کنش عاطفی

کنش عاطفی (به انگلیسی: Affectional action) (که با نام کنش احساسی نیز شناخته می‌شود) همانطور که توسط ماکس وبر، جامعه‌شناس آلمانی تعریف شده‌؛ یکی از چهار نوع اصلی کنش اجتماعی است.[۱] برخلاف سایر انواع کنش‌های اجتماعی، کنش عاطفی، کنشی است که در نتیجه حالت احساسی یک فرد، گاهی صرف نظر از پیامدهایی رخ می‌دهد که در پی دارد. از آنجا که این عمل نتیجه حالت احساسی ماست، یک کنش عاطفی گاهی می‌تواند غیرمنطقی و واکنشی توصیف شود. نمونه‌ای از یک کنش عاطفی می‌تواند کنش پدری باشد که دخترش را به دلیل انجام عملی کتک می‌زند که پدر آن را ناامیدکننده می‌داند.

نوشته‌های ماکس وبر

ماکس وبر کنش هایی را که ما انجام می‌دهیم به ندرت تحت تأثیر تنها یکی از چهار نوع کنش های اجتماعی توصیف می‌کند. او کنش را این گونه توصیف می‌کند: "واکنشی کنترل نشده به یک محرک استثنایی."[۲]

کنشی که توسط فرد انجام می‌شود، همچنین به عنوان واکنشی توصیف می‌شود که شامل رهایی در نتیجه تنش عاطفی است. کنش عاطفی ممکن است همیشه کنترل نشده و کاملاً واکنشی نباشد، زیرا ممکن است فرد کاملاً بر اساس احساسات خود عمل کند ولی احساسات فرد ممکن است نوعی توجیه منطقی به خود بگیرد و منجر به کنشی شود که دیگر صرفاً عاطفی نباشد.[۲]

در قلب مدیریت‌شده

کتاب قلب مدیریت‌شده توسط آرلی راسل هکشایلد نوشته شده است. این کتاب که نخستین بار در سال ۱۹۷۹ منتشر شد، درباره نقش احساسات و عواطف در جامعه ما، قواعد احساسات و همچنین استفاده از احساسات و کنش عاطفی در محیط کار سخن می‌گوید. هکشایلد این ایده را مطرح می‌کند که کنش‌هایی که از احساسات ما ناشی می‌شوند، منطقی هستند، نه غیرمنطقی. او در ادامه می‌گوید رابطه‌ای که ما بین غیرمنطقی بودن و کنش عاطفی می‌پذیریم، از «سیاست فرهنگی ما در قبال زندگی عاطفی» ناشی می‌شود...»[۳]

احساسات در توصیف جامعه‌شناسان

هکشایلد در کتاب قلب مدیریت‌شده با استفاده از نظرات بسیاری از جامعه‌شناسان دیگر، درباره احساسات و کنش های ما سخن می‌گوید که ناشی از احساساتمان هستند:

  • چارلز داروین: داروین باورمند بود که حرکات احساسی از نظر بیولوژیکی ذاتی هستند. او در ادامه گفت که حرکاتی که از احساسات و عواطف ناشی می‌شوند، عمدتاً جهانی هستند و در مورد همه افراد اعمال می‌شوند، در حالی که برخی حرکات مانند بوسیدن و گریه کردن از نظر فرهنگی خاص هستند.
  • زیگموند فروید: فروید سه مرحله اصلی از ایده خود در مورد احساسات را طی کرد.
  1. او باورمند بود که احساسات ما نتیجه هوس های جنسی مسدود شده ما هستند که خود را به صورت تنش و اضطراب نشان می‌دهند.
  2. سپس، او باورمند بود که احساسات و کنش های احساسی با نهاد همراه هستند.
  3. و در نهایت، او به این نتیجه رسید که احساسات و کنش های عاطفی را به عنوان «نشانه‌هایی از خطر قریب‌الوقوع (از درون یا بیرون) و به عنوان انگیزه‌ای برای کنش» ببیند.[۳]
  • ویلیام جیمز: جیمز باورمند بود که احساسات مختلف با حالت‌های مختلف بدن همراه هستند، به این معنی که دستکاری بدن و ذهن ما، احساسات ما و نحوه واکنش ما به موقعیت‌های خاصی را تغییر می‌دهد که در آنها بر اساس حالت عاطفی خود واکنش نشان می‌دهیم.

در بین افراد

افراد در موقعیت‌های خاص واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند، بنابراین یک کنش عاطفی همیشه به فردی بستگی دارد که آن کنش را انجام می‌دهد. با توجه به این نکته، یک کنش عاطفی عوامل مختلفی مانند شخصیت فرد، یا هنجارهای فرهنگی یا حتی محیطی بستگی خواهد داشت که فرد در آن قرار دارد. هرگز یک کنش جهانی از روی احساسات و حالت احساسی رخ نخواهد داد.[۳]

چند نمونه از متغیرهایی که در نحوه واکنش فرد دخیل هستند عبارتند از:

  • اینکه آیا فرد تمایل دارد بیش از حد معمول احساساتی باشد.
  • آموزه‌های فرهنگی که فرد از آن می‌آید.
  • محیطی که فرد در آن قرار دارد.

یک کنش عاطفی باید فرد را در نظر بگیرد ولی در توصیف کنش عاطفی باید هنجارهای اجتماعی را نیز در نظر بگیرد که در آن موقعیت رخ می‌دهد. این می‌تواند بر کنشی که یک فرد انجام می‌دهد تا حد زیادی تأثیر بگذارد، زیرا اکثر افراد در موقعیت‌های بسیار متفاوت واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. به عنوان مثال، یک پیشخدمت را در یک رستوران در نظر بگیرید. او ممکن است از دست مشتریان کلافه شود و بخواهد فریاد بزند، با این حال، به دلیل شغلش و هنجارهایی که با آن همراه است، از کنش معمول خود منع می‌شود. این نمونه‌ای از کار عاطفی است، ایده‌ای که توسط آرلی راسل هکشیالد توسعه داده شده است. این ایده در مورد تنظیم عاطفی است که به منظور تطبیق با "الزامات عاطفی یک شغل" انجام می‌شود. کار عاطفی یکی از اصلاح‌کننده‌های اصلی عملی است که فرد صرف نظر از وضعیت احساسی خود انجام می‌دهد. این اغلب زمانی اتفاق می‌افتد که فردی با مشتریان یا ارباب رجوع سروکار دارد و نیاز دارد تصویری حرفه‌ای یا "خوب" از خود ارائه دهد، و اغلب کنش عاطفی اولیه‌ای را سرکوب می‌کند که ممکن است بخواهد انجام دهد.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. فرانته, جوآن (2007-10-24). جامعه‌شناسی: یک دیدگاه جهانی (به انگلیسی). Cengage Learning. ISBN 978-0495390916.
  2. 1 2 وبر, ماکس (1978-01-01). اقتصاد و جامعه: خلاصه‌ای از جامعه‌شناسی تفسیری (به انگلیسی). انتشارات دانشگاه کالیفرنیا. ISBN 9780520035003. اقتصاد و جامعه
  3. 1 2 3 Hochschild, Arlie (2003). The Managed Heart: Commercialization of Human Feeling. University of California Press. pp. 214, 218, 224. ISBN 978-0520239333.