدجدید، انجیل لوقا، باب ۹، آیۀ ۵.
- ↑ Sam Harris (2006). Letter to a Christian Nation. Alfred A. Knopf. pp. 80–81. ISBN 978-0-307-26577-7.
- ↑ David Bentley Hart (2009). Atheist Delusions: The Christian Revolution and its Fashionable Enemies. Yale University Press. pp. 12–13.