کالواری (فیلم)

Calvary
A priest standing by the shore, a wave crashing behind him.
Movie poster
کارگردانجان مایکل مک دونا
تهیه‌کننده
  • Chris Clark
  • Flora Fernandez-Marengo
  • James Flynn
نویسندهجان مایکل مک دونا
بازیگران
موسیقیPatrick Cassidy
فیلم‌بردارلری اسمیت
تدوین‌گرChris Gill
شرکت
تولید
  • Reprisal Films
  • Octagon Films
  • Protagonist Pictures
توزیع‌کنندهEntertainment One] (UK)
Fox Searchlight Pictures (US)"
تاریخ‌های انتشار
  • ۱۹ ژانویه ۲۰۱۴ (۲۰۱۴-۰۱-۱۹) (ساندنس)
  • ۱۱ آوریل ۲۰۱۴ (۲۰۱۴-۰۴-۱۱) (انگلستان)
  • ۱ اوت ۲۰۱۴ (۲۰۱۴-۰۸-۰۱) (ایالات متحده)
مدت زمان
۱۰۱ دقیقه
کشور
  • ایرلند
  • انگلستان
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم$۷ میلیون
فروش گیشه$8,372,378[۱][۱]

کالواری (به انگلیسی: Calvary) فیلمی درام به نویسندگی و کارگردانی جان مایکل مک‌دونا، ساختۀ ۲۰۱۴ از ایرلند است.

این فیلم بااینکه با استقبال چندانی از سوی تماشاچیان روبرو نشد، از سوی منتقدان تحسین شد و دارای نقدهای مهم روان‌شناسانه است.

داستان

یک کشیش خوش‌طینت به‌دنبال تهدید به کشته شدن در یک جلسه اعتراف، باید با نیروهای تاریکی که به او نزدیک می‌شوند مبارزه کند.

بازیگران و نقش‌ها

او یک کشیش صادق و خوش‌قلب است و زندگی عارفانه و پرقناعتش از شادی به دور نیست. او تلاش می‌کند به مردم نشان دهد که لذت و خوشبختی، تقابلی با دین‌دارانه زیستن ندارند و ایمان به زندگی معنی می‌بخشد.

او به‌تنهایی در دوبلین زندگی می‌کند و به‌تازگی پس‌از جدا شدن از دوست‌پسرش دست به خودکشی زده‌ است. او از اینکه در کنار پدرش نیست، ناراحت است.

جک، قصاب است و رابطه خوبی با همسرش ندارد. همسرش با مردان دیگر نیز سر می‌کند.

او بااینکه همه چیز از زن و فرزند تا ثروت دارد، احساس پوچی و بی‌تعلقی می‌کند.

وی پزشک بیهوشی در بیمارستان شهر است و مانند دیگر اهالی، کشیش‌ها را دروغگو و از نظر جنسی و مالی، فاسد می‌داند.

تعمیرکار خودرو است که از ساحل عاج به آنجا آمده است. سرگرمی‌اش معاشرت با زنان است و اعتراف می‌کند که آنها او را به‌سبب آفریقایی بودنش می‌پسندند.

اِم اِمِت والش در نقش جرالد رایان

او که می‌خواهد با الهام از شخصیت‌های پوآرو و جیمز باند، کتابی کارآگاهی بنویسد، برای آرامش به آنجا آمده و در سرازیری عمر به‌دنبال شهرت است.

او که یک فرانسوی و مسیحی باورمند است با همسر ایتالیایی‌اش برای گردش به آنجا آمده‌اند. در تصادفی مرگبار، همسرش به کما می‌رود و کشیش جیمز برای دعا برای آمرزش او بر سر بالینش حاضر می‌شود.

قاتل روانی آدم‌خوار. او نزد کشیش توبه کرده و با او دوستی دارد.

  • کیلیان اسکات در نقش میلو هرلی

پسری که اعتراف می کند با هیچ زنی نبوده‌ است و پورنوگرافی تماشا می‌کند. دست آخر هم چون هیچ شغل و رابطه عاشقانه‌ای ندارد به ارتش می‌پیوندد.

  • پت شُرت در نقش کافه‌دار

او یک شکست‌خورده است و بودایی شده. کافه‌اش درآمد زیادی ندارد و با کشیش دشمن است.

  • اوئن شارپ در نقش لئو

او یک هم‌جنسگراست که با پلیس بازنشسته‌ای رابطه دارد.

نقد و بررسی

  • امتیاز ۷٫۶ از بین ۱۰۲۱۱ امتیاز در سایت آی‌ام‌دی‌بی
  • امتیاز ۸۹٪ از ۱۳۲ نقد و بررسی (منتقدان فیلم)
  • امتیاز ۳٫۵ از ۴ از سوی گلن کنی منتقد سایت راجر ایبرت

مک‌دانا، هفتهٔ آخر عمر کشیشی دلسوز را نشان می‌دهد و از روزنهٔ حیات او، شخصیت‌هایی را معرفی می‌کند که هر یک، جهان‌بینی‌های انسان‌های امروز را نمایندگی می‌کنند. مخاطب به‌کلی محو رمزگشایی از روابط پیچیدهٔ انسان‌های عمیقاً ناامید در شهری ماتم‌زده و رو به انحطاط اخلاقی شده و با عمیق شدن در دیالوگ‌های آن‌ها، به دنبال پاسخی برای پرسش‌های هستی‌شناسانه‌اش می‌گردد، به گونه‌ای که تا صحنهٔ آتش‌سوزی در کلیسا، دیگر دغدغه‌ای برای کشف فرد تهدیدکننده ندارد. روایت داستان در راستای پرده‌برداری از قاتل احتمالی نیست و معرفی قاتل در انتهای قصه، با شوکی بزرگ برای جیمز و مخاطب همراه است.

جیمز کشیش متفاوت و نوگرایی‌ست. بر خلاف تصور جامعه از کشیش‌ها، دختری دارد. در کمال ساده‌زیستی، ماشین زیبای قرمزی و سگی دوست‌داشتنی دارد. او فردی اجتماعی‌ست که از در میان مردم بودن و کمک به حل مشکلات آن‌ها فرو نمی‌گذارد. او سعی در کشف و رسوا کردن گناهان مردم یا حریم خصوصی آن‌ها را شکستن ندارد و فقط می‌کوشد تا ایمان را در کسانی که قلب‌شان آمادهٔ توبه است، زنده کند و صلح را میان انسان‌ها برقرار سازد.

شخصیت‌هایی که پدر جیمز همیشه با آن‌ها کلنجار می‌رود و می‌کوشد تا به ایمانی استوار داشتن هدایت‌شان کند، در نگاه نخست کاریکاتوری به چشم می‌آیند و مخاطب، خود را در میانهٔ جهان گروتسکی می‌بیند که در آن، مردم بااینکه در مراسم کلیسا حاضر می‌شوند، هیچ کورسوی ایمانی به مبلغ مذهبی‌شان ندارند. اما رفته‌رفته با درگیر شدن در اعتقاد مردم شهر درمی‌یابیم که کلیسا با گذشته‌ای شرم‌آور و توشه‌ای پر از رسوایی، چنان بدبینی را در قلب انسان‌های شهر کاشته که هر یک با بهانه‌ای نسبت به ایمان و توبه بی‌اعتنا هستند.[۲]در آغاز فیلم گفته‌ای از سَن آگوستَن آمده که مفهوم فیلم را در برمی‌گیرد؛ «از امید دست مشویید زیرا یکی از دزدان (بدکاران) نجات یافت، بر گناه پای نفشارید زیرا یکی از دزدان مجازات دید.»

شخصیت هایی که در این داستان به تصویر کشیده شده‌اند، هر یک نمادی از انسان‌های جامعه هستند.

منابع

  1. 1 2 http://www.boxofficemojo.com/movies/?page=intl&id=calvary.htm
  2. «نقد خوانندگان – ۲۷». ماهنامه سینمایی فیلم. ۲۰ فروردین ۱۳۹۴.

پیوند به بیرون