مرجئه
| از سلسله مقالات دربارهٔ: |
| اسلام |
|---|
![]() |
|
مُرجِئه (به عربی: المرجئة) یا مرجئیان، فرقهای کلامی از مسلمانان بودند که اعتقاد داشتند نباید در مورد کافر یا مؤمن بودن کسی در این دنیا اظهارنظر کرد، بلکه میبایست تعیین وضعیت آن را تا روز قیامت به تأخیر انداخت.
یکی از نخستین پرسشهایی که در سده نخست رخ داد، پرسش در مورد کسانی بود که گناه کبیرهای مرتکب شده بودند. خوارج مدعی کفر مرتکبان کبایر شدند و در برابر آنان، گروهی دیگر با تفکیک ایمان از شرایع و و احکام و تکالیف، اظهار داشتند که ایمان مسئلهای قلبی است و ترک گناه و انجام اعمال دینی بخشی از ماهیت ایمان را تشکیل نمیدهد و در صدق و عنوان مسلمان بر باورمندان توحید و نبوت دخالتی ندارد تا بتوان به استناد انجام گناه یا ترک طاعات، عنوان مسلمان را از کسی سلب کرد و او را کافر خواند. این اندیشه که در برابر سختگیریهای خوارج نمایندهٔ نوعی تسامح دینی بود، ارجاء نام گرفت و طرفداران آن نیز مرجئه نامیده شدند.[۱]
کلمهٔ مرجئه از ارجاء به معنای تعویق و تأخیر است و طرفداران ارجاء دربارهٔ گناهکاران حکمی نمیدادند و حکم آن را به روز جزا موکول میکردند و هیچ مسلمانی را به سبب گناهانی که کرده بود، محکوم نمینمودند. اینان به آیه ۱۰۶ سوره توبه استناد میکردند که میگفت:
وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا یُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا یَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ
و گروهی دیگر کارشان موقوف به مشیت خداست، یا آنان را عذاب میکند یا توبه آنان را میپذیرد و خدا دانای حکیم است.
دیدگاه کلامی مرجئه دربارهٔ مرتکب گناه کبیره و همچنین کافی دانستن ایمان قلبی برای نجات انسان از سوی آنان، باعث به وجود آمدن نوعی دیدگاه تسامحی در آنان شده بود که میتوانستند گروههای مختلف کلامی و سیاسی، از جمله دولت اموی را تحمل کنند و با آنان کنار بیایند. البته در مورد چگونگی ارتباط یا پیوند مرجئه با امویان مباحث مختلفی مطرح شده است.
برخی نیز بر این باورند که آنان به دلیل داشتن عقاید تسامحجویانه، زمینهٔ تداوم و گسترش دولت اموی را فراهم آوردهاند و امویان نیز به سبب بهرهای که از انتشار اینگونه اندیشهها میبردند، از مرجئه حمایت میکردند. البته دیدگاهی دیگر، این پیوند را چندان تأیید نمیکند و دستکم در مواردی ستیز طرفداران ارجاء با امویان را نشان میدهد.[۲]
مخالفان
مرجئه از همان آغاز پیدایش با مخالفت دو گروه روبهرو شد. خوارج و معتزله که هر کدام به نوعی اعمال انسان را در موصوف کردن او به عنوان «مؤمن» دخیل میدانستند. خوارج بر این عقیده بودند که مرتکب کبیره کافر است و معتزله بر این باور بودند که جایگاه چنین کسی میان دو جایگاه (المنزلة بین المنزلتین) مؤمن و کافر قرار دارد و دارای عنوان «فاسق» است.[۱]
عقاید و دیدگاهها
مهمترین مسئله در اندیشهٔ ارجاء تعریف ماهیت ایمان و در واقع، ملاک و میزان صدق نام مسلمان بر افراد است. در حالی که محدثان عقیده داشتند که ایمان دستکم از دو رکن باور قلبی یا اظهار زبانی و نیز عمل به واجبات و ترک حرام تشکیل شده است ولی طرفداران ارجاء شناختها و باورها را از مجموعه شرایع جدا میکردند و دین را به باورها و شناختها مربوط میدانستند و شریعت را امری جدا از آن و غیردخیل در آن قلمداد مینمودند. مرجئه عقیده داشتند که چون ایمان همان باور و اعتقاد قلبی است، اعمال دینی بر آن نمیافزاید و از آن نیز نمیکاهد و از این رو، نمیتوان کسی را به استناد اینکه به انجام اعمال و وظایف دینی پایبندی بیشتری دارد، «مسلمانتر» دانست.
همچنین طرفداران ارجاء به کار بردن قیودی مانند «إنشاءالله» را در مواردی همچون «من مؤمن هستم.» لازم نمیدانستند و دعوی اسلام و مسلمانی را بدون این قیود روا میدانستند. از سوی دیگر، مرجئه به عدم خلود گناهکاران در آتش جهنم باور داشتند و به دلیل اینکه گناهگار را نه کافر بلکه مسلمانی میدانستند که دچار خطا شده است، معتقد بودند چنین کسی در آتش جهنم مخلّد نمیشود.[۱]
دستهبندی
مرجئه را به چهار دسته مرجئه خوارج، مرجئه قدریه، مرجئه جبریه و مرجئه خالصه تقسیم کردهاند.
