جنگ‌های اشکانیان و سلوکیان

جنگ‌های ایران و سلوکیان
بخشی از نبردهای شاهنشاهی اشکانی

گستره قلمرو امپراتوری سلوکی، اشکانیان و جمهوری روم در حدود سال ۲۰۰ پیش از میلاد
تاریخ۲۳۸ پ.م – ۱۲۹ پ.م
موقعیت
نتایج

پیروزی اشکانیان

  • انحطاط و سقوط امپراتوری سلوکی
طرف‌های درگیر
امپراتوری سلوکی شاهنشاهی اشکانی
فرماندهان و رهبران
آندراگوراس ,
دیودوت،
سلوکوس دوم (اسیر)
آنتیوخوس سوم ,
دیمتریوس دومتسلیم شده
آنتیوخوس هفتم 
آنتیوخوس دهم 
دیمتریوس سوم (اسیر)
فیلیپ یکم سلوکی (اسیر)
ارشک یکم
ارشک دوم
مهرداد یکم
فرهاد دوم
مهرداد دوم
گودرز یکم
مهرداد سوم

جنگ‌های اشکانیان و سلوکیان که در صدسالگی حکومت سلوکیان آغاز شد؛ مجموعه‌ای از جنگ‌ها میان شاهنشاهی اشکانیان و امپراتوری سلوکیان بود که در نهایت به خروج سلوکیان از ایران انجامید و بنیاد پادشاهی اشکانیان توسط ارشک اول شکل گرفت.

خاستگاه این جنگ‌ها کوچ قبیله‌های ایرانی به فرارود و ناتوانایی سلوکیان در نگاهداری یا دفاع از امپراتوری گسترده خود بوده‌است.

پیش‌زمینه

در سال ۳۲۳ پ.م، امپراتوری سلوکیان از سوی سلوکوس یکم، سردار اسکندر مقدونی پایه‌گذاری شد. دولت سلوکی که از سوریه تا سند (رود) گستردگی داشت و دربردانده بیشتر متصرفات اسکندر بود، نیرومندترین پادشاهیِ بازمانده اسکندر به‌شمار می‌رفت.

با این حال سلوکیان بخاطر جنگ پیوسته با دیگر کشورهای هلنیستی در باختر و رویارویی با ناآرامی‌ها و شورش‌ها در میان مردمان ایرانیِ خود در خاور، در تلاش برای نگاهداری چنین قلمرو گسترده‌ای، خیلی زود با مشکل روبرو شدند.

با بهره‌گیری از دغدغه‌های سلوکی‌ها در جنگ علیه یورشِ سلتیک‌ها به آسیای صغیر (در مرزهای باختری سلوکیان) و هرج و مرج درگیری سوم سوریه پیرامون سال ۲۴۵ پ.م، دیودوت و آندروگوراس که به ترتیب ساتراپ ایالت‌های باختر و پارت بودند، استان‌های دورافتادهٔ خود را مستقل اعلام کردند.

با این همه، پیرامون سال ۲۳۸ پیش از زایش، پرنی‌ها که یک قبیله ایرانی از استپ‌های آسیای میانه بودند زیر رهبری ارشک، به قلمرو آندروگوراس ساتراپِ استانِ پارت یورش بردند، وی را شکست دادند و کشتند و سرزمینش را به دست گرفتند. سپس پرنی‌ها به عنوان پارتیان (که نام خود را از استان سلوکی‌ای که گشوده بودند گرفته بودند) ناموَر شدند. ارشک اول در اینجا پادشاهی اشکانی را بوجود اورد و نسب خود را به اردشیر هخامنشی می رساند.

آنها پس از گشایش استان پارت کوشیدند تا آنجا که ممکن است امپراتوری سلوکی شرقی را بگشایند و تا سال ۲۳۸ شهر هکاتوم پولیس را به دست گرفتند که پایتخت آنها شد. در این یورش استانِ حال مستقل شدهٔ باختر به آنها پیوسته بود. سلوکوس دوم نیز در آن زمان سرگرم جنگ با بطلمیوسیان بود، بدین گونه سلوکیان بیشتر قلمرو خود را در خاور ایران و سرزمین ماد از دست دادند.

لشگرکشی سلوکوس دوم

سلوکوس دوم پس از درگذشت پدرش آنتیوخوس دوم در سال ۲۴۶ پ.م، جانشین وی شد؛ ولی بخاطر جنگ با بطلمیوسیان نتوانست به یورش‌های اشکانیان در بخش خاوری امپراتوری و متعاقباً یورش‌های برادر کوچکترش هیراکس که تلاش می‌کرد تا فرمانروایی خود در آسیای صغیر را مستقل اعلام کند، پاسخ درخور دهد.

سرانجام، این دو برادر به آتش‌بس رسیدند و سلوکوس توانست یک اردوکشی تازه را علیه اشکانیان آغاز کند.

با وجود کامیابی‌های نخستین و بیرون راندن اشکانیان از چند منطقه، سلوکوس دوم احتمالاً از اشکانیان که بنظر می‌آید بهرمند از کمک دیودوتوس دوم حاکم باختر نیز بودند، شکست خورده و اسیر شد.

پس از آزادی، سلوکوس به آسیای صغیر بازگشت تا بار دیگر با هیراکس که دشمنی علیه برادرش را از سر گرفته بود، رویارویی کند.

تلاش آنتیوخوس سوم

آنتیوخوس سوم پادشاه بلندپرواز سلوکی بود که خیال یکپارچگی دوباره امپراتوری اسکندر مقدونی زیر فرمانروایی سلوکیان را در سر داشت.

وی در سال ۲۰۹ پ.م، تلاشی را برای به دست آوردن دوباره کنترل استان‌های خاوری آغاز کرد و پس از شکست دادن اشکانیان در نبرد، وی با کامیابی، دوباره کنترل بخش هایی از قلمرو اشکانی را به‌دست‌آورد اما باقی مناطق پادشاهی اشکانیان دست نخورده ماند. زیرا انتوخیوس می دانست ارتش اصلی اشکانی قادر است او را مانند سلوکوس دوم شکست سنگینی دهد.

اشکانیان با فرمانروای سلوکی مذاکره کردند و ناچار شدند وضعیت خراجگزاری را بپذیرند و بیشتر وسعت قلمرو خود را حفظ کردند. انتوخیوس سوم استقلال کامل انها را به رسمیت شناخت.

بخاطر کار بزرگ آنتوخونیوس در شکست دادن اشکانیان به این پادشاه توسط اشراف سلوکی عنوان عالی اعطا شد.

از بخت خوش اشکانیان، امپراتوری سلوکی دشمنان فراوانی داشت، و چندی نگذشت که آنتیوخوس نیروهای خود را به سمت غرب فرستاد تا با بطلمیوسیان مصر و ظهور جمهوری روم روبرو شوند.

ظهور اشکانیان و پایان امپراتوری سلوکی

توان سلوکیان پس از شکست آنتیوخوس سوم از رومیان در نبرد ماگنزیا رو به کاهش نهاد و در واقع قدرت سلوکی و به ویژه ارتش سلوکی را در هم شکست.

پس از این شکست سخت، آنتیوخوس سوم شروع به غارت قلمرو خود کرد ، اما در الیمائی کشته شد.

در سال ۱۴۸ پ.م، پادشاه اشکانی، مهرداد یکم، به ماد که قبلاً علیه امپراتوری سلوکی به پا خاسته بود یورش برد، و در ۱۴۱ پ.م، اشکانیان شهر بزرگ سلوکیه که پایتخت خاوری سلوکیان بود را به چنگ آوردند.

این پیروزی‌ها میان رودان و بابل را زیر کنترل مهرداد یکم درآورد و ازلحاظ اقتصادی به نفع ایران شد.

در سال ۱۳۸ پ.م، اشکانیان یک ضد حمله بزرگ سلوکی را شکست دادند، بر ارتش سلوکی پیروز گشتند و پادشاه سلوکی، دیمتریوس دوم را به اسارت گرفتند، بدین گونه به‌طور مؤثر ادعاهای سلوکی دربارهٔ هر سرزمینی در خاور رود فرات، پایان یافت. سلوکیان با این شکست های سنگین دچار مشکلاتی شدند چرا که از قبل از اینها درگیر جنگ های داخلی بین مدعیان حکومت خود و غارت قلمرو خود برای بدست اوردن مالیات و اموال بیشتر بودند. این باعث شورش موفقیت امیز ایلامی های ایرانی شده بود که از ظلم سلوکی های خارجی به ستوه امده بودند و اشکانیان با جنگ کنترل مناطق پادشاهی ایلام ایرانی را بدست اوردند. همچنین پادشاهی پارس که کاملا تحت کنترل سلوکیان بود حالا به پادشاهی اشکانی ایران ضمیمه شد.

برای بازپس‌گیری این قلمروها ، آنتیوخوس هفتم با اماده کردن ارتش سلوکی ، در سال ۱۳۰ پ.م ضد حمله علیه اشکانیان را آغاز کرد و در ابتدا آنها را دو بار در نبرد شکست داد.

اشکانیان در این شرایط ضعف و با هدف وقت کشی گروهی را برای گفتگو دربارهٔ پیمان صلح گسیل داشتند، ولی سرانجام شرایط پیشنهادی آنتیوخوس را رد کردند. اینگونه ارتش سلوکی به زمستان برخورد.

با دیدن فرصت به‌دست آمده برای وارد آوردن ضربه، اشکانیان زیر فرماندهی فرهاد دوم، در نبرد اکباتان در سال ۱۲۹ پ.م، آنتیوخوس را شکست دادند و به قتل رساندند و اقدام به نابودی و تسخیر بقیه ارتش بزرگ او کردند و این گونه به تلاش سلوکیان برای بازپس‌گیری مناطق پایان دادند.

از دست دادن قلمرو بسیار زیاد، سلوکیان را که پیش از این نیز آسیب دیده بود به سرازیری ای انداخت که هرگز نتوانست از آن برهد.

حکومت سلوکیان که دشمن ایران بود تبدیل به یک حکومت برهم خورده شد که گستره اش کمی بیشتر از انطاکیه و سرزمین‌های پیرامون بود.

تنها دلیل ادامه حیات سلوکیان این بود که اشکانیان آنان را به عنوان یک سپر و میانگیر سودمند میان خود و امپراتوری روم می‌دیدند و حتی در ان نفوذ اقتصادی و سیاسی بدست اوردند. اشکانیان ترجیح دادند سلوکیان را تحت کنترل در نیاورند تا با روم ایتالیا وارد رقابت خطرناک نشوند و به افزایش قدرت اقتصادی خود بپردازند اما این رقابت با توسعه طلبی روم اجتناب ناپذیر شد.

هنگامی که پومپه یک لشکر رومی را به سوریه راهبری کرد، امپراتوری سلوکی را به روم پیوست کرد و عرصه برای جنگ‌های اشکانیان و رومی‌ها آماده شد.

پسایند

پیشروی باختری اشکانیان در طی جنگ با سلوکیان سرانجام به درگیری با امپراتوری روم انجامید و جنگ‌های اشکانیان و رومیان تا سدهٔ سوم این امپراتوری‌های باستانی را در آغوش گرفت.

منابع