محاکات

مُحاکات (به انگلیسی: Mimesis) اصطلاحی است که از زمان ارسطو به کار می‌رود و به معنای تقلید یا بازنمایی واقعیت است. وقتی شاعر، نویسنده یا هنرمند اثری خلق می‌کند، در حقیقت دارد چیزی از دنیای واقعی یا تجربه‌های انسانی را در قالبی تازه نشان می‌دهد. برای نمونه، نقاشی که تصویر یک منظره را می‌کشد، نمایشنامه‌نویسی که شخصیت‌هایش را شبیه آدم‌های واقعی طراحی می‌کند، یا شاعری که از عشق و غم و شادی سخن می‌گوید، همه در حال محاکات‌اند. به زبان ساده، محاکات یعنی هنر راهی برای بازتاب جهان بیرونی یا درونی انسان است، اما نه به همان شکل ساده و مستقیم، بلکه در قالبی تازه و خلاقانه.

از نظر لغوی محاکات به معنی «با هم حکایت کردن» و «هم‌بازگویی» است.

محاکات اصطلاحی در نقد ادبی و فلسفه است که شامل تقلید دیونوسیوسی، تقلید، شباهت غیر حسی، پذیرایی عاملی، بازنمایی، وانمایی، کنش بیان، کنش شباهت، عرضه خویش می‌شود. در نظریات ادبی یونانی، محاکات تقلیدی است از سیر وقایع روایت که اجرا می‌شود. بر اساس گفتهٔ افلاطون، محاکات یکی از دو شیوهٔ عمدهٔ بیان روایت است. شیوهٔ دیگر بیان روایت همان نقل یا بازنمایی سیر وقایع به شیوهٔ گفتن است. بر اساس این تعریف، نمایش‌ها نمونهٔ محاکات و اشعار حماسی نمونهٔ نقل به‌شمار می‌روند. ارسطو (شاگرد افلاطون) اصطلاح «مُحاکات» («میمسیس») را صرفاً برای تقلید یک عمل به کار می‌برد و هر دو حالت بازنمایی روایی را جزئی از آن می‌دانست. محاکات، در لغت به معنای با هم حکایت کردن، حکایت کردن قول یا فعل کسی بی‌زیادت و نقصان، بازگو کردن، عین گفته کسی را نقل کردن و مشابه کسی یا چیزی شدن می‌باشد.[۱]

منابع

  1. ابوت، اچ. پورتر (۱۳۹۷). سواد روایت. ترجمهٔ رویا پورآذر و نیما م. اشرفی. تهران: اطراف. صص. ص٫ ۴۱۳. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۹۸۰۱۹-۰-۹.

پیوند به بیرون