خوش‌روانی

خوش‌زیستی، خوش‌روانی، یا یودایمونیا[۱] (به انگلیسی: eudaimonia یا eudaemonia،[الف] از یونانی: εὐδαιμονία) در فلسفه، مفهومی است که معمولاً به «خوشبختی» هم ترجمه می‌شود، اما منظور از آن خوشحالیِ زودگذر یا حالِ خوبِ لحظه‌ای نیست.

خوش‌زیستی یا یودایمونیا یعنی «خوب زندگی کردن»؛ یعنی زندگی‌ای که در آن انسان توانایی‌هایش را به‌درستی به‌کار می‌گیرد، فضیلت‌ها را در خود پرورش می‌دهد، و احساس می‌کند زندگی‌اش معنا دارد.

در این نگاه، کسی ممکن است همیشه شاد نباشد یا سختی بکشد؛ اما اگر کار درست را انجام می‌دهد، مسئولانه زندگی می‌کند، و در مسیر رشد انسانی است، زندگی‌اش خوش‌زیستانه به‌شمار می‌رود. به زبان دیگر، خوش‌زیستی یعنی زندگی‌ای که وقتی به آن نگاه می‌کنی، بگویی «زندگی‌ام درست و ارزشمند بوده»، نه فقط «لحظات خوشِ زیادی داشته‌ام».

ریشه‌شناسی واژه

یودایمونیا از واژه‌های یونانیِ εὐ به معنی «خوش» و δαίμων به معنی «روان» تشکیل شده است. این یک مفهوم مرکزی در اخلاق ارسطویی و فلسفهٔ سیاسی است که اغلب با عنوان «فضیلت» یا «تعالی» یا با عنوان «حکمت عملی یا اخلاقی» ترجمه شده است.[۲] در آثار ارسطو، خوش‌روانی (بر اساس سنت یونانی کهن‌تر) به‌عنوان اصطلاحی برای بالاترین مرتبهٔ تعالی برای انسان استفاده می‌شود و بنابراین، هدفِ فلسفهٔ عملی، از جمله اخلاق و فلسفهٔ سیاسی، است، با در نظر گرفتن (و همچنین تجربهٔ) آنچه در واقعیت است و چگونه می‌توان آن را به‌دست‌آورد.

تعریف

تعاریف، فرهنگ‌های لغت، و اصطلاحات فلسفیِ یونانی‌ای وجود دارد که به افلاطون نسبت داده شده است. بر این باور توسط پژوهشگران نوین و پیروان بلاواسطهٔ وی تعریفی که از خوش‌روانی داده شده چنین است: صفات خوب متشکل از تمام خوبی‌ها؛ توانایی‌ای که برای دارا بودن یک زندگی خوب کفایت می‌کند؛ کمال احترام به فضیلت؛ منابع کافی برای زندگی یک موجود زنده.

یادداشت‌ها

  1. به فرانسوی: eudémonisme (تلفظ: اودِمونیسم)

منابع

  1. Daniel N. Robinson. (1999). Aristotle's Psychology. Published by Daniel N. Robinson.
  2. Rosalind Hursthouse. "Virtue Ethics". Stanford Encyclopedia of Philosophy.

پیوند به بیرون