محاصره انطاکیه (۵۱ پیش از میلاد)

محاصره انطاکیه
بخشی از جنگ‌های اشکانیان و رومیان

نقشهٔ مرزهای اشکانیان رومیان، حدود سال ۵۵ پیش از میلاد
تاریخ۵۱ تا ۵۰ پیش از میلاد
موقعیت
آنتیگونیای سوریه, در نزدیکی شهر امروزی انطاکیه
نتایج پیروزی جمهوری روم
طرف‌های درگیر
شاهنشاهی اشکانی جمهوری روم
فرماندهان و رهبران
پاکور یکم
اوساک 
گایوس کاسیوس لونگینوس
مارکوس کالپورنیوس بیبولوس

محاصرهٔ انطاکیه یا نبرد آنتیگونیا، یکی از نبردهای میان اشکانیان و جمهوری روم بود که در سال‌های ۵۱ تا ۵۰ پیش از میلاد رخ داد. این نبرد در پی یورش اشکانیان به منطقهٔ انطاکیه در سوریه شکل گرفت و نتیجهٔ آن تأثیر مستقیمی بر روابط دو قدرت بزرگ شرق و غرب داشت. پس از شکست روم در نبرد حران و مرگ کراسوس، یکی از اعضای تریوم‌ویرات اول، روابط میان اشکانیان و روم به شدت متشنج شد و زمینهٔ رویارویی‌های بعدی فراهم گردید. در این شرایط، اشکانیان که از ضعف نیروهای رومی در شرق بهره‌برداری می‌کردند، کوشیدند تا با حمله به استان سوریه و محاصرهٔ پایتخت آن، انطاکیه، موقعیت سیاسی و نظامی خود را تثبیت کنند.

پس‌زمینه

پس از لشکرکشی سردار رومی، کراسوس، یکی از اعضای تریوم‌ویرات اول، که به فاجعه نبرد حران و مرگ خود کراسوس در سال ۵۳ پیش از میلاد منجر شد، روابط اشکانیان و جمهوری روم رو به تیرگی گذاشته بود. پیروزی سورنا بر رومی‌ها در حران ویرانگر بود و پیامدهای عظیمی داشت. این پیروزی گسترش روم را متوقف کرد، میان‌رودان را به اشکانیان بازگرداند و رود فرات را به عنوان مرز بین این دو ابرقدرت تثبیت کرد. این پیروزی ایران را در جایگاهی برابر با روم قرار داد و زمینهٔ رقابت سیاسی میان دو پادشاهی را برای هفت سده فراهم کرد.[۱] در سال ۵۱ پیش از میلاد، اشکانیان هم به قصد انتقام از تجاوز روم و هم بهره‌برداری از ضعف آن در شرق یورش‌هایی را علیه استان سوریه و پایتخت آن انطاکیه ترتیب دادند.[۲]

جنگ

حملهٔ نخست

حمله اشکانیان توسط شاهزاده پاکور یکم رهبری می‌شد. به دلیل جوانی و کم‌تجربگی او، فرماندهی اصلی در دست سرداری با تجربه و سالخورده به نام اوساک بود. سیسرون، که در آن زمان فرماندار استان همسایه، کیلیکیه، بود، به سنای روم گزارش داد که در تاریخی که مطابق با ۲۰ سپتامبر ۵۱ پیش از میلاد است، از این حمله مطلع شده است. در آن زمان استان سوریه توسط گایوس کاسیوس لونگینوس اداره می‌شد که نیروهای کمی در اختیار داشت چرا که پومپه و سزار می‌خواستند سپاه رومی را نزدیک خود نگه‌دارند و او نیز منتظر جایگزینی توسط فرماندار جدید، بیبولوس، بود.[۳][۴]

اشکانیان پس از عبور از رود فرات، مناطقی از سوریه را به تصرف خود درآوردند و اطراف انطاکیه را تاراج کردند.[۴][۵] هدف آنان دستیابی به غنایم بود، نه فتح سرزمین.[۶] در همین حال، کاسیوس که نیروهایش برای رویارویی با اوساک در دشت باز بسیار ضعیف بودند و توان مقابله با سپاه اشکانی را نداشتند، مجبور شد در انطاکیه محصور بماند. این انفعال و وضعیت تدافعی رومیان، حتی اشکانیان را به تلاش برای محاصره شهر سوق داد، نوعی عملیات که اشکانیان در آن هیچ تجربه‌ای نداشتند و فاقد تجهیزات کافی بودند.[۴][۵]

محاصرهٔ انطاکیه

اشکانیان به جای پیشروی مستقیم، به محاصرهٔ شهرها و محدود کردن رومی‌ها در وادی تنگ ارنتس پرداختند که که این تصمیم در نهایت به سود رومیان تمام شد.[۴] کاسیوس از شرایط نامطلوب اشکانیان بهره برد و ابتدا آنان را از اطراف انطاکیه عقب راند. به گفتهٔ دیوکاسیوس، در این مورد مانعی که اشکانیان با آن مواجه شدند، جنگل‌های انبوه اطراف شهر بود.[۷] سپس به گروه‌هایی که غافلگیر شده بودند حمله کرد و آنها را پراکنده ساخت. در نهایت، اشکانیان عقب نشستند و برنامه‌ریزی کردند تا به مناطق دیگری حمله کنند. اما کاسیوس لشکر اشکانیان را به کمینگاهی کشانده و به آنان خسارات قابل توجهی وارد آورد.[۴]

به روایت دیوکاسیوس، اوساک در جریان نبرد جان باخت؛ و این برای اشکانیان مهم بود، چرا که اوساک پس از سورنا یکی از محبوب‌ترین و کارآمدترین سرداران آنان به شمار می‌آمد.[۴][۸] در حالی که به گفته سیسرون، که در همان صحنه عملیات حضور داشت و بنابراین احتمالاً اطلاعات بهتری داشت، او به شدت زخمی شد و مدتی بعد بر اثر عواقب زخم درگذشت.[۹]

پس از مرگ اوساک، نیروهای اشکانی از پیرامون انطاکیه عقب نشستند و زمستان را در شمال سوریه گذراندند تا در بهار جنگ را از سر گیرند.[۴][۵] آنان در سال ۵۰ پیش از میلاد بار دیگر انطاکیه را محاصره کردند. در این زمان، فرماندهی رومیان در سوریه به مارکوس کالپورنیوس بیبولوس رسیده بود. او که می‌دانست توان رویارویی مستقیم با اشکانیان را ندارد، کوشید با ایجاد تفرقه در میان فرماندهان اشکانی، میدان نبرد را به سود خود تغییر دهد.[۹][۱۰][۴]

دسیسهٔ بیبولوس

به روایت دیو کاسیوس، بیبولوس با اُرْن‌ُداپانْت(اورنوداپاتس)، یکی از اشراف زادگان اشکانی و ساتراپ میان‌رودان[۱۱]، روابطی ایجاد کرده و او را ترغیب کرد که به پاکور بگوید که جنگیدن برای پدرش را بیهوده بداند و ادعا کرد لیاقت او برای فرمانروایی بر اشکانیان بیش از پدرش است؛ پس بهتر است توان سپاه خود را صرف دستیابی به تاج‌وتخت کند، نه نبرد با رومیان.[۴] این دسیسه نخست موجب شد عملیات اشکانیان به تعویق افتد و زمان کافی در اختیار رومیان قرار گیرد تا نیروهای خود را سامان دهند و پس از آن باعث شد خبر این روابط پنهانی میان ارن‌داپانت و فرماندار رومی، به گوش شاه ایران، ارد دوم رسید و او بی‌درنگ پسرش را همراه سپاهش فراخواند. در این موقع پاکور ناچار به اطاعت شد. بنابراین قشون اشکانی به آن طرف فرات برگشت و حمله اشکانی‌ها به سوریه به دلیل دسیسه‌های رومیان بی‌نتیجه ماند. شایان به ذکر است که جنگ اول رومی‌ها با اشکانی‌ها حدود چهار سال به طول انجامید با وجود این آن‌ها نتوانستند شکستی را که در حران خورده بودند جبران کنند.[۱۲]

پانویس

  1. Shahbazi 1990.
  2. (Kennedy 1996، ص. 80) asserts that permanent occupation was the obvious goal of the Parthians, especially after the cities of Roman Syria and even the Roman garrisons submitted to the Parthians and joined their cause.
  3. حسن پیرنیا. تاریخ ایران باستان(جلد ۳). انتشارات نگاه. ص. ۱۹۱۸.
  4. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 حسن پیرنیا. تاریخ ایران باستان(جلد ۳). انتشارات نگاه. ص. ۱۹۱۹.
  5. 1 2 3 Sartre 2005, p. 49.
  6. Schlude 2020, p. 81.
  7. دیوکاسیوس, Historiae Romanae (40), 29.1. "... And since the neighbourhood of this city was overgrown with timber, and they did not dare, nay were not even able to penetrate this with cavalry, ..."
  8. دیوکاسیوس, Historiae Romanae (40), 29.3. "... Meanwhile Cassius set an ambush on the road along which they were to depart, and confronting them there with a few men, he induced them to pursue, and then surrounding them, killed a number, including Osaces."
  9. 1 2 Kennedy 1996, pp. 78–79.
  10. Bivar 1983, p. 56.
  11. ولسکی، یوزف (۱۳۸۳). شاهنشاهی اشکانی. انتشارات ققنوس. ص. ۱۵۲. شابک ۹۶۴-۳۱۱-۴۵۲-X.
  12. حسن پیرنیا. تاریخ ایران باستان(جلد ۳). انتشارات نگاه. ص. ۱۹۱۹-۱۹۲۰.

منابع

منابع دست اول / کهن

منابع دست دوم / مدرن

  • پیرنیا، حسن (۱۳۹۱). تاریخ ایران باستان. ج. سوم. انتشارات نگاه. صص. ۱۹۱۸-۱۹۱۹-۱۹۲۰.
  • ولسکی، یوزف (۱۳۸۳). شاهنشاهی اشکانی. انتشارات ققنوس. ص. ۱۵۲. شابک ۹۶۴-۳۱۱-۴۵۲-X.
  • Shahbazi, A. Shapur (1990). "Carrhae". Encyclopaedia Iranica.
  • بیوار, آدریان دیوید هیو (1983). "The Political History of Iran Under the Arsacids". In Yarshater, Ehsan (ed.). The Cambridge History of Iran, Volume 3(1): The Seleucid, Parthian and Sasanian Periods. Cambridge: Cambridge University Press. pp. 21–99. ISBN 0-521-20092-X.
  • Kennedy, David (1996), "Parthia and Rome: eastern perspectives", in Kennedy, David L.; Braund, David (eds.), The Roman Army in the East, Ann Arbor: Cushing Malloy Inc., Journal of Roman Archaeology: Supplementary Series Number Eighteen, pp. 67–90, ISBN 978-1-887829-18-2
  • Sartre, Maurice (2005). The Middle East under Rome. Belknap Press.
  • Schlude, Jason M. (2020). Rome, Parthia, and the Politics of Peace: The Origins of War in the Ancient Middle East. Taylor & Francis.