سید علیمحمد باب
باب سید علیمحمد شیرازی | |
|---|---|
![]() سید علیمحمد باب | |
| زادهٔ | ۲۷ مهر ۱۱۹۸،
۱ محرم ۱۲۳۵ ۲۰ اکتبر ۱۸۱۹ |
| درگذشت | ۱۸ تیر ۱۲۲۹، ۲۸ شعبان ۱۲۶۶ ۹ ژوئیهٔ ۱۸۵۰ (۳۰ سال) تبریز، ایران |
| علت مرگ | تیرباران |
| آرامگاه | مقام اعلی (حیفا، اسرائیل) |
| ملیت | ایرانی |
| دیگر نامها | حضرت نقطه - نقطه اولی - شمس حقیقت - حضرت اعلی |
| شهروندی | ایرانی |
| پیشه | تاجر |
| سالهای فعالیت | ۱۸۴۴ تا ۱۸۵۰ میلادی |
| شناختهشده برای | پیشوایی مذهبی - شارع آیین بابی |
| آثار | قیوم الاسماء - کتاب بیان فارسی - بیان عربی - دلائل سبعه و… |
| دوره | محمد شاه - ناصرالدین شاه |
| جنبش | بابی |
| مخالف | روحانیون مسلمان - قوای دولتی |
| اتهام جزایی | ارتداد |
| مجازاتهای جزایی | حبس و اعدام |
| همسر | خدیجه بیگم |
| فرزندان | احمد |
| والدین | محمدرضا - فاطمه بیگم |
| خویشاوندان | سید علی (خال اعظم) |
سید علیمحمد شیرازی (۲۷ مهر ۱۱۹۸ هـ. ش / ۲۰ اکتبر ۱۸۱۹ – ۱۸ تیر ۱۲۲۹ هـ. ش / ۹ ژوئیهٔ ۱۸۵۰)، مشهور به باب، پیشوای دینی ایرانی و بنیانگذار آیین بابیه است. او در آثار خود بهتدریج مقام خویش را آشکار ساخت.[۱][۲] او ابتدا خود را «باب» به معنای «دروازه» معرفی کرد؛ واژهای که در تشیع برای نمایندهٔ امام غایب بهکار میرفت، اما آن را در مفهومی نو بهکار گرفت.[۳][۴] چند سال بعد، ادعای مهدویت و سپس پیامبری کرد و شریعتی نو بنیاد نهاد.[۵] او هدف رسالت خود را آمادهسازی جهانیان برای ظهور پیامآوری برتر و موعود ادیان بزرگ اعلام کرد و از او با عنوان «من یظهرهالله» یاد نمود.[۶] باب در نگاه پیروانش «دروازهای» بهسوی این موعود بود که پیامش در آینده گسترش خواهد یافت.[۷]
باب در ۲۰ اکتبر ۱۸۱۹ در شیراز زاده شد، در خانوادهای از سادات حسینی که بیشتر آنان در شیراز و بوشهر به پیشهٔ بازرگانی اشتغال داشتند. او خود نیز در همین پیشه فعالیت میکرد.[۸] باب در بیست و پنج سالگی، رسماً دعوت خود را آغاز کرد. در شش سالِ پس از آن، آثار فراوانی نگاشت و در آنها احکام اسلامی را نسخ کرد و نظامی دینی و اجتماعی نو بنیاد نهاد.[۹][۳][۱۰]
آثار و آموزههای سید علیمحمد باب بر تعالی مطلق خداوند، ناتوانی انسان از شناخت ذات الهی، و نقش پیامبران بهعنوان جلوههای الهی تأکید دارد.[۱۱] باب از مفهومِ ظهورِ تدریجیِ وحی سخن میگوید؛ مفهومی که بر استمرار ظهورات الهی، و تجدید دین دلالت دارد.[۱۲] او ادیان را پدیدههایی زنده، تکاملی و وابسته به نیازهای تاریخی بشر میداند و ظهور هر پیامبر جدید را «ارتفاع» و مرحلهای والاتر از دین پیشین معرفی میکند.[۱۳][۱۴] بر اساس این نگاه، قیامت و معاد نه رویدادهای جسمانی، بلکه پایان یک دورهٔ دینی و آغاز ظهور پیامبر تازهای برای تداوم هدایت بشر است.[۱۵] از دید باب، بهشت و دوزخ نیز مفاهیمی روحانیاند و در ایمان، شناخت الهی و شکوفایی یا محرومیت معنوی معنا مییابند. او اسلام را دینی الهی میداند اما دورهٔ آن را پایانیافته تلقی میکند و آثار بسیاری در شرح و تأویل آیات قرآن مینویسد.[۱۵][۱۵]
باب در حوزهٔ اجتماعی و اخلاقی بر کرامت ذاتی انسان، بررسی مستقل مسائل دینی بدون نیاز به وجود قشر روحانیت و الغای مقام پیشوای روحانی تأکید دارد.[۱۶] او مجموعهای از اصلاحات مهم در زمینهٔ آموزشوپرورش، اخلاق فردی و نظم اجتماعی پیشنهاد میکند و بهویژه از ارتقای جایگاه زنان در اجتماع دفاع مینماید.[۱۷][۱۸] طاهره قرةالعین بهعنوان برجستهترین پیرو زن آیین بابی، نقش محوری در گسست این دین از سنتهای گذشته داشت و پیوسته مورد تأیید باب بود.[۱۷][۱۸] باب نظام آموزشیِ نو، پاکیزگی، هنرورزی، حفاظت از طبیعت و نرمی و مهربانی در معاشرت را از ارکان تمدن انسانی میدانست.[۱۹] او هدف ادیان را تربیت روحانی بشر و ایجاد جامعهای مبتنی بر وحدت، محبت و خدمت معرفی میکرد و معیار حقانیت پیامبران را نیز در خلاقیت معنوی و قدرت دگرگونسازی کلام آنان میدید نه درآوردن معجزه.[۲۰]
در آثار باب، بهویژه در کتاب بیان که متن محوری شریعت بابی است، محور اصلی تعالیم نه خود او بلکه «مَن یُظهرهُ الله» ــ موعودی بزرگتر و برتر از خویش ــ معرفی میشود. باب همهٔ احکام و ظهور خویش را در پرتو آمدن این موعود تفسیر میکند و هدف اساسی رسالتش را آماده ساختن مردم برای ظهور او میداند. وی پیروانش را به تحقیق مستقل برای شناخت این شخصیت دعوت میکند و هشدار میدهد که مبادا با تمسک به نوشتههای خود او، از پذیرش موعود محروم شوند؛ همانگونه که پیروان ادیان پیشین با استناد به کتابهای خود، پیامبر بعدی را انکار کردند.[۲۱][۲۲][۲۳]
باب در میان طبقات فرودست جامعه، پیشهوران، بازرگانان و برخی روستاییان محبوبیت یافت، اما با مخالفت شدید روحانیت و حکومت روبهرو شد،[۲۴] در میانهٔ مخالفت روحانیت و دولت قاجار بازداشت و در سیویک سالگی در تبریز به فرمان امیرکبیر تیرباران شد.[۲۵] گزارشها از جزئیات رویداد متفاوتاند، اما همگی تأیید میکنند که نخستین تیرباران به مرگ او نیانجامید.[۲۶] پیکر او سالها بهطور پنهانی نگهداری شد تا آنکه در سال ۱۹۰۹ در آرامگاهی بر دامنهٔ کوه کرمل—که به دستور عبدالبهاء ساخته شده بود—به خاک سپرده شد.[۲۷]
در نظر بهائیان، باب نقشی همانند الیاس در یهودیت یا یحیی تعمیددهنده در مسیحیت دارد؛ پیشاهنگ و زمینهساز ظهور دین جدید.[۲۸] امروز، تعالیم او در قالب دیانت بهائی—که نزدیک به هشت میلیون پیرو در سراسر جهان دارد—تداوم یافته است.[۲۹] بهاءالله، بنیانگذار این آیین، در سال ۱۸۶۳ ادعا کرد که همان «من یظهرهالله» یا موعود باب است. بیشتر پیروان باب تا پایان سدهٔ نوزدهم به آیین بهائی گرویدند.[۳۰] بهائیان، باب را همچون آدم، ابراهیم، موسی، زرتشت، کریشنا، بودا، عیسی، محمد و بهاءالله، یکی از مظاهر ظهور میشمارند.[۳۱]
زندگی
| گاهشمار زندگی باب | ||
|---|---|---|
| رویدادهای مهم در زندگی باب | ||
| ۱۱۹۸ | تولد | |
| ۱۲۲۳ | دیدار با بشرویهای | |
| ۱۲۲۴ | بازگشت از سفر حج | |
| ۱۲۲۵ | عزیمت به اصفهان | |
| ۱۲۲۶ | تبعید به ماکو | |
| ۱۲۲۷ | شروع سلطنت ناصرالدین شاه | |
| ۱۲۲۹ | درگذشت | |
دوران کودکی و جوانی
سیّد علیمحمد شیرازی پیش از سحر اول محرم ۱۲۳۵ در محله بازار مرغ، شیراز به دنیا آمد. پدرش میرزا محمدرضا پسر میرزا ابوالفتح و مادرش فاطمه بیگم بودند. پدر باب که بزاز بود و در محله بازار وکیل شیراز حجره داشت، در نخستین سالهای زندگی باب درگذشت و او در خانه داییاش -علیمحمد- که وصی پدرش نیز بود، بزرگ شد.[۳۲][۳۳] علیمحمد او را در ۵ یا ۶ سالگی برای یادگیری مقدمات فارسی به مکتبخانه فرستاد. معلم مکتب مشهور به «شیخ عابد» و شیخی بود.[۳۴][۳۵] باب بعد از ۶ یا ۷ سالی تحصیل در آن مکتب خانه محلی، در سن پانزده سالگی تجارت خانوادگی را پی گرفت. او در این زمان به همراه داییاش به بوشهر رفت.[۳۲] او مدتی در بوشهر شاگرد تجارتخانه داییاش بود. تقریباً ۲۰ ساله بود که جهت زیارت به عراق سفر کرد و نزدیک یک سال (۱۸۳۹–۱۸۴۰) را در آن جا و اکثراً در کربلا گذراند و در طول آن مدت در کلاسهای سید کاظم رشتی -پیشوای مکتب شیخیه- شرکت کرد. وی کمی بعد، به اصرار خانوادهاش به شیراز بازگشت.[۳۲] باب دست کم در دو جا در آثار خود، از رشتی با عنوان «معلم من» (معلمی) یاد میکند.[۳۶] باب در سن بیست و دو سالگی ازدواج کرد و به واسطهٔ این ازدواج فرزندی به نام احمد داشت که در نوزادی درگذشت.[۳۷]
شروع جنبش بابی
در سال ۱۷۹۰ میلادی در ایران، احمد احسایی مکتب جدیدی را بنیان نهاد که به شیخیه معروف است. پیروان او که شیخی نامیده میشدند، مثل اکثر شیعیان منتظر قیام مهدی یا امام دوازدهم بودند. بعد از مرگ احمد احسایی، رهبری شیخیه به یکی از شاگردان او به نام سید کاظم رشتی (۱۷۹۳ میلادی - ۱۸۴۳ میلادی) واگذار شد.[۳۸] سید کاظم رشتی قبل از مرگ، به شاگردانش سفارش کرده بود که به دنبال «حق» بگردند. او به شاگردانش گفته بود که قائم به زودی ظهور خواهد کرد. وی برای خود جانشینی تعیین نکرده بود و کمی قبل از فوتش به شاگردانش گفته بود «آیا نمیخواهید من بروم تا «حق» ظاهر شود؟»[۳۹] در میان شاگردانش فردی بود به نام ملا حسین بشرویه ای.[۳۹] سید کاظم او را مأمور کردهبود که برای مذاکره با سید شفتی و میرزا عسکری (از روحانیون برجسته آن روزگار) به اصفهان و خراسان برود بعد از برگشت او از ایران، استاد او دیگر در قید حیات نبود. از نظر ملا حسین بشرویهای نه میرزا محیط کرمانی و نه میرزا حسن گوهر، هیچکدام نمیتوانستند پیشوائی باشند که او انتظار داشت. بدین جهت مطابق شریعت اسلام به مدت ۴۰ روز به حال اعتکاف در مسجد کوفه به سر برد. در این زمان یکی دیگر از علمای شیخی به نام ملا علی بسطامی با عدهای دیگر به مسجد وارد میشوند و آنها هم در اعتکاف شرکت میکنند. بعد از خاتمه ۴۰ روز ملاحسین که زودتر اعتکاف را شروع کرده بود با دوستان خود عازم ایران میشود. ملا حسین بشرویه ای در تاریخ ۲۳ مه ۱۸۴۴ به شیراز میرسد[۴۰] و در آن جا با باب دیدار میکند.[۴۱]
ملاحسین در دیدار با سید علیمحمد شیرازی به او میگوید که طبق دستورها و راهنماییهای استاد فقید خود به دنبال قائم موعود است و علائم قائم را طبق گفتههای استادش برای سید علیمحمد شیرازی بازگو میکند.[۴۲] سید علیمحمد شیرازی در پاسخ میگوید که این نشانهها در او هویداست.[۴۲] بعد از مکالمه با باب بشرویهای متقاعد میشود که او قائم موعود است. بعد از چند سؤال و جواب و نزول سریع کتابِ «قَیّوم الاسماء» (تفسیر سوره یوسف) توسط سید علیمحمد شیرازی، ملاحسین بشرویهای به او[۴۳] ایمان میآورد.[۴۲] به دنبال او عدهای دیگر از شیخیان به شیراز میآیند، به باب ایمان آورده و از حروف حی (حواریون باب) محسوب میشوند.[۳۲]
حروف حی
حروف حَی، لقبی است که به ۱۸ نفر از اولین ایمان آورندگان به سید علیمحمد باب اطلاق میشود. حرف در آثار باب، در معنای وجود انسانی به کار رفته است.[۴۴] برای مثال، منظور از حروف انجیل و حروف فرقان در آثار او، مؤمنین به ظهور مسیح و محمد هستند.
لفظ «حی» بدون احتساب تشدید از لحاظ ارزش عددی در حساب ابجد برابر با هجده است و لذا عبارت «حروف حی» بمعنای هجده تن مؤمنین اولیه میباشد. همچنین باب، خود و هجده نفر حروف حی را «واحد اول شریعت بیان» نامیده است؛ واحد به حساب ابجد برابر با عدد ۱۹ است و معنی یگانگی و وحدت میدهد.[۴۵] حروف حی مأمور بودند که پیام بابیت[۴۶] آیین بیان را تبلیغ و منتشر کنند.[۴۷]

حروف حی عبارتند از:
- ملاحسین بشرویهای، اولین کسی که به باب ایمان آورد.[۴۸] پس از ایمان آوردن او تا مدت ۵ ماه، ۱۷ نفر دیگر نیز به باب ایمان آوردند. این ۱۸ نفر از پیروان اولیهٔ او حروف حی نامیده میشوند.[۴۷][۴۹]
- میرزا محمد حسن بشرویه ای، برادر کوچک ملاحسین بشرویه ای[۴۷][۴۹]
- میرزا محمد باقر بشرویه ای، خواهرزاده ملاحسین بشرویه ای[۴۷][۴۹]
- ملا علی بسطامی (دوم من آمن) عالم مشهوری که برای تبلیغ به دو قطب عالم شیعه یعنی کربلا و نجف فرستاده شد.[۵۰] او در نجف نامهای از طرف باب به شیخ محمد حسن نجفی رهبر برجسته شیعه آن دوره رساند. بسطامی به دلیل تبلیغ آئین جدید در عراق تکفیر و محاکمه شد و بعد از انتقال به استامبول در آنجا زندانی شد. او کمی بعد در اواخر سال ۱۸۵۶ در زندان درگذشت.[۵۰][۵۱]
- ملا خدابخش قوچانی ملقب به ملا علی[۴۷][۴۹]
- ملا حسن بجستانی[۴۷][۴۹] که بعد از کشته شدن باب در اعتقادات بابی تردید نمود و در نهایت از این اعتقاد برگشت.[۵۲]
- سید حسین یزدی[۴۷][۴۹]
- میرزا محمد روضه خوان یزدی[۴۷][۴۹]
- شیخ سعید هندی[۴۷][۴۹]
- ملا محمود خوئی[۴۷][۴۹]
- ملا جلیل ارومی[۴۷][۴۹]
- ملا احمد ابدال مراغه ای[۴۷][۴۹]
- ملا باقر تبریزی[۴۷][۴۹]
- ملا یوسف اردبیلی[۴۷][۴۹]
- میرزا هادی قزوینی، برادر بزرگتر ملا محمدعلی قزوینی[۴۷][۴۹]
- میرزا محمّد علی قزوینی، شوهر خواهر طاهره قرّةالعین[۴۷][۴۹]
- زرین تاج برغانی (طاهره قرةالعین)، که تنها زن در میان حروف حی بود و بعداً به او لقب «طاهره» داده شد.[۵۳] وی همچنین هیچگاه نتوانست باب را حضوری ملاقات کند.[۵۴][۵۵]
- ملامحمدعلی بارفروشی (ملقب به قدوس)، زاده ۱۲۳۸ هجری قمری و از شاگردان سیدکاظم رشتی، که آخرین فرد از حروف حی بود. بارفروشی در ماجرای بدشت، نقش مخالف قرةالعین را داشت. طاهره اما سرانجام توانست نظر قدوس را در نسخ قوانین اسلامی بهدستآورد.[۵۴] سرانجام بارفروشی در سن ۲۷ سالگی پس از پایان واقعه شیخ طبرسی و انتقال به بابل در تاریخ ۲۳ مه ۱۸۴۹ در آنجا اعدام شد.[۵۶]
بعد از اینکه تعداد حروف حی به ۱۸ نفر رسید، سید علیمحمّد شیرازی به همراه محمدعلی بارفروشی (هجدهمین حرف حی) برای زیارت خانهٔ کعبه عازم شد و پس از ۹ ماه دوباره به بوشهر در تاریخ ۱۵ مه ۱۸۴۵ بازگشت و تا اواسط ژوئیه در آنجا ماند.[۵۷] در میان اسامی حروف حی، اختلافاتی در منابع بهائی نقل شده است.
دستگیری
حکومت و روحانیون ابتدا توجه زیادی به حرکت بابی نکردند اما در اواخر تابستان ۱۸۴۵ میلادی وقتی از گسترش سریع آن آگاه شدند، تصمیم به کنترل آن گرفتند؛ باب در این زمان تازه از مکه به بوشهر آمده بود.[۵۸][۵۹]
به همین خاطر حاکم فارس عدهای از مأموران خود را از شیراز عازم کرد تا هرکجا که میتوانند او را بیابند و توقیفش کنند. مأموران در بین راه بوشهر و شیراز باب را دستگیر و به شیراز آوردند.[۶۰] او در برابر حاکم توسط سر دسته روحانیون مورد بازپرسی قرار گرفت و توسط وی مرتد اعلام شد و دستور داده شد که او باید با فلک تنبیه شود و در خانه عبد الحمید خان داروغه محبوس شود.[۵۸] بعد از آن، سید علیمحمد شیرازی به ضمانت دایی خود به منزل او رفت.
از وقایع مهم قبل از ورود باب به شیراز حضور و فعالیتهای بعضی از پیروان اولیه باب در شیراز بود. یکی از پیروان او به اسم ملّا صادق خراسانی که از شاگردان سید کاظم رشتی بود و به مقام اجتهاد رسیده بود طبق دستور باب،[۶۱] این جمله را در شیراز به اذان اضافه کرد: أشهد أن علیاً قبل نبیل باب بقیةالله، یعنی شهادت میدهم که علیمحمد، باب بقیةالله است.[۶۲][۶۳] علمائی که در اول صف نماز بودند برآشفتند و خواستار تنبیه مسبب واقعه شدند.[۶۴] حاکم شیراز، حسین خان آجودان باشی، ملّا صادق را دستگیر کرد، او را هزار تازیانه زد. قدوّس نیز که قسمتهایی از «قیوم الاسماء» را که خطاب به سلطان و صدر اعظم و ملوک و ابناء ملوک بود بر سر منبر خوانده بود مورد غضب حاکم قرار گرفت. حسین خان ملّاصادق، قدوّس و یکی دیگر از پیروان باب به اسم ملّا علی اکبر اردستانی را شکنجه و از شیراز اخراج کرد.[۶۵]
عزیمت به اصفهان
پس از مدتی، بیماری وبا در شهر شیراز مُسری شد و در همین حین باب را آزاد کردند به شرط آنکه از شیراز خارج شود.[۳۲] وی در تاریخ سپتامبر ۱۸۴۶ به اصفهان عزیمت کرد.[۶۶] در ابتدا در اصفهان در منزل امام جمعهٔ آن شهر ساکن شد.[۳۲] حاکم اصفهان در آن موقع منوچهرخان معتمدالدوله بود و او علیمحمد باب را با احترام پذیرفت و مدت یک سال از او مهمانداری و حمایت کرد.[۶۷] ادوارد براون در این خصوص مینویسد: داروغه شیراز در این امر همراهی کرد در غیر اینصورت انتقال زندانیش به همراه دو تن از پیروانش به شهر ثانی (اصفهان) محال بود. این واقعه حدوداً در ماه مه ۱۸۴۶ رخ داد. به مدت تقریباً یک سال باب در اصفهان ماند. او تحت حمایت قویترین اشراف آن زمان بود که هم قادر و هم خواهان پشتیبانی و حمایت او از کینهورزیهای دشمنانش بودند که در بین آنها روحانیون خطرناکترین بودند. اما در اوایل سال ۱۸۴۷ حامی او فوت کرد و گرگین خان که جانشین دولت اصفهان شد حس مشابهی با حاکم قبلی نداشت و فوراً باب را تحت یک همراهی مسلحانه به تهران که در آن زمان تحت حکومت محمد شاه و وزیرش میرزا آقاسی بود فرستاد.[۶۸]
تبعید به ماکو

باب پس از مدتی و در ژانویه ۱۸۴۷ به دستور محمّد شاه قاجار به سمت تهران حرکت کرد. اما صدر اعظم او حاجی میرزا آقاسی از حضور سید علیمحمد باب در تهران نگران شد و با شاه تصمیم گرفتند بدون این که باب وارد تهران شود او را به ماکو، واقع در شمال غربی ایران بفرستند.[۶۷] به همین دلیل سید علیمحمد شیرازی بعد از گذراندن مدت زمانی در خارج از شهر تهران و بدون آنکه بتواند با شاه ملاقات داشته باشد، بنا بر نامهای از طرف شاه به تبریز تبعید شد و سپس در قلعهٔ ماکو در منطقهای به همین نام زندانی شد. آن مکان به گمان حاجی میرزا آقاسی از این جهت مناسب بود که اکثر مردم آنجا سنی مذهب و ترکزبان بودند و محصور میان دول روس و عثمانی و بعید از همه جا بود و در نتیجه کسی به سوی باب جذب نمیشد؛ ولی حتی در ماکو هم نتوانستند مانع تماس باب با طرفدارانش شوند و در آنجا نیز نامههایی به باب میرسید یا طرفدارانش به ملاقات او میآمدند.[۶۷] علیخان در آن زمان فرماندار ماکو بود و بهزودی بعد از رسیدن او به ماکو، باب به تبریز احضار شد و دوباره در ارتباط با تعالیمش توسط برخی از روحانیون ارشد مورد بازجویی قرار گرفت. باب حدود شش ماه در ماکو ماند و سپس دولت که فهمید پیروانش هنوز در دستیابی به او موفق هستند، او را برای حبسی شدیدتر به قلعه چهریق فرستاد.[۶۸]
گردهمایی بدشت
در فاصلهٔ ژوئن تا ژوئیهٔ ۱۸۴۸ - کمی بعد از اینکه باب در قلعه چهریق زندانی شده بود[۶۹] - و طی دورهای نزدیک به سه هفته، گروهی از رهبران بابی در روستای بدشت[۷۰] در کنفرانسی حضور یافتند که بخشی از آن به ابتکار و با پشتیبانی مالی بهاءالله سازماندهی شده بود و بر نقش محوری طاهره و قدّوس تمرکز داشت. این گردهمآیی سرآغازی برای ظهور علنی و گسترش آیین بابی بهشمار میآید.[۷۱]
حدود هشتاد تن از مردان بابی همراه با طاهره در این کنفرانس شرکت داشتند. این رویداد نزد بابیان و بهائیان نقطهٔ عطفی قلمداد میشود که بر اساس آن، احکام شریعت اسلامی منسوخشده و جای خود را به قوانین بابی سپرده بود.[۷۲][۷۳] افزون بر این، کنفرانس بدشت بهعنوان یکی از برجستهترین نمونهها در جهت ارتقای موقعیت اجتماعی زنان شناخته میشود.[۷۴] به گفتهٔ ریچارد فولتز، این طاهره بود که در تهران اندیشهٔ تشکیل جلسهای با حضور همهٔ بابیان سرشناس را مطرح کرد. بزرگان بابی دعوت او را پذیرفتند و در ربیعالثانی سال ۱۲۶۴ هجری قمری، همزمان با محاکمهٔ سیدعلیمحمد باب در آذربایجان، این اجتماع در روستای بَدَشت از توابع شاهرود[۷۵][۷۶] ــ روستایی در تقاطع راه تهران–مشهد و مسیر مازندران–هزارجریب–شاهرود ــ تشکیل شد.[۷۷]
دربارهٔ اهداف این گردهمآیی، افسانه نجمآبادی بر این باور است که رهبران بابی در واکنش به شدت گرفتن سرکوب بابیان در بدشت جمع شدند تا دربارهٔ جهتگیری آیندهٔ آیین نو تصمیم بگیرند.[۷۸] ماریون وودمن هدف اصلی کنفرانس را اعلام جدایی و استقلال کامل آیین باب از اسلام دانسته است.[۷۹] طاهره در اجتماع بدشت سخنرانی کرد و با حضور بدون حجاب، حاضران را بسیار شگفتزده نمود. او آشکارا جدایی دین بابی از اسلام و نسخ احکام و سنن پیشین را اعلام کرد.[۸۰]
انتقال به تبریز و عودت به چهریق
حدوداً همزمان با گردهمایی بدشت، باب را از چهریق به تبریز بردند تا در برابر گروهی از علمای بلندپایه به اتهام ارتداد محاکمه کنند. در مسیر تبریز، او ده روزی را در ارومیّه توقّف کرد؛ شهری که تنها تصویر شناختهشده از وی بهدست یک هنرمند محلّی در همان ایّام ترسیم گردید. در جریان محاکمه در تبریز، زمانی که در حضور ولیعهد (ناصرالدین میرزا) و جمعی از علمای برجستهٔ شهر از مقامش سؤال شد، باب اعلام کرد که همان موعود اسلام است؛ و بدینسان، صریح و علنی بر ادّعایی صحّه گذاشت که پیشتر بهطور ضمنی—و گاه نیز بهصراحت—در آثارش خطاب به اصحاب و مخالفان خود بیان داشته بود، به این مفهوم که جایگاه او جایگاه پیامبری مستقل و از جانب خداوند بود؛ پیامبری که ظهورش با قدرتِ انزال آیات و بنیانگذاری احکام، نسخ شریعت اسلام و آغاز دورهای نو در عرصهٔ دین و تمدّن همراه بود.[۸۱]
در تأیید این ادّعا، باب با آرامش به تلاوت آیات پرداخت، امّا سخنانش با پرسشهای تحقیرآمیز و نامربوط، که برخاسته از تصوّرات سنّتی از دانش بود، گسسته شد.[۸۱] او از پاسخگویی به چنین جسارتهایی اِبا ورزید.[۸۱] در پایان محاکمه، حکم به اجرای تعزیر دادند و جراحاتی بر پای و چهره باب وارد شد. پیش از بازگرداندن او به چهریق، پزشکی ایرلندیالاصل به نام ویلیام کورمیک (درگذشتهٔ ۱۸۷۷ میلادی)، که یگانه تبعهٔ غربی بود که با باب ملاقات کرد، به معالجهٔ وی پرداخت و مشاهدات خود را ثبت نمود. کورمیک، باب را چنین توصیف کرده است:
او مردی بسیار آرام و ظریفچهره بود، با قامتی نسبتاً کوتاه و پوستی بهطور غیرمعمول روشن برای یک ایرانی، و صدایی خوشآهنگ و نرم که تأثیر زیادی بر من گذاشت. در حقیقت، چهره و رفتار او چنان بود که هر بینندهای را به سوی او متمایل میکرد.[۸۲]


مجلس محاکمه باب در تبریز به امید توبه وی و از بین بردن جنبش بابی با وعد و وعید تشکیل شده بود.[۸۳][۸۴] اما باب در این مجلس بی پرده ادعای قائمیت خود را علنی کرد و تا آخر با وجود فشار علماء در تبریز دست از عقیده خویش نکشید.[۸۴] به گفته عباس امانت، استاد تاریخ دانشگاه ییل، با وجود فشار زیادی که بر روی باب برای توبه و از بین بردن جنبش بابی بود وی حاضر به توبه نشد و تا آخر بر عقیده خود ثابت ماند.[۸۵] ازین روی او را در ملأ عام در میدان سربازخانه تبریز تیرباران کردند تا هم جنبش بابی خاموش شود و هم اقتدار حکومت قاجار به صدارت وزیر جدید به نمایش گذاشته شود.[۸۵] پسر ملاّ محمّد ممقانی نیز که پدرش حکم قتل باب را بعد از مجلس محاکمه وی در تبریز داده بود بر عدم توبه وی با وجود اصرار پدر تأکید میکند.[۸۶][۸۷]
ادوارد براون دربارهٔ محاکمه باب در تبریز مینویسد:[۶۸]
باب از قلعه چهریق به تبریز برده شد و یک بار دیگر در برابر قضاتی که حکمشان نتیجه قطعی بود مورد بازخواست قرار گرفت. محکمهای که او اکنون به آن تن درداده بود چیزی جز یک سری اهانتها و بیاحترامیهای مکرر نبود. به هر حال شکنجهگران او دنبال گرفتن یک نتیجه بودند و آن اینکه رسماً باب را وادار کنند از تعالیمی که میآموزد صرف نظر کند. اما آنها قادر به انجام آن نشدند.
مقامات دولتی تبریز کمی بعد از محاکمه باب برای بیاعتبار کردن وی و خشنود کردن شاه سندی بی مهر و امضا جعل کردند که در آن باب از دعاوی خود دست کشیده است.[۸۸] این سند بعدها به توبه نامه باب شهرت پیدا کرد.[۸۸]
ناصرالدین میرزا، ولیعهد آن زمان پس از محاکمه تبریز حس کرد یا میباید در برابر روحانیون قدرتمند تبریز بایستد یا از آن خطرناکتر منتظر ناآرامی از طرف پیروان باب باشد. در این بین مشاوران وی تدبیری پیشنهاد کردند که پزشکان خود را بفرستد تا باب را معاینه کنند. آنها با نظری دایر بر جنون باب، خواستند جان باب را نجات دهند. ویلیام کورمیک، یکی از پزشکان مخصوص ناصرالدین میرزا، سالها بعد نوشت: «گزارش ما در آن موقع به شاه به گونهای بود که جان او [یعنی باب] را نجات دهد.»[۸۹] بهگفته مک ایون باب بهصورت غیررسمی در مجلس علما از سوی بسیاری از علمای حاضر محکوم به مرگ شد. اما رأی بر جنون در آن زمان مطرح شد تا مانع اعدام باب شود.[۳۲] محمد ترابیان در این خصوص مینویسد: «اینکه در برخی کتابها نوشتهاند سید باب مخبط و مجنون بوده است از انصاف و عدالت دور است زیرا همهٔ آثار او حکایت از یک مجذوب فریفته به افکار خود دارد و در همه موارد به مقدسات اسلامی جداٌ احترام میگذارد و به اصول و نوامیس اخلاقی و اجتماعی کاملاً متوجه است و مطلقاً علایم جنون در آثار وی دیده نمیشود.»[۹۰]
باب که اکنون بیش از سه سال در حبس شدید بود عملاً نمیتوانست بهطور مستقیم مسئول گرایش پیروانش به دفاع مسلحانه باشد. با این وجود دولت او را سرچشمه آن تعالیمی میدانست که کل امپراتوری ایران را دچار تشنج کرده بود و تصمیم به مرگ او گرفت. آنان تصور میکردند که با مرگ او جنبش بابی از هم خواهد پاشد.[۶۸]
اعدام

میرزا تقیخان امیرکبیر که در زمان ناصرالدین شاه، صدر اعظم دولت ایران بود نتوانسته بود از گسترش آئین بابی جلوگیری کند و تبعید باب را در کوههای آذربایجان بینتیجه و بیاثر میدید،[۹۱] به شاه پیشنهاد اعدام باب را داد.[۶۷] بدین ترتیب از سوی شاه به تبریز دستور داده شد که باب را از زندان خارج کنند و او را حسب الظاهر محاکمه کنند و سپس به قتل برسانند. بنا به این دستور ناصرالدین شاه، باب را از چهریق به تبریز آورده، چند ساعت در کوچه و بازار تبریز با پای برهنه گرداندند و قبل از غروب آفتاب او را به محل اعدام بردند.[۹۲] یکی از پیروان پرشور او، میرزا محمدعلی زنوزی، ملقب به انیس (بهمعنای «همدم»)، خود را به پای باب انداخت و از نگهبانان خواست تا اجازه دهند همراه او باشد.[۶۷] اعضای خانوادهٔ انیس کوشیدند او را از این تصمیم بازدارند و حتی کودک دو سالهاش را به سربازخانه آوردند تا او را از ایمانش به باب منصرف کنند، اما انیس با پایداری و وفاداری کامل از باور خود دست نکشید و از کنارهگیری از باب خودداری کرد.[۲۷]
در نهم ژوئیهٔ ۱۸۵۰ میلادی، باب در سن سی و یک سالگی بههمراه انیس در تبریز تیرباران شد. به نظر میرسد که علنی بودن این اعدام با هدف نشان دادن اقتدار حکومت و نیز جلوگیری از گمانهزنی دربارهٔ زندهبودن او انجام گرفته بود. هنگی متشکل از ۷۵۰ سرباز تحت فرماندهی سرهنگ سامخان از هنگ مسیحیان ارومیه در سه صف قرار گرفت و دستور شلیک همزمان صادر شد.[۲۷] هنگامی که دود ناشی از گلولهها فرو نشست، تماشاگران با شگفتی دریافتند که باب ناپدید شده است. گلولهها طنابهایی را که باب بهوسیلهٔ آنها بسته شده بود پاره کرده بودند، اما به او آسیبی نرسانده بودند. باب ساعتی بعد در سلول خود یافت شد، در حالیکه گفتوگویی خصوصی را که پیشتر با کاتبش داشته و قطع شده بود، به پایان میبرد.[۲۷] سپس هنگ دومی به فرماندهی آقا جانخان خمسهای فراخوانده شد و این بار، رگبار گلوله پیکر باب و انیس را تکهتکه کرد. گفته میشود هر دو هنگ از ۷۵۰ سرباز تشکیل شده بودند، هرچند برخی منابع شمار تیراندازان را بیشتر ذکر کردهاند. حاجی معینالسلطنه، که در پژوهش خود دربارهٔ اعدام باب با بیش از صد نفر از شاهدان عینی در تبریز گفتوگو کرده است، مینویسد که سامخان هنگ هزارنفری خود را در سه صف منظم کرد و دستور داد تا یکی پس از دیگری به سوی باب آتش بگشایند.[۲۷]
پیکر باب و انیس، که بر اثر گلولهها چنان درهم آمیخته بود که جداسازی آنها ممکن نبود، بهطور پنهانی از کنار خندقی در بیرون شهر تبریز، که اجساد در آن افکنده شده بودند، با تلاش سلیمانخان به تهران منتقل شده و موقتاً در امامزاده حسن دفن شد. پس از ۵۰ سال اختفا، بقایای پیکر باب و انیس به دستور بهاءالله و سپس عبدالبهاء به سرزمین فلسطین عثمانی منتقل گردید.[۲۷] در آنجا عبدالبهاء آرامگاهی بر دامنهٔ کوه کرمل در بندر حیفا بنا کرد و در مارس ۱۹۰۹ میلادی پیکر باب و انیس در آن آرامگاه به خاک سپرده شد. بیش از چهل سال بعد، با گسترش جامعهٔ بهائی در دوران رهبری عبدالبهاء و جانشین او شوقی افندی، امکانات مالی لازم برای ساخت سازهای بزرگتر بر فراز آرامگاه فراهم شد. این بنای جدید در سال ۱۹۵۳ میلادی تکمیل و افتتاح گردید.[۲۷][۳۲][۹۳]
طرح دیگری که به ابتکار بیتالعدل اعظم برای ساخت هجده باغ پلکانی در بالا و پایین آرامگاه باب آغاز شده بود، در سال ۲۰۰۱ میلادی به پایان رسید. از سال ۱۹۰۹ تاکنون، آرامگاه باب یکی از مراکز اصلی زیارت پیروان آیین بهائی و شناختهشدهترین نماد شهر حیفا بهشمار میرود.[۲۷]

سرکوب بابیان
در اکتبر سال ۱۸۴۷ میلادی محمد شاه، پادشاه ایران درگذشت. پس از به سلطنت رسیدن ناصرالدین شاه، علماء که از مهار اختیارات خود توسط میرزا آقاسی و عدم شدّت عمل او در برابر بابیان در سالهای پایانی حکومت محمد شاه خشمگین بودند[۹۴] اینک با همراهی وزیر جدید، امیرکبیر، به قلع و قمع بابیان پرداختند.[۹۵]
در شهرهای دور افتاده جمیع طعمه شمشیر شدند و از قتل و غارت جان سالم بدر نبردند ولی در شهرهایی که جمعیت بابیان بالنسبه زیاد بود مثل یزد، نیریز، زنجان و ولایت مازندران بابیان اقدام به دفاع کردند.[۹۶][۸۴] در واقعه زنجان، چیزی نمانده بود که تمام قوای دولتی ایران از بابیان شکست بخورند.[۶۷]
تقابلِ بین امیرکبیر و بابیان، مقابله بین دو بینش روشنفکرانه و تجددطلب بود.[۹۷] درحالیکه امیرکبیر خواهان اصلاحات غیرمذهبی و اقتدارگرایانه بود، بابیان از نوگرایی همه جانبهٔ دینی که توسط باب ارائه شده[۹۸] و در همهٔ آموزههای نوین او نظیر، استمرار ظهورات الهی، تجدید دین،[۹۹] الغای مقام پیشوای روحانی، بررسی مستقل مسائل دینی بدون نیاز به وجود قشر روحانیت[۱۰۰] و ارتقای جایگاه زنان در اجتماع،[۱۰۱] به وضوح به چشم میخورد، حمایت میکردند.[۹۸]
بابیان طرفدارِ انقلابی مردمی برای ایجاد تحوّل در آموزههای دینی و درمان دردهای جامعهٔ مذهبی و پاک نمودن آن از وجود قشر روحانیت بودند.[۱۰۲] حال آنکه امیرکبیر بر آن بود تا هرگونه دگراندیشی مذهبی را سرکوب نموده و در عین حال در تلاشی ناموفق سعی داشت تا طبقه روحانیت را وادار به اطاعت از اقتدار دولت و حکومت نماید.[۱۰۲] اندیشهٔ اروپاییِ جدایی دین از سیاست که الهامبخش اصلاحاتِ امیرکبیر بود، در تضاد با بازنگری جدی اصول دینی قرار داشت.[۱۰۲] دولت قاجار با کشتار بابیان و تلاش در نابودی آنان، روحانیت را به عنوان تنها داورِ بی رقیبِ هنجارهای دینی تأیید نمود.[۱۰۲] با سرکوب نهضت بابی، فرصت مناسب برای پا گرفتنِ جنبشِ بومی اصلاحات، برای دههها، از میان رفت و امیرکبیر ناخواسته راه را برای تثبیت قدرت روحانیون تا پایان قرن نوزدهم و حتّی پس از آن، هموار نمود.[۱۰۳]
به گفته هما ناطق امیرکبیر از سرکوب بابیان طرفی نبست و دست تنها ماند. او که به دنبال اصلاح و نوآوری بود باید برای مبارزه با استبداد دینی و حکومت قاجار حمایت نواندیشان چون بابیان را جلب میکرد. بابیان دستکم در ابتدا برای ترویج آرمانهای خود به دولتیان روی آورده بودند.[۱۰۴]
برخوردِ شدید امیرکبیر با دگراندیشی مذهبی و سیاسی، البتّه سوای آنانی که توسط خود او انجام شده بود، راه را بر نوگراییها بست و سبب شد تا نهضت بابیّه که جریانی مذهبی با پیامی صریح و در جهت نوسازی جامعه بود؛ علیرغم نفوذ گستردهٔ مردمی، به عنوان شورشی بدعتآمیز که بنیان دولت و مذهب را تهدید میکند، تلقّی گردد و به انزوا کشانده شود.[۱۰۵] شاید بتوان گفت امیرکبیر با شکست سیاسی بابیّه و اعدام سید علیمحمد باب که منادی انقلابی مردمی برای ایجاد تحوّل در آموزههای دینی و پاک نمودن آن از وجود قشر روحانیون بودند،[۱۰۶] فرصت مناسب برای پا گرفتنِ جنبشِ بومی اصلاحات را برای دههها از میان برد و ناخواسته راه را برای تثبیت قدرت روحانیون تا پایان قرن نوزدهم و حتّی پس از آن، هموار نمود.[۱۰۵]



| بخشی از مجموعه مقالات دربارۀ |
| بابیه |
|---|
![]() |
|
آموزههای باب
دعاوی
| بخشی از مجموعه مقالات دربارۀ |
| آئین بهائی |
|---|
![]() |
|
باب دعاوی خود را به تدریج، طی چند مرحله ظاهر میکند. در آغاز خود را باب یا واسطه امام غائب میخواند، بعد اعلام میکند که خود مهدی موعود است و در نهایت اظهار میدارد که پیامبری جدید است از جانب خداوند که دیانتی تازه آورده تا مردم را برای ظهور موعودی جهانی که از او با عنوان «مَن یُظهرُه الله» (کسی که خداوند او را ظاهر خواهد ساخت) یاد میکند، آماده کند.[۱۰۸] دلیل اینکه او از ابتدا ادعای نهائی خود را آشکار نکرد به گفته وی آماده کردن مردم برای پذیرش دعوتش بوده است تا به تدریج مردم با آموزهها و دیانت جدید آشنا شوند و آن را بپذیرند،[۱۰۹] چه که گسست ناگهانی آئین جدید از اسلام میتوانست منجر به اضطراب شدید مردم و روی گرداندن از آن شود.[۱۰۹] باب در آثار اولیه اش خود را باب (وسیله ارتباط) و نائب (نماینده) امام غایب شیعیان دوازده امامی میخواند.[۱۱۰] لقب دیگری که به کار میبرد، ذکر یا ذکرالله الاعظم بود.[۱۰۹] در ابتدا ادعایش این بود که از طرف امام غایب فرستاده شده تا فرارسیدن ظهورش را اعلان کند.[۱۱۰] باب بعدتر در دوران زندانی بودنش در ماکو با صراحتی بیشتر ادعایش را فراتر از نیابت یا جانشینی امام اعلام میکند و خود را شخص مهدی موعود میخواند.[۱۱۰] در دادگاهی که کمی بعد از ورودش به چهریق در تبریز برگزار شد، همین ادعا را علنی میکند و از سوی شماری از علمای حاضر محکوم به مرگ میشود.[۳۲] در سال ۱۸۴۷ میلادی در مهمترین اثر خود به نام بیان فارسی به پایان دوره اسلام اشاره میکند، خود را «مظهر الهی» و پیامبری جدید میخواند که احکام و تعالیم تازه ای به نام آئین بیان آورده است. در همین اثر به کرّات سخن از موعودی جهانی میراند که نتیجه و ثمره آئین جدیدِ بیان باید ایمان به وی باشد، وی از این موعود با عنوان «مَن یُظهرُه الله» یاد میکند.[۱۱۱]
با اینکه باب دعوتش را بتدریج ظاهر کرد اما در عین حال از همان ابتدا میتوان از لابلای آثارش دعوی رسالت و وحی را به وضوح دید. وی آثار خود را وحی از سوی خداوند و مترادف با قرآن میداند. در آثار محمد کریم خان کرمانی پیشوای مکتب شیخیه (شعبه رکنیه) که با باب مخالفت شدید میکرده، به این دعوی باب اشاره شده است.[۱۱۲] به نظر کریم خان از همان اثر نخستین باب به نام قیوم الاسماء برمی آید که باب ادعای رسالت داشته است.[۱۱۲] در همان زمان در کربلا نیز عدهای از علمای شیعی و سنی و شماری از پیشوایان شیخیه و اهل تصوف در فتوایی دست جمعی به همین نتیجه رسیده بودند.[۵۰]
خداوند و پیامبران
نوشتههای باب بر تعالی مطلق خداوند و رد هرگونه تصوری انسان گونه از او تأکید دارد. از نظر باب، از آنجایی که حقیقت خدا برای جهان غیرقابل دسترس است، خداوند از روی محبت خود، خود را از طریق پیامبران برای مخلوقاتش تعریف و توصیف میکند تا او را بشناسند.[۱۱] بنابراین پیامبران تجلی اعظم خداوند در جهان و خود-توصیفی الهی هستند و با شناخت آنهاست که خداوند شناخته میشود. به گفته باب همه پیامبران یکی هستند. آنها به آینههای صاف و پاکی میمانند که در عین گوناگونی، یک خورشید (استعاره از خداوند واحد) را در خود منعکس میکنند. به عقیده باب ظهور وحی، پیامبران و ادیان را پایانی نیست.[۱۱]
تداوم و سیر تکاملی ادیان
یکی از آموزههای اساسی باب تداوم و تکامل ادیان است.[۱۳] با پیشرفت انسان در طول تاریخ، تجلی الهی به تدریج در ادیان ظاهر میشود و جلوه ای کاملتر و جامعتر از خود به منصّه ظهور میگذارد.[۱۱۳] هر دینی در زمان خود و به نسبت به گذشته کامل است و در عین حال کمالِ بالقوه اش ظهور دیانتِ بعد است که شکوفایی کمالات بالقوه دیانت و مدنیت قبل در آن ممکن میشود.[۱۱۴] مثلاً کمالِ تورات، انجیل و کمالِ انجیل، قرآن است و اکنون کمالِ قرآن به صورت بیان و در آئینی که باب آورده، ظاهر شده است.[۱۱۴] بر اساس همین منطق، هیچ دینی به گفته باب آخرین دین نیست،[۶۸][۱۱۳] بلکه برای نیازهای دوره ای محدود از تاریخ بشر ظهور یافته است.[۶۸][۱۱۳] بر اساس همین اصلِ تکامل و شکوفایی ادیان، باب نتیجه میگیرد که نتیجه و ثمره آیین او باید شناخت و ایمان به «مَن یُظهره الله» موعود آئین بیان باشد.[۱۱۵]
باب همچنین، عدل الهی را مستلزم اختیار بشر و نیز استمرار فیض هدایت الهی بر طبق تکامل وقفه ناپذیر انسان و جامعه میداند و در نتیجه اعتقاد به انتهای نبوت و رسالت نفی کامل عدل الهی است.[۱۱۶]
در آثار باب دین تبدیل به یک پدیده دیالکتیکی میشود. دین تحمیل ابدی و الزامآور اراده خداوند بر انسانها نیست، بلکه محصول تعامل اراده خداوند با مرحله تاریخی تکامل بشریت است. از آنجایی که انسانها تاریخی و در حال تغییر هستند، دین نیز یک واقعیت پویا و مترقی است. یکی از برجستهترین و محوریترین بیان این مفهوم دیالکتیکی و تاریخی، استفاده باب از اصطلاح «ارتفاع» است که هم معنای الغاء میدهد و هم معنای اعتلاء. از نظر باب، هر دین جدید، ارتفاع دین قبلی است. دین جدید از یک سو دین قبلی را نسخ و الغاء میکند و از سوی دیگر آن را اعتلاء میبخشد. دین جدید همان دین قبلی است که به شکلی والاتر و متعالیتر ظاهر شده است. از این رو باب ارتفاع را برای بیان وحدت دو معنای متضاد به کار میبرد. اصطلاح «ارتفاع» همان مفهوم آف هه بونگ هگل را میرساند. از دیدگاه باب قیامت پایان تاریخ نیست بلکه روز بعثت پیامبر جدیدی است که مرحله جدیدی از توسعه تاریخ بشر را آغاز میکند.[۱۴]
به گفتهٔ باب کلام الهی زنده و پویاست و میخواهد به موازات تکامل بشر آن هم به صورت نوین خود ظاهر گردد و از اینکه سّنت پرستان مذهبی از روی علاقه به کتاب آسمانی خود مانع تکامل همان کتاب شده و به طرد ظهور نوین همان کتاب میشوند عمیقاً تاسف میخورد.[۱۱۷]
قیامت، معاد، بهشت و دوزخ
به باور باب، آثار وی برای اولین بار حقایق نهفته و باطنی مفاهیم اسلامی و آیات قرانی را آشکار میکند، حقایقی که به عقیده او با باور رایج میان مسلمانان تفاوت بسیار دارد.[۱۱۸][۱۱۹] مفهوم قیامت و معاد از نظر باب نه پایان تاریخ بلکه پایان یک مرحله از تکامل بشر یعنی پایان دوران یک دین و آغاز ظهور دین بعدی است.[۱۵][۱۲۰] پس قیامت مسیحیت با ظهور پیامبر اسلام به وقوع پیوست و قیامت اسلام در سال ۱۲۶۰ هجری قمری با ظهور باب اتفاق افتاد.[۱۵]
بهشت و دوزخ نیز از دیدگاه باب نه محلی برای شکنجه ابدی برخی مردم یا محلی برای تمتّع جسمی و جنسی برخی دیگر است بلکه معانی روحانی دارد. بهشت شناخت و رضای خدا از طریق ایمان به فرستاده خداوند و عمل به ارزشهای نوین او برای شکوفایی کمالات روحانی است و دوزخ محرومیت از این تکامل.[۱۲۰]
اسلام
باب با احترام از اسلام یاد میکند ولی بر اساس اصل تکامل و تداوم ادیان، باب دوره اسلام را هزار سال میداند[۱۲۱] که با ظهور او در سال ۱۲۶۰ هجری قمری، یعنی هزار سال بعد از درگذشت حسن عسکری، به پایان رسیده است.[۱۵][۱۲۱] شماری از نوشتههای باب به صورت تفسیر سورههای قرانی نوشته شده است و معانی باطنی و عرفانی آن آیات را آشکار میسازد.[۱۱۹] در زمان اقامت باب در اصفهان، منوچهر خان معتمد الدوله حاکم مقتدر آنجا، که پیشینه مسیحی داشت و قلباً به پیامبر اسلام ایمان نداشت، در حضور علماء از باب خواهش نمود که در اثبات نبوت پیامبر اسلام رساله ای بنویسد.[۱۲۲] باب بلافاصله و بدون درنگ رساله مفصلی در همان جمع بنگاشت.[۱۲۳] نام این نوشته رساله اثبات نبوت خاصه است.[۱۲۳] این اثر چنان منوچهر خان را متأثر نمود که نه تنها به پیامبر اسلام بلکه به باب نیز ایمان یافت و در جرگه پیروان او درآمد.[۶۷][۱۲۲]
بهبود وضعیت زنان
اکثر روایتهای معاصر از جنبش بابی بر این نکته اتفاق نظر دارند که یکی از اصلیترین تأثیرات اجتماعی این جنبش بهبود وضعیت زنان بوده است.[۱۷] باب جدای از دفاع از حقوق زنان در آثار خود، در عمل هم با حمایتهای گسترده از طاهره قرةالعین، برجستهترین پیرو زن خود و یکی از شخصیتهای اصلی آئین بابی، برای بهبود وضعیت زنان تلاش میکرد. فعالیتهای ساختارشکنانه طاهره در کشف حجاب، پیشبرد دعاوی باب، و گسست آئین بابی از اسلام که بعضاً با اعتراض و شکایت بعضی از بابیان همراه بود همیشه مورد تأیید و ستایش باب قرار میگرفت.[۱۷][۱۸] کمی پس از گردهمایی بدشت که طاهره در آن نقشی محوری ایفا نمود باب در نوشتهای از مقام او تجلیل نمود و او را به تنهایی با مجموع هفده نفر دیگر از حروف حی برابر شمارد. حروف حّی، که طاهره یکی از ایشان بود، اولین هیجده نفری بودند که به باب ایمان آوردند و به همین جهت آنان در تاریخ بابی دارای بالاترین مقام روحانی هستند.[۱۲۴]
احکام آئین بابی بهطور کلی بر برابری جنسیتی تأکید دارد.[۱۷] باب بهطور خاص در چندین مورد محدودیتها و فشارهای قوانین اسلامی بر روی زنان را بهبود میبخشد. به عنوان مثال، او طلاق را با وضع تأخیری دوازدهماهه دشوار میسازد، محدودیتهای شدیدِ حاکم بر روابط اجتماعی زنان را کاهش میدهد و به مردان دستور میدهد که باعث آزار زنان نشوند و با نهایت محبت با زنان رفتار کنند.[۱۷] باب همچنین ازدواج موقت (صیغه)، ازدواج اجباری دختران، رابطه جنسی مرد با همسر بدون رضایت او، و طلاق یک طرفه زن از طرف مرد را ممنوع میکند.[۱۲۵] در بعضی موارد، حتی باب زنان را بر مردان ترجیح میدهد. به عنوان مثال، او مجازاتی برای کسی که موجبات اندوه دیگری را فراهم کند تعیین میکند؛ این مجازات برای افرادی که سبب حزن زنان شوند دو برابر است.[۱۷]
دریکی از آثار اوّلیهٔ خود باب «احسن سبیل محّبت» را قاعده و شاخص رفتار با زنان توصیف نموده و مینویسد آزار زنان حّتی به اندازهٔ یک چشم برهم زدن نیز تعدّی از فرمان خداست.[۱۲۶]
کرامت انسانی
باب انسانها را موجودات شریفی میداند که دارای ظرفیت ذاتی برای اندیشیدن هستند و از این رو، موظف به تحری مستقل حقیقت میباشند. این بدان معناست که هیچ انسانی نباید برای بررسی حقایق معنوی به دیگران وابسته باشد. دو جلوه عمده این عقیده در آثار باب، حذف مرجعیت روحانیت و جایگزینی برهان معجزه به جای کلام وحی است.[۱۶]
باب، نهاد روحانیت را حذف و ارتقاء بر منبر را تحریم میکند.[۱۶] بالانشینی روحانیون بر منبر و همچنین نشستن مردم در پایین منبر را توهین به کرامت انسانها میداند و آن را نهی میکند. وی همچنین نماز جماعت را که مستلزم پیروی از پیشوای روحانی است، حرام اعلام میکند.[۱۶] از نظر باب، عبادت خدا نیازی به وساطت انسان ندارد و هر کس میتواند باید با قلبی پاک در خلوت خود به دعا بپردازند. حتی زمانی که باب نماز جماعت برای میت را مستثنی میکند، تأکید میکند که هیچکس نباید جلوتر از دیگران بایستد.[۱۶] همه باید در ردیفهای مساوی به احترام متوفی بایستند. باب همچنین تأکید میکند که برای شناسایی پیامبر باید همگان خود دست به تحقیق بزنند و نه آنکه از یک روحانی یا کس دیگر استفتاء یا کسب نظر کنند.[۱۶] باب بیان میدارد که سبب اصلی آزار همهٔ پیامبران در زمان ظهورشان این بود که مردم بهجای جستجوی مستقّلانهٔ حقیقت به کسانی گوش میدادند که دانش خود آنان نیز دانشی اقتباسی و یادگرفته از دیگران بوده است و نه آنکه از خود پیامبر و کلام او آموخته باشند. به عبارت دیگر ضرورت اندیشیدن فرد فرد آدمیان در بارهٔ همه چیز از جمله در مورد دین با حضور دستگاهی به نام روحانیون و منبرگرایان در تضاّد است.[۱۶]
از مهمّترین باورهای باب اینست که معجزه یعنی درهم شکستن قوانین طبیعت به هیچوجه ربطی به وظیفهٔ پیامبر و دین، یعنی تربیت اخلاقی و روحانی انسان ندارد و در نتیجه دلیل حقانیت یک پیامبر نیست. باب دستاویزی به معجزه را با پیشرفت فرهنگ و جامعه در جهت خردگرایی و تجربه گرایی ورشد علم درتضاّد مییابد و میخواهد که هم عرصهٔ دین را از خرافات ومنطِق جادو-محور پاک نماید وهم آنکه آدمیان را به سوی احترام به قوانین طبیعت و کاربرد خرد سوق دهد. از نظر باب دلیل و گواه حضور خدا در هستی، قوانین طبیعت و نظام پرشکوه هستی است و نه حوادث عجیب و غریبی که طرد آن نظام باشد. از طرف دیگر از دیدگاه باب معجزه با عدالت خدا نیز در تضاّد است.[۱۱۸] معجزه حّتی اگر حقیقت داشته باشد فقط برای کسانیکه در همان لحظه شاهد آن بودهاند معتبر است.[۱۱۸] باب تنها و تنها یک عامل را دلیل و میزان راستی یک پیامبر میشمارد و آن کلام پیامبراست که با خّلاقّیت خویش گویای اقتضاء زمان است و فرهنگ و ارزشها و معانی نوینی را برای مردم به بار آورده و آنان را درجهت شکوفایی کمالات انسانی یاری میرساند.[۲۰]
اهمیت تربیت
باب بر خردورزی، علم و آموزش کارآمد تأکید میکند.[۱۹] به گفته او آموزش باید به خوبی سازماندهی شود و دانش به شیوهای سیستماتیک به کودکان منتقل شود. جامعه مترقی مبتنی بر رویکرد آموزشی کارآمد و مدارسی است که به خوبی سازماندهی شدهاند و موضوعاتی کلیدی نظیر اهمیت مسائل اخلاقی، نسبیت معنویت، رهایی از خرافات گذشته، شرافتِ نقشِ بشر در پیشبردِ تمدن جهانی و ارتقاءِ نقش زنان در جامعه را لحاظ میکنند. باب علوم طبیعی را مهم میداند و بر مدرنسازی آموزش و پرورش و اعمال اصلاحات اساسی در آن تأکید میکند، از جمله حذف موضوعات منسوخی مانند فقه و احکام اسلامی و علوم دینی، حذف استفاده از کلمات پیچیده و آسانتر کردن زبان، و تشویقِ معلمان به استفاده از بازی در فرایند آموزش. باب نظم و انضباط را در مدارس مهم میداند، اما استفاده از تنبیه بدنی کودکان را منع میکند و معلمان را به برقراری ارتباطی صبورانه و بدون خشونت با کودکان تشویق میکند. باب احترام به معلمان و آموزش مهربانی به کودکان را از وظایف والدین میداند. به اعتقاد باب، هدف اصلی تمدن، همزیستی مسالمتآمیز است و تنها با استفاده از مهربانی و رواج رفتار و آداب در جامعه میتوان به آن دست یافت.[۱۹]
اخلاق
بخش اعظمِ کتابِ بیان فارسی به تبیین و تشریحِ این اصل کلّی اخلاقی میپردازد که، حتی اگر مردم به شما ظلم میکنند، شما باید بخشنده و مهربان باشید و به آنها نیکی کنید. درست به همانگونه که خداوند با کسانی که ناسپاسانه او را انکار میکنند، رفتار مینماید. بهطور خلاصه، باب مردم را به جهادی درونی در راستای تحوّلی معنوی و روحانی دعوت مینماید و تأکید میکند که انسان باید راضی به رضای پروردگار خود بوده، با طیب خاطر از قوانین الهی پیروی نماید و همچنانکه از والدین خود خرسند است، از خویشتن نیز راضی باشد.[۱۲۷] باب از طرق گوناگون، بشر را به سوی پاکی و کمال دعوت میکند: از زلال و پاکیزه نگاه داشتن آب نهرها و رودخانهها و حفظ محیط زیست و آسیب نرساندن به طبیعت گرفته[۱۲۸][۱۲۷] تا کوشش در تولید صنایع دستی و کالاهای مرغوب. از خلق هنرهای زیبا گرفته تا ایجاد شاهکارها معماری و ساخت منازلی با درهای بلند، بطوریکه حتی بلندقدترین افراد هم بتوانند به راحتی به آن خانهها وارد شوند. از دقت در نظافت و استحمام مرتّب گرفته تا پوشیدن البسهٔ پاکیزه و بدون لک. از گسترش رفاه جمعی گرفته تا رعایت سادهترین آداب اجتماعی مثلاً در نوشیدنِ چای. از طرف دیگر باب، آزردن دل و ایجاد غم و اندوه برای دیگران را بهشدت نهی کرده و در رعایت این امر، خصوصاً در هنگام رفتار با زنان «تأکید مضاعف» نموده که این خود حاکی از اعطای حقوقِ جدید به زنان در جامعه میباشد. همچنین ایشان، تنبیه بدنی و تحقیر کودکان را اکیداً ممنوع کرده و اعمال پسندیده را جلوهای از جمال و جلالِ خداوند در زندگی افراد بشر دانسته و عبادت خدا میداند. در نهایت میتوان گفت که باب در پی آن بود که به درک افراد از جهان پیرامونشان وجهی روحانی بدهد. در این راستا میتوان به توصیفِ نمادین ایشان از مفهوم زمان اشاره کرد که از طریق تدوین و معرّفی تقویمی جدید بر مبنای نوزده ماهِ نوزده روز میباشد. در گاهشمارِ بدیع، هر یک از روزها و ماههای سال به نام یکی از اسماء و صفات الهی نامگذاری شده است. بهطور خلاصه، باب در پی ایجاد جامعهای نوین متمرکز بر وحدت، عشق و خدمت به دیگران بود. فضایی که در آن ردِّ پایی از خشونت دیده نمیشود مگر در موارد خاصّ در مهار جنایتکاران و مجرمان.[۱۲۷]
آثار باب


مجموعه آثار باب بیش از دو هزار لوح، رساله، دعا و نوشتههای فلسفی را دربر میگیرد. بیشتر این آثار در پاسخ به پرسشهای مشخص بابیان نازل شدهاند. در برخی موارد، باب آثار خود را با سرعتی چشمگیر و بهصورت ترتیل، در حضور منشیان و شاهدان عینی، نازل میکرد. این نوشتهها بخشی از متون مقدس آیین بهائی را تشکیل میدهند، بهویژه دعاهای او که هم بهصورت فردی و هم در جلسات دعا قرائت میشوند.[۱۲۹]
باب در بیان فارسی در باب یازده از واحد ششم آثار خود را مشتمل بر ۵۰۰٬۰۰۰ آیه برآورد کرده است - در مقام مقایسه قرآن حدود ۶۳۰۰ آیه دارد.[۱۳۰][۱۳۱] از آنجا که بیان فارسی در سال چهارم (۱۸۴۷–۱۸۴۸ میلادی) از رسالت شش ساله باب نگاشته شده است، میتوان نتیجه گرفت که حجم کلّ آثار وی باید بیشتر از این مقدار باشد.[۱۳۲][۱۳۳] اگر بهطور میانگین هر صفحه را شامل ۲۵ آیه در نظر بگیریم، این حجم معادل حدود ۲۰ هزار صفحه است.[۱۳۱]
بسیاری از آثار باب از میان رفتهاند. نبیل زرندی در مطالعالانوار از وجود نُه تفسیرِ کاملِ قرآن یاد میکند که در دوران حبسِ باب در ماکو نازل شدهاند و بیآنکه اثری از آنها برجای مانده باشد، از دست رفتهاند.[۱۳۴] افزون بر این، بررسی و احرازِ اصالتِ آثارِ موجودِ منسوب به باب همواره آسان نیست و برخی از آنها نیازمند بررسی و تصحیحِ گستردهاند. با این همه، شماری از آثار باب در وضعیت مطلوبی قرار دارند و نسخههایی از آثار مهم او به خطِ منشیانِ معتمدش در دسترس است.[۱۳۵] دارالآثارِ مرکزِ جهانیِ بهائی در حال حاضر حدود ۱۹۰ لوح از آثار باب را نگهداری میکند.[۱۳۶] همچنین گزیدهای از آثار اصلی باب در مجموعهای با عنوان منتخبات آیات از آثار حضرت نقطهٔ اولی منتشر شده است.[۱۳۷][۱۳۸]
مراحل سهگانه
آثار باب از منظرهای گوناگون، از جمله از حیث سیر زمانی و مضامین محوری، مورد تحلیل و طبقهبندی قرار گرفتهاند.[۱۳۹]باب، آثار خود را به دو مرحله تقسیم میکند: مرحلهٔ نخست، که در آن بهاقتضای آمادهسازی و احتیاط، ظرایف ادعاها و تعالیم او در پرده بیان میشد؛ و مرحلهای بعد که در آن آشکارا اعلام کرد نه تنها مهدی موعود، بلکه پیامبری مستقل است که دینی جهانی و نو را ـ که در تورات، انجیل و قرآن بدان وعده داده شده ـ به ارمغان آورده است.[۱۴۰] او بر این باور بود که این ظهورِ نو، نیروها و استعدادهای خلاقی را آزاد خواهد ساخت که برای تحققِ وحدت و صلحِ جهانی ضروریاند.[۱۴۱]
نادر سعیدی استاد دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس در کتاب «باب الفؤاد» که به بررسی جامع آثار باب میپردازد آثار وی را به سه دسته کلی تقسیم میکند که این تقسیمبندی تا حدودی ترتیب زمانی آن آثار نیز بوده است.[۱۴۲]
تعالیم نخستینِ او اساساً با تفسیر وی از قرآن و حدیث تعریف میشود؛ تفسیری که برداشتهای رایج از باورهای الهیاتی را در پرتو هرمنوتیکی نو بازمیسازد که بر یگانگی خدا، پیامبران او، و نیز بر وحدتِ نوع انسان، تأکید میورزد.[۱۴۳] در این دوره آموزههای باب، بهجای تشریع احکام دینیِ جدید، بر معانی باطنی و عرفانیِ شریعت تمرکز دارد و میکوشد کنشِ آیینی را به سفری روحانی بدل سازد.[۱۴۴]
از مشهورترین آثار این دوره میتوان به تفسیر سوره یوسف اشاره کرد که از طریق آن باب اول بار دعوی خود را آشکار نمود.[۱۴۵] بهاءالله از این اثر به عنوان اولین و بزرگترین کتابها یاد میکند و شوقی افندی آن را قرآن دوران بابی میداند.[۱۳۰] اما این اثر اولین نوشته باب نیست بلکه اولین نوشته او پس از آغاز دعوتش است.[۱۴۶] به عنوان مثال قبل از آن باب نوشتن تفسیری بر سوره بقره را آغاز کرده بود.[۱۴۶] اما این تفسیر از دو بخش تشکیل میشود که بخش اول از آغاز سال ۱۲۶۰ هجری قمری شروع و در انتهای سال به پایان رسیده است درحالیکه بخش دوم همگی پس از آغاز دعوتش بوده است.[۱۴۶]
در مرحلهٔ دوم، که مرحلهای فلسفی است، باب به تبیین بحثهای مابعدالطبیعه و الهیات میپردازد.[۱۴۷][۱۴۸] باب در این مرحله به موضوعات بنیادینی چون شیوهٔ شناخت حقیقت روحانی، ماهیت انسان، معنای ایمان، چیستی اعمال صالح، شرایط سلوک روحانی و مسئلهٔ قدم یا حدوث عالم میپردازد. تحقق «عدالت حقیقی» در جهان و نقش محوری دین در دستیابی به آن نیز از محورهای اصلی این دوره است.[۱۴۹]
از مهمترین آثار این دوره میتوان به صحیفه عدلیه، توقیع میرزا سعید (جواب سؤالهای ثلاثه)، تفسیر هاء، فی الغناء، شرح دعاء غیبت، و اثبات نبوت خاصه اشاره کرد.[۱۵۰] برخی از تفاسیر باب نیز مانند تفسیر کوثر و والعصر که در این مرحله نوشته شدهاند به این نوع مباحث تأکید میکنند.[۱۵۰] آثار دو مرحله اول بیشتر در سه سال اول رسالت باب نوشته شدهاند.[۱۵۱]
مرحلهٔ سوم، مرحلهٔ تشریع است؛ مرحلهای که در آن اصول عرفانی و تاریخیِ باب درهم میآمیزند، نوشتههای او به خودآگاهی تاریخی میرسند و اصلِ «ظهورِ تدریجی» بهگونهای صریح مطرح میشود.[۱۴۷][۱۴۸] در این مرحله، که حدوداً از سال ۱۸۴۸ آغاز میشود، تعالیم باب با نسخِ صریحِ شریعتِ اسلامی و معرفیِ مجموعهای نو از آموزهها و اعمال دینی، وارد مرحلهای تازه میشود.[۱۵۲] در این دوره، این اندیشهٔ بنیادین مطرح شد که دین نه تحمیل بیپایان ارادهٔ الهی بر انسان، بلکه حاصل تعامل ارادهٔ خداوند با مرحلهٔ تاریخی رشد بشریت است.[۱۵۳] کتاب بیان فارسی، که مهمترین اثر تشریعی باب در این دوره بهشمار میآید، آغاز یک دین جدید را آشکارا اعلام میکند. در این کتاب باب خود را موعود اسلام و پیامبری جدید معرفی میکند، شریعت اسلام را منسوخ اعلام میکند و قوانین و احکام جدیدی وضع میکند با این هدف که مردم برای پذیرش موعودی جهانی که پس از وی میآید آماده شوند، وی از این موعود جهانی با نام من یظهره الله یاد میکند.[۱۵۴] کتاب بیان عربی که اکثراً در زندان ماکو نوشته شده نسخه خلاصه شده بیان فارسی است. این کتاب بسیار کوتاهتر از کتاب بیان فارسی است و دارای ۱۱ واحد کامل است.[۱۵۵] باب این دو اثر را به اتمام نبرد و تکمیل آنها را به من یظهره الله سپرد.[۱۵۶] پژوهشگران کتاب ایقان را تکمیل کننده کتاب بیان فارسی دانستهاند.[۱۵۷][۱۵۸]
سبک نگارس
آثار باب توجه گستردهٔ پژوهشگران را به خود جلب کرده است. به گفته الهام افنان نوشتههای باب «ساختار اندیشهٔ خوانندگان خویش را دگرگون ساخت، بهگونهای که بتوانند از زنجیر باورهای کهنه و رسوم موروثی رهایی یابند».[۱۵۹] جک مکلین با اشاره به نمادپردازی بدیع آثار باب خاطرنشان میکند که نوشتههای او بهطور فراگیر نمادین است؛ بهگونهای که اعداد، رنگها، کانیها، مایعات، پیکر انسان، روابط اجتماعی، اشارات، اعمال، زبان (حروف و واژگان) و نفسِ طبیعت، همگی آیینهها یا نشانههایی هستند که واقعیتی ژرفتر، یعنی اسماء و صفات الهی، را منعکس میکنند.[۱۶۰] آثار باب با نوآوریهای گستردهٔ زبانی نیز شناخته میشوند؛ او هر جا که اصطلاحات رایج الهیاتی را برای بیان مقصود خود نارسا مییافت، به آفرینش واژگان و ترکیبات تازه دست میزد.[۱۶۱] بهگفتهٔ جان والبریج، استاد دانشکده فرهنگ و زبانهای خاور نزدیک دانشگاه ایندیانا در بلومینگتون، باب نمیخواست محدودیتهای قراردادی دستور زبان عربی و سبک آن را بپذیرد و بارها از مشتقات نامتداول عربی استفاده میکرد.[۱۶۲] تداعیِ آزاد و شیوهٔ تألیفِ مبتنی بر جریان سیالِ ذهن، از مؤلفههای سبکیِ برجسته در برخی از این آثار بهشمار میآید.[۱۶۳] چندین پژوهشگر تکرار مستمر واژهها یا عبارات خاص با اهمیت دینی را یکی از ویژگیهای سبکی متمایز و پایدار در سراسر آثار باب دانستهاند.[۱۶۴] پژوهشگران همچنین به شباهتهایی میان آثار باب و نوشتههای برخی فیلسوفان و نویسندگان غربی، از جمله هگل، کانت و جیمز جویس اشاره کردهاند.[۱۶۵][۱۶۶]
باب آثار خود را به پنج «شأن» یا سبک تقسیم میکند: آیات الهی، مناجات، تفسیرها، مباحث فلسفی و علمی که همگی به عربی هستند و شأن فارسی که هر چهار شأن یا سبک پیشین را در بر میگیرد.[۱۶۷]
نوشتههای باب، علیرغم تنوع چشمگیر در قالب و شیوهٔ بیان در دورههای مختلف، در مجموع با درجهای بالا از ابهام زبانی و پیچیدگیهای نحوی شناخته میشوند؛ امری که هم در آثار فارسی و هم در آثار عربی او مشاهده میشود.[۱۶۸] در آثار عربی، عدول از قواعد عربی بهطور مکرر دیده میشود.[الف] آثار فارسی باب، بهویژه کتاب بیان، باب دارای نثری نامتعارف و گاه رازآلود است. پژوهشگران بخش قابل توجهی از این ویژگیها را به سرعت بسیار بالای نگارش یا «نزول» آثار نسبت دادهاند؛ امری که باب خود آن را نشانهای از الهام الهی و منشأ اعتبار دعوی خویش میدانست. این کیفیت وحی، که از نظر برخی یادآور ساختار گسسته قرآن است، در آثار متأخر باب برجستگی بیشتری مییابد و با مضامین و تصویرسازیهایی شورانگیز، پویا و بهغایت بدیع همراه میشود. با وجود دشواریهای سبک زبانی، تلاش برای فهم این متون—بهویژه بیان فارسی—اغلب به دستیابی به بینشهای نو در اندیشه و جهانبینی باب میانجامد. بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که آثار تکامل یافته باب از نبوغی کمنظیر حکایت میکند.[۱۶۸]

حفاظت آثار
باب در مورد حفظ آثار خود بسیار تأکید کرده و در مورد نظم و جمع آوریشان بر اساس پنج شأن کلام الهی مطالب بسیاری مخصوصاً در بیان فارسی حکم کرده است.[۱۷۰] خود باب در دو مرحله فهرستی از آثارش که تا بدان زمان نوشته است را مکتوب میدارد.[۱۷۰] این دو اثر یکی کتاب «الفهرست» و دیگر ی «خطبه ذکریه» نام دارند.[۱۷۰] در دوران ماکو و چهریق، باب کاتب خود ملا عبدالکریم قزوینی را مأمور استنساخ، جمعآوری، تنظیم و حفظ آثارش نمود و بدین جهت به او دستور داد که باید خود را محافظه نماید.[۱۷۱] بهعلاوه باب به میرزا یحیی ازل هم وظیفه داد که به جمع و حفظ آثارش بپردازد.[۱۷۲] وی اظهار میدارد که بیان (که در اینجا احتمالاً مراد همه آثار اوست) باید هنگام ظهور من یظهره الله به او سپرده شود، اما ابتدا باید همه (آثار) اش جمعآوری شده، حتی یک نامه از قلم نیفتد.[۱۷۲] باب در همه نوشتههایش از جمله بیان فارسی (۲:۱۹) تمامی آثار خود را تحفه ای برای موعود یعنی «من یظهره الله» برمیشمارد. مراد اصلی از حفظ آثار باب این بود که در ظهور موعود آن نوشتهها باو تقدیم گردد به این منظور که مؤمنان به باب همگی به موعود ایمان بیاورند و از آثار باب به عنوان ابزاری برای احتجاب از موعود استفاده نکنند.[۱۷۳]
موعود آئین بیان
منیظهرهالله
مَن یُظهِرُهُ الله عنوانی محوری در دیانت بابی است که به موعود این دین اطلاق میشود.[۱۷۴] کتاب بیان فارسی که بزرگترین اثر تشریعی سید علیمحمد باب بهشمار میآید، از دید بسیاری از پژوهشگران پیش از آنکه مجموعهای کامل از قواعد حقوقی و جزایی تلقی شود، کتاب مدح مَن یُظهِرُهُ الله است. عنوان مَن یُظهِرُهُ الله و تعابیر مشابه آن بیش از دویست و هشتاد بار در متن این کتاب دیده میشود و مواضع متعددی از کتاب بر نزدیکی ظهور موعود تأکید میکند.[۱۷۵] باب در آثارش برای زمان ظهور مَن یُظهِرُهُ الله به «سال نه» و «سال نوزده» اشاره کرده است.[۱۷۶]
برخلاف ادیان پیشین که اشاره به موعود در آنها اندک و اغلب به صورت رمز و اشاره هستند، آثار متاخر باب، در کلیت خود گفتاری است دربارهٔ ظهور مَن یُظهِرُهُ الله. باب تعالیم و احکام خویش را در چارچوب ظهور آن موعود تفسیر میکند و بارها تأکید میکند که جوهر و غایت رسالتش آماده ساختن مردم برای آمدن اوست.[۱۷۷] او مَن یُظهِرُهُ الله را سرچشمهٔ همهٔ صفات الهی توصیف کرده و فرمانش را همسنگ فرمان خدا میداند.[۱۷۸] باب از پیروان خود میخواهد که با استقلال کامل فکری و بدون وابسته کردن ایمان خود به رد و تصدیق دیگران – حتی واحد اول بیان یعنی خود باب و هیجده حواری نخستین او – به شناسایی موعود نائل شوند.[۱۷۹][۱۸۰] وی همچنین هشدار میدهد که مبادا همانگونه که پیروان ادیان پیشین با تمسک به متون مقدس خود پیامبران بعدی را انکار کردند، آنان نیز با تمسک به آثار او از شناخت موعود محروم شوند.[۱۸۰] از نگاه او، مقام مَن یُظهِرُهُ الله چنان والاست که حتی آثار خود باب را نیز نمیتوان معیار نهایی سنجش آن مقام دانست؛ بلکه موعود باید با آثار و صفات خویش شناخته شود.[۱۷۹]
به گفته ادوارد براون، ایرانشناس بریتانیایی، در آثار باب بیش از آنکه دغدغهٔ تثبیت و تحکیم نهادهای دینی تازه دیده شود، نگرانی دربارهٔ آمادگی پیروان برای شناخت ظهور بعدی مشهود است. او پیوسته هشدار میدهد که هیچ ظهوری آخرین نیست و انسانها باید در برابر پیامآور آینده رفتاری متفاوت از واکنششان به ظهور او داشته باشند.[۱۸۱]
در فاصلهٔ کوتاهی پس از اعدام باب در سال ۱۸۵۰، گروهی از بابیان ادعای مَن یُظهِرُهُ اللهی کردند؛ شمار این مدعیان در برخی منابع بیستوپنج نفر ذکر شده است.[۱۸۲][۱۸۳] نوزده سال پس از آغاز دعوت باب، بهاءالله - فردی که عملا رهبری جامعه بابی را بر عهده گرفته بود و آن را از لحاظ اخلاقی و اجتماعی ارتقا بخشیده بود[۱۸۴][۱۸۵] - در سال ۱۸۶۳، در آستانهٔ تبعید از بغداد به استانبول، در جمع پیروان خود اعلام کرد که همان موعودِ وعدهدادهشدهٔ باب، یعنی مَن یُظهِرُهُ الله است، و سپس در سال ۱۸۶۶ ادعای خود را در سطحی گستردهتر آشکار ساخت.[۱۸۶] اکثریت بابیان،[۱۸۷] از جمله بسیاری از کسانی که خود زمانی ادعای مَن یُظهِرُهُ اللهی کرده بودند،[۱۸۸] به او ایمان آوردند.[۱۸۸]
جانشین
باب در آثارش به نزدیکی ظهور مَن یُظهِرُهُ الله، کسی که نتیجه و ثمره آئین بابی باید شناخت و ایمان به او باشد، اشاره میکند.[۱۱۵] وی همچنین از بابیان میخواهد که در شناسایی و ایمان خود کاملاً مستقل عمل کنند و موعود را به خود او بشناسند و نگذارند افراد دیگر، حتی خود باب و حروف حیّ، یا آثار باب مانع شناسایی آنان شوند.[۱۷۳] از این رو در آئین بابی وصیّ (جانشین) و مفسّر آثار به آن مفهوم که در سایر ادیان هست وجود ندارد و جانشینی که باب تعیین کرد در واقع رهبر اسمی جامعه بابی بعد از وی بود.[۱۱۵]
کمی قبل از اعدام سید علیمحمد باب عبدالکریم قزوینی، یکی از کاتبان باب توجه او را به اهمیت تعیین جانشین جلب کرد و باب تعداد مشخصی لوح نوشته آنها را به عبدالکریم داد تا به دست میرزا یحیی و بهاءالله برساند.[۱۷۱] باب در زندان با بهاءالله و صبحازل در تماس بود، که پس از کشتهشدن بسیاری از پیروان برجستهٔ باب بهعنوان محتملترین رهبران بابی مطرح شده بودند.[۱۸۹] بهاءالله در این زمان ۳۳ ساله و شخصیتی برجسته و شناختهشده بود و انتظار میرفت که رهبر بابیان شود. اما به صورتی عجیب، بهنظر میرسد که باب صبح ازل، برادر کوچکتر و ناتنی بهاءالله، را که در آن زمان ۱۸ ساله بود برای رهبری، حداقل اسماً و به صورت تشریفاتی انتخاب کرد.[۱۸۹][۱۹۰] به دلیل آوازه بهاءالله و اینکه حداقل یک بار فرمان قتل او توسط محمد شاه صادر شده بود، تلاش شده بود که بهاءالله به عنوان رهبر بابیان مورد توجه انظار قرار نگیرد. حتی نامههای باب به بهاءالله به اسم برادر کوچکش صبح ازل میآمد. بهاءالله، صبح ازل و یکی از منشیان باب به این توافق رسیده بودند که برای حفظ بهاءالله برادر کوچکتر به عنوان یکی از «مرایا» معرفی شده و به عنوان مقام تشریفاتی رهبری بابیان شناخته شود و در عین حال برای اینکه از گزند آسیب در امان باشد خود را مخفی نگه دارد. با این راه حل بهاءالله میتوانست آزادانه تر به فعالیتهای خود ادامه دهد.[۱۹۱][۱۹۲] به گفته امانت بسیار بعید به نظر میرسد که میرزا یحیی، نو جوانی که در ۱۲۲۹ خورشیدی (۱۸۵۰م) بیش از ۱۸ سال نداشته، توانسته باشد مستقیماً محل توجه باب واقع شده باشد، بهویژه در شرایطی که باب در حبس ماکو و چهریق از ارتباط با پیروان خود ممنوع بوده است.[۱۹۳] باب در کتاب بیان فارسی[۱۹۴] تأکید کرده بود که چهرهٔ آخرالزمانی دیگری به نام «من یظهرهالله»، عظیمتر از خود باب[۱۹۵] ظهور خواهد کرد.[۱۸۹] عصاره و هدف از رسالت باب همانطور که خود او همیشه بر آن تأکید داشت آماده کردن مردم برای این ظهور دوم و عظیمتر بود،[۱۹۵] ظهوری که به کرات آثار باب به آن اشاره میکند.[۱۹۶]
بهاءالله در سال ۱۸۶۳، و بعد از یک دهه تبعید در عراق و در آستانه تبعید به استامبول، دعوی من یظهره اللهی کرد و عموم بابیان به وی ایمان آوردند.[۱۹۷] گروه اندکی که به طرفداری از میرزا یحیی ازل بابی باقی ماندند ازلی نام گرفتند.[۱۹۸] منابع ازلی بعد از واحد بیان و باب، میرزا یحیی را دارای بالاترین مقام میدانند.[۶۸] ازلیان با تقیه و پنهان کردن هویت دینی خود عملاً در جامعه اسلامی حل شدند.[۱۹۸]
میراث

بعد از تیرباران سید علیمحمد باب و یکی از پیروانش، پیکر آنها که با طناب آویزان شده بود تا غروب آفتاب در سبزهمیدان تبریز باقی ماند و بعد از گرداندن در کوچه و بازار در خندق خارج از دروازه شهر افکنده شد تا خوراک سگهای ولگرد شود. اما بابیها شبانه بقایا را ربودند و در صندوقی نگهداری و پنهان کردند. بعد از دههها جابجایی پنهانی، این اجساد در سال ۱۹۱۵ در حیفا، واقع در اسرائیل، به خاک سپرده شد.[۱۹۹]
خانهٔ باب، از زیارتگاههای بهائی در سال ۱۳۵۸ در شیراز تخریب شد.[۲۰۰][۲۰۱]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ Lawson, Todd; Ghaemmaghami, Omid (2012). A Most Noble Pattern: Collected Essays on the Writings of the Báb. Oxford: George Ronald. p. 15. ISBN 978-0-85398-556-3.
- ↑ Stockman, Robert H. (2020). The Bahá'í Faith, Violence, and Non-Violence. Cambridge Elements. Cambridge & New York: Cambridge University Press. pp. 2–3. ISBN 978-1-108-70627-8.
- 1 2 de Bellaigue, Christopher (2018). The Islamic Enlightenment: The Modern Struggle Between Faith and Reason. London: Vintage. pp. 135, 141. ISBN 978-0-09-957870-3.
- ↑ Hatcher, W.S.; Martin, J.D. (1998). The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion. San Francisco: Harper & Row. pp. 7. ISBN 0-87743-264-3.
- ↑ Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran (به انگلیسی). Ithaca: Cornell University Press. pp. 332–368. ISBN 0-8014-2098-9.
- ↑ Lawson, Todd; Ghaemmaghami, Omid (2012). A Most Noble Pattern: Collected Essays on the Writings of the Báb. Oxford: George Ronald. p. 19. ISBN 978-0-85398-556-3.
- ↑ Hatcher, W.S.; Martin, J.D. (1998). The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion. San Francisco: Harper & Row. pp. 25. ISBN 0-87743-264-3.
- ↑ MacEoin, Denis (2012b). "Báb, ʿAli Moḥammad Širāzi". Encyclopædia Iranica. Retrieved 2022-12-14.
- ↑ Hartz, Paula (2009). World Religions: Baha'i Faith. New York: Chelsea House Publishers. pp. 24. ISBN 978-1-60413-104-8.
- ↑ Stockman, Robert H. (2020). The Bahá'í Faith, Violence, and Non-Violence. Cambridge Elements. Cambridge & New York: Cambridge University Press. p. 5. ISBN 978-1-108-70627-8.
- 1 2 3 Saiedi, Nader (2021-11-26), "The Writings and Teachings of the Báb", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی) (1 ed.), London: Routledge, p. 34, doi:10.4324/9780429027772-5, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2022-10-27
- ↑ Saiedi, Nader (2021). The Writings and Teachings of the Báb. The World of the Bahá'í Faith. London: Routledge. p. 34. doi:10.4324/9780429027772-5. ISBN 978-0-429-02777-2.
{{cite book}}:|url-access=requires|url=(help) - 1 2 Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran (به انگلیسی). Ithaca: Cornell University Press. p. 245.
- 1 2 Saiedi, Nader (2021-11-26), "The Writings and Teachings of the Báb", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی) (1 ed.), London: Routledge, p. 34, doi:10.4324/9780429027772-5, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2022-10-27
- 1 2 3 4 5 6 Saiedi, Nader (2008). Saiedi, Nader. Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). . Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 254–255.
- 1 2 3 4 5 6 7 Saiedi, Nader (2021-11-26), "The Writings and Teachings of the Báb", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی) (1 ed.), London: Routledge, p. 36, doi:10.4324/9780429027772-5, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2022-10-27
- 1 2 3 4 5 6 7 Moojan Momen (December 2012). "WOMEN iv. in the works of the Bab and in the Babi Movement". Encyclopædia Iranica. Vol. Online. Retrieved 1 May 2010.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link) - 1 2 3 Milani, Farzaneh (1992). Veils and Words the Emerging Voices of Iranian Women Writers (به انگلیسی). Syracuse, N.Y: Syracuse University Press. p. 85.
- 1 2 3 Abdolmohammadi, Pejman (2024-02-02). "The Social and Political Thought of Sayyed ʿAli Moḥammad Širāzi, the Bāb". Eurasian Studies. 21 (1): 102–126. doi:10.1163/24685623-20230144. ISSN 2468-5623.
- 1 2 The Bab and the Babi community of Iran. Farīdūn Vahman (1 ed.). Sūʼid. 2020. pp. 101–102. ISBN 978-91-85463-91-6. OCLC 1244823587.
{{cite book}}: نگهداری CS1: سایر موارد (link) - ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb. Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 344. ISBN 978-1-55458-056-9.
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb. Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 1. ISBN 978-1-55458-056-9.
- ↑ Smith, Peter, November 27- (2000). A concise encyclopedia of the Baha'i faith. Oxford: Oneworld. p. 180. ISBN 1-85168-184-1.
- ↑ Stockman, Robert H. (2020). The Bahá'í Faith, Violence, and Non-Violence. Cambridge & New York: Cambridge University Press. p. 7. ISBN 978-1-108-70627-8.
- ↑ Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran (به انگلیسی). Ithaca: Cornell University Press. pp. 400–404. ISBN 0-8014-2098-9.
- ↑ Hartz, Paula (2009). World Religions: Baha'i Faith. New York: Chelsea House Publishers. pp. 35. ISBN 978-1-60413-104-8.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 Ghaemmaghami, Omid (2021-11-26), "The Life of the Báb", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی) (1 ed.), London: Routledge, pp. 24–25, doi:10.4324/9780429027772-4, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2025-11-11
- ↑ Ghaemmaghami, Omid (2022). "Ch. 2: The Life of the Báb". In Robert H. Stockman (ed.). The World of the Bahá'í Faith. Oxfordshire: Routledge. p. 17. ISBN 978-1-138-36772-2.
- ↑ Smith, Peter (2021). "Ch. 41: The History of the Bábí and Bahá'í Faiths". In Robert H. Stockman (ed.). The World of the Bahá'í Faith. Oxfordshire: Routledge. p. 509. ISBN 978-1-138-36772-2.
- ↑ de Bellaigue, Christopher (2018). The Islamic Enlightenment. London: Vintage. p. 140. ISBN 978-0-09-957870-3.
- ↑ Smith, Peter (2000). A Concise Encyclopedia of the Baháʼí Faith. Oneworld Publications. p. 231. ISBN 978-1-78074-480-3.
Manifestations of God
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 MacEoin, D. M., "BAYĀN", Encyclopedia of Iranica (به انگلیسی)
{{citation}}: نگهداری یادکرد:نامهای متعدد:فهرست نویسندگان (link) Retrieved on 2009-09-05. - ↑ Balyuzi, Hasan (1973). The Báb: The Herald of the Day of Days (به انگلیسی). Oxford, UK: George Ronald. p. 32. ISBN 978-0-85398-054-4.,Page 32
- ↑ Balyuzi, Hasan (1973). The Báb: The Herald of the Day of Days (به انگلیسی). Oxford, UK: George Ronald. p. 34. ISBN 978-0-85398-054-4.Page34,
- ↑ JUAN R. I. COLE, Mideast & N. Africa Encyclopedia, "Al-Bab"
- ↑ «Interpretation as Revelation: The Quran Commentary of the Bab, Todd Lawson. Published in the Journal of Bahai Studies, vol.2, number4(1990)» (PDF). بایگانیشده از اصلی (PDF) در ۱۸ اوت ۲۰۱۶. دریافتشده در ۲۵ مارس ۲۰۱۹.
- ↑ Stenstrand'S, August J; Browne, Edward G (2006). "BABISM". In al-Ahari, Muhammad Abdullah (ed.). THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN (به انگلیسی). Daltaban Peyrevi. Chicago: Magribine Press. p. 20.
- ↑
- Browne, E.G (1890). "Babism". Religious Systems of the World: A Contribution to the Study of Comparative Religion (به انگلیسی). London: Swann Sonnenschein. p. 336.
- 1 2
- Browne, E.G (1890). "Babism". Religious Systems of the World: A Contribution to the Study of Comparative Religion (به انگلیسی). London: Swann Sonnenschein. pp. 334–336.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link)
- Browne, E.G (1890). "Babism". Religious Systems of the World: A Contribution to the Study of Comparative Religion (به انگلیسی). London: Swann Sonnenschein. pp. 334–336.
- ↑ BALYUZI، HASAN (۱۹۷۳). The Bab Herald of the Day of Days. 46 High Street, Kidlington, Oxford, OX5 2DN: George Ronald. صص. ۱۵. شابک ۹۷۸۰۸۵۳۹۸۰۴۸۳.
- ↑ بالیوزی، ص. ۱۳
- 1 2 3 A., Bausani,. "BĀB". Encyclopaedia of Islam, Second Edition (به انگلیسی). doi:10.1163/1573-3912_islam_com_0079. Retrieved 2018-12-01.
{{cite web}}: نگهداری CS1: نقطهگذاری اضافه (link) - ↑ Bausani, A. (1999). "Bāb". Encyclopedia of Islam. Leiden, The Netherlands: Koninklijke Brill NV.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link) - ↑ Afnan, Muhammad (2001). ""Point" and "Letter" in the Writings of the Báb". Lights of Irfan. Book 2 (به انگلیسی). Wilmette, IL: Irfan Colloquia: 149-150.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link) - ↑
- Balyuzi, Hasan (1973). The Báb: The Herald of the Day of Days (به انگلیسی). Oxford, UK: George Ronald. ISBN 978-0-85398-054-4.
- ↑ Effendi، Shoghi. The Dawn-Breakers. Wilmette, Illinois: Bahá'í Publishing Trust.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran (به انگلیسی). Ithaca: Cornell University Press. p. 176.
- ↑ Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran (به انگلیسی). Ithaca: Cornell University Press. pp. 153–166.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 Amanat, Abbas (1981), The Early Years of the Babi Movement. University of Oxford, p. 178.
- 1 2 3 Moojan Momen (1982). "The Trial of Mullá 'Alí Bastámí: A Combined Sunní-Shí'í Fatwá against The Báb". Iran: Journal of the British Institute for Persian Studies, 20, pages 113-143 (به انگلیسی).
- ↑ D. M. MacEoin (2011). "Ali Bastami". Encyclopædia Iranica. Vol. Online. p. 860. Retrieved 24 October 2020.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link) - ↑ Amanat, Abbas (1981), The Early Years of the Babi Movement. University of Oxford, p. 163.
- ↑ M. Momen (May 2011). "BADAŠT". Encyclopædia Iranica. Vol. Online. p. 364. Retrieved 24 October 2020.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link) - 1 2 Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal. Ithaca, New York, US: Cornell University Press. p. 328. ISBN 0-8014-2098-9.
- ↑ Administrator. «Letters of the Living». www.bahai-encyclopedia-project.org (به انگلیسی). دریافتشده در ۲۰۱۸-۰۷-۲۹.
- ↑ D. M. MacEoin (December 1988). "BĀRFORŪŠĪ, MOḤAMMAD-ʿALĪ". Encyclopædia Iranica. Vol. Online. p. 794. Retrieved 24 October 2020.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link) - ↑ D. M. MacEoin (August 2011). "BĀB, ʿAli Moḥammad Širāzi". Encyclopædia Iranica. Vol. Online. pp. 278–284. Retrieved 24 October 2020.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link) - 1 2 Stenstrand'S, August J; Browne, Edward G (2006). "BABISM". In al-Ahari, Muhammad Abdullah (ed.). THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN (به انگلیسی). Daltaban Peyrevi. Chicago: Magribine Press. p. ۲۴.
- ↑ A YEAR AMONGST THE PERSIANS by EDWARD GRANVILLE BROWNE CAMBRIDGE AT THE UNIVERSITY PRESS MCMXXVII ,CHAPTER II FROM ENGLAND TO THE PERSIAN FRONTIER, p. 66.
- ↑ D. M. MacEoin (August 2011). "BĀB, ʿAli Moḥammad Širāzi". Encyclopædia Iranica. Vol. Online. pp. 278–284. Retrieved 1 October 2020.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link) - ↑ Vahid Rafati (May 2016). "ḴORĀSĀNI, MOLLĀ ṢĀDEQ". Encyclopædia Iranica. Vol. Online. Retrieved 1 October 2020.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link) - ↑ عبدالکریم موسوی اردبیلی (۱۳۴۸). «نقطه اولی جمال ابهی». جهان. ص. ۱۰. بایگانیشده از اصلی در ۹ آوریل ۲۰۱۹. دریافتشده در ۲۹ آوریل ۲۰۱۹.
- ↑ عبدالکریم موسوی اردبیلی (۱۳۴۸). نقطه اولی جمال ابهی. جهان. ص. ۱۰.
- ↑ نصرتالله محمد حسینی. حضرت باب. مؤسسه معارف بهائی. ص. ۲۵۰-۲۵۵.
- ↑ محمد جعفر امامی (۱۳۸۳). پای سخنان پدر. اسوه.
- ↑ William McElwee Miller. The Baha'i Faith: Its History and Teachings. William Carey Library. ص. ۲۰.
- 1 2 3 4 5 6 7 یکسال در میان ایرانیان، ادوارد براون، ترجمه ذبیحالله منصوری، صفحه ۷۸–۷۶
- 1 2 3 4 5 6 7 Stenstrand'S, August J; Browne, Edward G (2006). "BABISM". In al-Ahari, Muhammad Abdullah (ed.). THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN (به انگلیسی). Daltaban Peyrevi. Chicago: Magribine Press. p. ۲۴–۲۵.
- ↑ Ghaemmaghami, Omid (2021-11-26), "The Life of the Báb", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی) (1 ed.), London: Routledge, p. 23, doi:10.4324/9780429027772-4, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2025-12-10
- ↑ "Badasht". "B"s. bahaiglossary.org. Archived from the original on 2012-05-09. Retrieved 2012-03-04.
- ↑ Milani, Farzaneh (1992). Veils and words: the emerging voices of Iranian women writers. Contemporary issues in the Middle East (illustrated ed.). I.B.Tauris. pp. 295, esp. 3, 8, 27, 49, 53, 61, 63, 77–82, 90. ISBN 978-1-85043-574-7.
- ↑ Momen, Moojan; Lawson, B. Todd (2004). "Táhirih". In Jestice, Phyllis G. (ed.). Holy People of the World: A Cross-cultural Encyclopedia. Santa Barbara, CA: ABC-CLIO. ISBN 1-57607-355-6.
- ↑ Maneck, Susan (1994). "Religion and Women". Albany: SUNY Press.
- ↑ Momen, Moojan (May 1983). "The Social Basis of the Babi Upheavals in Iran (1848–53): A Preliminary Analysis". International Journal of Middle East Studies. Cambridge University Press. 15 (2): 157–183. doi:10.1017/s0020743800052260. JSTOR 162988. S2CID 162465531.
- ↑ Fathi, Asghar (1985). Women and the family in Iran (به انگلیسی). Leiden, the Netherland: Brill. p. 81.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link) - ↑ Richard Foltz، Spirituality in the land of the noble.
- ↑ Kazembeyki, Mohammad Ali (2001). Society, politics and economics in Mazandaran, Iran, 1848-1914. Routledge: Royal Asiatic Society books. p. 432. ISBN 978-0-7007-1504-6.
- ↑ Afsaneh Najmabadi (2003). Encyclopedia of Women & Islamic Cultures: Family, law, and politics. Vol. 2. BRILL. pp. 15–16. ISBN 90-04-12818-2.
- ↑ Woodman, Marion (1989). "The Role of the Feminine in the New Era" (PDF). Journal of Baháʼí Studies. 2 (1). Archived from the original (PDF) on 22 March 2012.
- ↑ Richard Foltz، Spirituality in the land of the noble.
- 1 2 3 Ghaemmaghami, Omid (2021-11-26), "The Life of the Báb", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی) (1 ed.), London: Routledge, p. 23, doi:10.4324/9780429027772-4, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2025-12-10
- ↑ Ghaemmaghami, Omid (2021-11-26), "The Life of the Báb", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی) (1 ed.), London: Routledge, p. 24, doi:10.4324/9780429027772-4, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2025-11-11
- ↑ Ross, E. Denison (1901). "Babism". The North American Review. 172 (533): 606–622.
- 1 2 3 Melton, J. Gordon (2011). Religious Celebrations: L-Z (به انگلیسی). ABC-CLIO. p. 74.
- 1 2 Amanat, Abbas (2017). Iran: A Modern History (به انگلیسی). Yale University Press. pp. 244–245.
- ↑ میرزا محمد تقی مامقانی، حسن مرسلوند (۱۳۷۴). گفت و شنود سید علی محمد شیرازی با روحانیون تبریز. تاریخ ایران. صص. ۵۸–۵۹.
- ↑ Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran (به انگلیسی). Ithaca: Cornell University Press. pp. 399–400.
- 1 2 Amanat, Abbas. Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran. Cornell University Press, 1989. 392
- ↑ عباس امانت (۱۳۸۳)، «اندرزی برای شاهزادگان»، قبله عالم، نشر کارنامه، ص. ۱۴۳
- ↑ ترابیان فردوسی، محمد (۱۳۸۳). حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی (به پارسی). ایران: صحیفه خرد. ص. ۴۱۳.
- ↑ Terry, Peter (2012). A Most Noble Pattern: Collected Essays on the Writings of the Báb (به انگلیسی). Oxford: George Ronald. p. 248.
- ↑ یکسال در میان ایرانیان، ادوارد براون، ترجمه ذبیحالله منصوری، صفحهٔ ۱۱۳
- ↑ مهدی پرپنچی (۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶). «"دین ایرانی" در کوه کَرمَل». بیبیسی فارسی. دریافتشده در ۲۰۱۹-۰۳-۲۵.
- ↑ A. Amanat (August 2011). "ĀQĀSĪ". Encyclopædia Iranica. Vol. Online. pp. 183–188. Retrieved 29 October 2020.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link) - ↑ Smith, Peter (2000). Amir Kabir, Mirza Taqi Khan (به انگلیسی). Oxford: One World Publications. p. 38.
- ↑ Walbridge, John. "The Babi uprising in Zanjan: causes and issues". Iranian Studies (به انگلیسی). 29 (3–4): 339–362. doi:10.1080/00210869608701854. ISSN 0021-0862.
- ↑ Amanat, Abbas (1989). Resurrection and renewal: the making of the Babi movement in Iran, 1844 - 1850 (1. publ ed.). Ithaca, N.Y.: Cornell University Press. pp. 405-406. ISBN 978-0-8014-2098-6.
- 1 2 Amanat, Abbas (1989). Resurrection and renewal: the making of the Babi movement in Iran, 1844 - 1850 (1. publ ed.). Ithaca, N.Y.: Cornell University Press. pp. 405-406. ISBN 978-0-8014-2098-6.
- ↑ Amanat, Abbas (1989). Resurrection and renewal: the making of the Babi movement in Iran, 1844-1850. Ithaca: Cornell University Press. p. 245. ISBN 0-8014-2098-9. OCLC 18256692.
- ↑ Saiedi, Nader (2021-11-26), "The Writings and Teachings of the Báb", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی) (1 ed.), London: Routledge, p. 36, doi:10.4324/9780429027772-5, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2023-01-27
- ↑ Moojan Momen (December 2012). "WOMEN iv. in the works of the Bab and in the Babi Movement". Encyclopædia Iranica. Vol. Online. Retrieved 1 May 2010.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link) - 1 2 3 4 Amanat, Abbas (1989). Resurrection and renewal: the making of the Babi movement in Iran, 1844 - 1850 (1. publ ed.). Ithaca, N.Y.: Cornell University Press. pp. 405-406. ISBN 978-0-8014-2098-6.
- ↑ Amanat, Abbas (2008). The Pivot of the Universe: Nasir al-Din Shah Qajar and the Iranian Monarchy (Repr ed.). London: Tauris. p. 168. ISBN 978-1-84511-828-0.
- ↑ Vahman, Farīdūn (2020). The Bab and the Babi community of Iran (1 ed.). Sūʼid: Nashr-i Bārān. pp. 395–396. ISBN 9789185463916.
- 1 2 Amanat, Abbas (2008). The Pivot of the Universe: Nasir al-Din Shah Qajar and the Iranian Monarchy (Repr ed.). London: Tauris. p. 168. ISBN 978-1-84511-828-0.
- ↑ Amanat, Abbas (1989). Resurrection and renewal: the making of the Babi movement in Iran, 1844 - 1850 (1. publ ed.). Ithaca, N.Y.: Cornell University Press. pp. 405-406. ISBN 978-0-8014-2098-6.
- ↑
- D. M. MacEoin (1988). "BĀB, ʿAli Moḥammad Širāzi". Encyclopædia Iranica. Retrieved 2010-05-01.
- ↑ "Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb". Nova Religio (به انگلیسی). Waterloo, Ont. : Wilfrid Laurier Press. 2010.
- 1 2 3 Momen, Moojan (2007). "Momen Messianic Concealment and Theophanic Disclosure". OJBS (به انگلیسی).
- 1 2 3 Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 83–110.
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 241–242.
- 1 2 کرمانی، محمد کریم (۱۸۴۵). ازهاق الباطل. کرمان، ایران: مکتبة السعادة.
- 1 2 3 Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 243–245.
- 1 2 Saieidi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 256.
- 1 2 3 Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 344–351.
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 220–221.
- ↑ Vahman, Farīdūn (2020). The Bab and the Babi community of Iran (1 ed.). Sūʼid: Nashr-i Bārān. p. 95. ISBN 9789185463916.
- 1 2 3 Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 227.
- 1 2 Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 30–32.
- 1 2 Saiedi, Nader (2000). Logos and Civilization: Spirit, History, and Order in the Writings of Baha'u'llah (به انگلیسی). University Press of Maryland. pp. 68–69.
- 1 2 ترابیان فردوسی، محمد (۱۳۸۳). حالات و مقالات استاد شهاب فردوسی (به پارسی). ایران: صحیفه خرد. ص. ۴۱۱.
- 1 2 Amanat, Abbas (2017). Iran: A Modern History (به انگلیسی). Yale University Press. p. 238.
- 1 2 Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfird Laurier University Press. p. 34.
- ↑ Vahman, Farīdūn (2020). The Bab and the Babi community of Iran (1 ed.). Sūʼid: Nashr-i Bārān. pp. 107–109. ISBN 9789185463916.
- ↑ Zabihi-Moghaddam, Siyamak (2023). "The Bāb on the Rights of Women". Religions (به انگلیسی). 14 (6): 705. doi:10.3390/rel14060705. ISSN 2077-1444.
- ↑ Vahman, Farīdūn (2020). The Bab and the Babi community of Iran (1 ed.). Sūʼid: Nashr-i Bārān. p. 107. ISBN 9789185463916.
- 1 2 3 Stockman, Robert H. (2020). The Bahá'í faith, violence, and non-violence. Cambridge elements. Cambridge New York (N.Y.): Cambridge University Press. p. 9. ISBN 978-1-108-70627-8.
- ↑ Abdolmohammadi, Pejman (2024-02-02). "The Social and Political Thought of Sayyed ʿAli Moḥammad Širāzi, the Bāb". Eurasian Studies. 21 (1): 102–126. doi:10.1163/24685623-20230144. ISSN 2468-5623.
- ↑ Martin, Douglas (1995). The Mission of the Báb: Retrospective, 1844–1944. The Bahá'í World. Retrieved 2022-12-14.
- 1 2 «Interpretation as Revelation: The Quran Commentary of the Bab, Todd Lawson. Published in the Journal of Bahai Studies, vol.2, number4(1990)» (PDF). بایگانیشده از اصلی (PDF) در ۱۸ اوت ۲۰۱۶. دریافتشده در ۲۵ مارس ۲۰۱۹.
- 1 2 MacEoin, Denis (1992). The Sources for Early Bábī Doctrine and History. Leiden: Brill Publishers. p. 15. ISBN 90-04-09462-8.
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 35.
- ↑ MaxEoin, Denis (1988). "BAYĀN (2)". Encyclopaedia Iranica (به انگلیسی). Vol. 3. p. 878-882. electricpulp.com. "BAYĀN (2) – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org (به انگلیسی). Retrieved 2018-08-04.
- ↑ MacEoin, Denis (1992). The Sources for Early Bábī Doctrine and History. Leiden: Brill Publishers. p. 88. ISBN 90-04-09462-8.
- ↑ MacEoin, Denis (1992). The Sources for Early Bábī Doctrine and History. Leiden: Brill Publishers. pp. 12–15. ISBN 90-04-09462-8.
- ↑ Universal House of Justice (2002). "Classification of the Bahá'í Sacred Texts". Retrieved 2022-12-14.
- ↑ «منتخبات آیات از آثار حضرت نقطهٔ اولی | کتابخانهٔ آثار بهائی». www.bahai.org. دریافتشده در ۲۰۲۵-۱۲-۱۶.
- ↑ MacEoin, Denis (1992). The Sources for Early Bábī Doctrine and History. Leiden: Brill Publishers. pp. 15–40. ISBN 90-04-09462-8.
- ↑ Saiedi, Nader (2021), "The Writings and Teachings of the Báb", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی), London: Routledge, pp. 29–39, doi:10.4324/9780429027772-5, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2024-03-25
- ↑ Lawson, Todd; Ghaemmaghami, Omid (2012). A Most Noble Pattern: Collected Essays on the Writings of the Báb, 'Alí Muhammad Shírází (1819–1850) (به انگلیسی). George Ronald. p. 15. ISBN 978-0-85398-556-3.
- ↑ Saiedi, Nader (2021), "The Writings and Teachings of the Báb", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی), London: Routledge, pp. 36–38, doi:10.4324/9780429027772-5, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2024-03-25
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 27–28.
- ↑ Saiedi, Nader (2021), "The Writings and Teachings of the Báb", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی), London: Routledge, pp. 29–39, doi:10.4324/9780429027772-5, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2024-03-25
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the heart: understanding the writings of the Báb. [Waterloo, Ont.] p. 30. ISBN 978-1-55458-056-9. OCLC 904293009.
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 30–32.
- 1 2 3 Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 30.
- 1 2 Saiedi, Nader (2008). Gate of the heart: understanding the writings of the Báb. [Waterloo, Ont.] pp. 27–28 and 241. ISBN 978-1-55458-056-9. OCLC 904293009.
- 1 2 Stockman, Robert H. (2010-08-01). "Review: Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb , by Nader Saiedi". Nova Religio (به انگلیسی). 14 (1): 124–127. doi:10.1525/nr.2010.14.1.124. ISSN 1092-6690.
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the heart: understanding the writings of the Báb. [Waterloo, Ont.] pp. 34–35. ISBN 978-1-55458-056-9. OCLC 904293009.
- 1 2 Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 32–35.
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 29.
- ↑ MacEoin, Denis (2012b) [1988]. "Báb, ʿAli Moḥammad Širāzi". Encyclopædia Iranica. Retrieved 2022-12-14.
- ↑ Saiedi, Nader (2021), "The Writings and Teachings of the Báb", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی), London: Routledge, pp. 29–39, doi:10.4324/9780429027772-5, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2024-03-25
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 35–36.
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb. Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 35. ISBN 978-1-55458-056-9.
- ↑ Smith, Peter (2000). "Bayán". A concise encyclopedia of the Baháʼí Faith. Oxford: Oneworld Publications. p. 91. ISBN 1-85168-184-1.
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb. Canada: Wilfrid Laurier University Press. p. 241. ISBN 978-1-55458-056-9.
- ↑ Warburg, Margit (2006). Citizens of the world: a history and sociology of the Bahaʹis from a globalisation perspective. Leiden: Brill. p. 144. ISBN 978-90-474-0746-1. OCLC 234309958.
- ↑ Afnan, Elham (2019). A Twofold Mission: Some Distinctive Characteristics of the Person and Teachings of the Báb. Bahá'í World. p. 3.
- ↑ McLean, Jack (2009). "Review of: Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb". Bahai-Library.com. Retrieved March 31, 2021.
- ↑ Martin, Douglas (1995). The Mission of the Báb: Retrospective, 1844–1944. The Bahá'í World. Retrieved 2022-12-14.
- ↑ John Walbridge (۲۰۰۲)، «Appendices»، Essays and Notes on babi and Bahai History، H-Bahai Digital Library
- ↑ MacEoin, Denis (2011b) [1988]. "Bahaism xii. Bahai Literature". Encyclopædia Iranica. Retrieved 2022-12-14.
- ↑ Behmardi, Vahid; McCants, William (2007). "A Stylistic Analysis of the Báb's Writings". Online Journal of Baha'i Studies. 1: 114–136. Retrieved 2022-12-14.
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the heart: understanding the writings of the Báb. [Waterloo, Ont.] pp. 303 and 246. ISBN 978-1-55458-056-9. OCLC 904293009.
- ↑ Lawson, Todd (2015). "Joycean Modernism in a Nineteenth-Century Qurʼan Commentary?". In Chehabi; Neville (eds.). Erin and Iran: Cultural Encounters between the Irish and the Iranians. Boston: Foundation & Center for Hellenic Studies.
- ↑ Afnan, Elham (2019). A Twofold Mission: Some Distinctive Characteristics of the Person and Teachings of the Báb. Bahá'í World. p. 3.
- 1 2 MacEoin, D. M., "BAYĀN", Encyclopedia of Iranica (به انگلیسی)
{{citation}}: نگهداری یادکرد:نامهای متعدد:فهرست نویسندگان (link) Retrieved on 2009-09-05. - ↑ Bayat, Mangol (1999). Mysticism and dissent: socioreligious thought in Qajar Iran. Modern intellectual and political history of the Middle East. Syracuse, N.Y: Syracuse University Press. p. 100. ISBN 978-0-8156-2853-8.
- 1 2 3 Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfird Laurier University Press. p. 22.
- 1 2 Amanat, Abbas (1989). Resurrection and Renewal: The Making of the Babi Movement in Iran. Ithaca: Cornell University Press p.384
- 1 2 Denis MacEoin, "Divisions and Authority Claims in Babism (1850-1866)," Studia Iranica 18:1 (1989), p. 94-101
- 1 2 Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University. pp. 290–291.
- ↑ J. Gordon Melton (June 2011). Religious Celebrations: An Encyclopedia of Holidays, Festivals … , Volume 1. Google Books (به انگلیسی). Retrieved 2017-06-24.
- ↑ حضرت باب، نصرتالله محمد حسینی، ناشر:مؤسسه معارف بهائی، صفحهٔ ۸۷۲، پیوند به صفحهٔ کتاب
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. ۳۴۸–۳۵۷.
- ↑ Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Bab (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University Press. pp. 344–351.
- ↑ Smith, Peter (2013). A Concise Encyclopedia of the Baháí Faith. New York: Oneworld Publications. p. 180. ISBN 978-1-85168-184-6.
- 1 2 ربانی، شوقی (۱۱۹۲). قرن بدیع. کانادا: مؤسسه معارف بهائی. صص. ۹۱.
- 1 2 Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University. pp. 290–291.
- ↑ Stenstrand'S, August J; Browne (2006). "BABISM". In al-Ahari, Muhammad Abdullah (ed.). THE COMPLETE CALL TO THE HEAVEN OF THE BAYAN (به انگلیسی). Chicago: Magribine Press. p. ۲۷.
{{cite book}}: Unknown parameter|نام₂=ignored (help) - ↑ Smith, Peter (۲۰۰۰). «He whom God shall make Manifest". A concise encyclopedia of the Bahá'í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 180–181. ISBN 1-85168-184-1.
- ↑ ربانی، شوقی (۱۹۹۲ میلادی). قرن بدیع. کانادا: مؤسسه معارف بهائی. صص. ۲۶۱. تاریخ وارد شده در
|سال=را بررسی کنید (کمک) - ↑ Hatcher, W.S.; Martin, J.D. (1998). The Baháʼí Faith: The Emerging Global Religion. San Francisco: Harper & Row. p. 37. ISBN 0-87743-264-3.
- ↑ Alkan, Necati (2010). Dissent and Heterodoxy in the Late Ottoman Empire: Reformers, Babis and Baha'is. Gorgias Press. p. 159. ISBN 978-1-60724-092-1.
- ↑ MacEoin, Dennis (1989). «Azali Babism". Encyclopædia Iranica.
- ↑ Balyuzi, Hasan (1973). The Báb: The Herald of the Day of Days (به انگلیسی). Oxford UK: Oxford.
- 1 2 ربانی، شوقی (۱۹۹۲). قرن بدیع. کانادا: مؤسسه معارف بهائی. صص. ۲۷۲.
- 1 2 3 Juan Cole (August 2011). "BAHĀʾ-ALLĀH". Encyclopædia Iranica. Vol. Online. pp. 422–429. Retrieved 29 October 2020.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ و سال (link) - ↑ Momen, Moojan (2007). Baha'u'llah: a short biography. Oxford: Oneworld. ISBN 978-1-85168-469-4. Pp.22-23 OCLC 70128560.
- ↑ Momen, Moojan (2021-11-26), "Bahá'u'lláh", The World of the Bahá'í Faith (به انگلیسی) (1 ed.), London: Routledge, pp. 40–50, doi:10.4324/9780429027772-6, ISBN 978-0-429-02777-2, retrieved 2023-03-17
- ↑ Cole, Juan Ricardo (1998). Modernity and the millennium: the genesis of the Baha'i faith in the nineteenth-century Middle East. New York: Columbia University Press. p. 28. ISBN 0-231-11080-4. OCLC 37884893.
- ↑ امانت، عباس؛ وهمن، فریدون (۱۳۹۸). «از طهران تا عکا: بابیان و بهائیان در اسناد دوران قاجار». ص ۱۵. نشر باران، سوئد
- ↑ Momen, Moojan (2019) Central Figures of the Baha'i Faith. https://www.bl.uk/sacred-texts/articles/central-figures-of-the-bahai-faith بایگانیشده در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۰ توسط Wayback Machine
- 1 2 Saiedi, Nader (2008). Gate of the Heart: Understanding the Writings of the Báb (به انگلیسی). Canada: Wilfrid Laurier University. p. 1.
- ↑ BÁBISM By Edward G. Browne.p۳۳۸
- ↑ Smith, Peter (2000). "He whom God shall make Manifest". A concise encyclopedia of the Bahá'í Faith. Oxford: Oneworld Publications. pp. 180–181. ISBN 1-85168-184-1.
- 1 2 Amanat, Abbas (2017). Iran: A Modern History (به انگلیسی). Yale University Press. p. 330.
- ↑ کالبد شکافی مرده آزاری در ایران معاصر، از باب تا خاوران، بیبیسی فارسی
- ↑ جنازههای بیتشییع؛ از احمد کسروی و بیژن جزنی تا مریم فیروز و هاله سحابی، بیبیسی فارسی
- ↑ بهائیان و تشدید سرکوبها پس از انقلاب، بیبیسی فارسی
یادداشتها
- ↑ باب در چند مورد داشتن هرگونه تحصیلات رسمی را نفی میکند و در عین حال، با تأکید، منشأ معرفت خویش را الهی میشمارد. وی عدول از دستور زبان عربی را بیاهمیت میداند و معتقد است که کتاب خداوند نیازی به پیروی از قوانین وضع شده توسط عربیدانان ندارد و این اعتراضها در واقع باعث انحراف از مسائل مهمتر و اساسیترند.[۱۶۹]
پیوند به بیرون
- باب و جامعه بابی ایران
- زندگی باب (پیوندی دیگر از زندگی سید علی محمد باب)
- گزیدهای از آثار باب
- کتابی جامع از زندگی، آثار و آموزههای باب
- باب؛ دویست سال بعد (نشر آسو)



