پیوتر لاوروف

پیوتر لاوروف
Пётр Лавро́в‎
پیوتر لاوروف در پیری
زادهٔ۱۴ ژوئن ۱۸۲۳
مِلِـخووُو، بخش ولیکولوکسی، فرمانداری پسکوف، امپراتوری روسیه
درگذشت۶ فوریهٔ ۱۹۰۰ (۷۶ سال)
دورهفلسفه قرن نوزدهم
حیطهفلسفه روسی
مکتبنارودنیسم

پیوتر لاورویچ لاوروف ‏(۱۴ ژوئن ۱۸۲۳ – ۶ فوریه ۱۹۰۰) فیلسوف، روزنامه‌نگار، جامعه‌شناس و تاریخ‌نگار روسی، نظریه‌پرداز برجستهٔ نارودنیسم (خلق‌گرایی روسی) و انقلابی بود.[۱]

او در خانواده‌ای از مالکان مرفه در منطقهٔ پسکوف زاده شد و به مدرسهٔ توپخانه در سن‌پترزبورگ پیوست. سپس در حالی که هنوز به سن بیست‌ویک‌سالگی نرسیده بود، به استادی همان مدرسه منصوب شد. لاوروف در تدوین بخش فلسفی «دانشنامهٔ جامع روسی» (۱۸۶۴) مشارکت داشت. او تحت تأثیر دیدار با تشرنیخوفسکی به جنبش خلق‌گرای «زمین و آزادی» پیوست و پس از سوءقصدی در سال ۱۸۶۶ بازداشت و به تبعید محکوم شد. در همان دوران، لاوروف «نامه‌های تاریخی» خود (۱۸۶۸–۱۸۶۹) را برای مجلهٔ «هفته» می‌فرستاد که با نام مستعار میتوف منتشر می‌شد؛ همین امر او را به‌عنوان یکی از متفکران جنبش انقلابی روسیه برجسته ساخت. در سال ۱۸۷۰، با یاری چند تن از یارانش، به پاریس گریخت و پس از آشنایی با انقلابیون فرانسوی، به‌ویژه فارلین، به انترناسیونال اول پیوست. او به‌طور فعال در کمون پاریس شرکت داشت و از سوی کمون مأمور شد به بروکسل و لندن برود تا پشتیبانی انقلابیون اروپایی را جلب کند. پس از آنکه به ژنو پناه برد، مجلهٔ «به پیش» را بنیاد نهاد که ارگان گرایش خلق‌گرایی در تبعید بود. در بازگشت به پاریس در سال ۱۸۷۷، مجلهٔ «پیام‌آور ارادهٔ خلق» را بنیان گذاشت که آن هم گرایشی خلق‌گرایانه داشت. او در همین مجله رسماً از مشی تروریسم انقلابی دست کشید.[۱]

در سال ۱۸۸۲، به اتهام تأسیس انجمنی برای یاری‌رسانی به زندانیان سیاسی و تبعیدیان روس، از فرانسه اخراج شد. اما بار دیگر به پاریس بازگشت و در تألیف جمعی «عناصر نگارش تاریخ جنبش سوسیالیستی» (۱۸۹۲–۱۸۹۶) مشارکت کرد. لاوروف در واپسین سال‌های زندگی خود سرگرم نگارش اثری فلسفی با عنوان «پژوهشی در تاریخ اندیشهٔ دوران جدید» بود که مرگ، مجال به پایان رساندن آن اثر را از او گرفت.[۱]

زندگی

لاوروف در خانواده‌ای نظامی از اشراف موروثی زاده شد. [۲][۳]پدرش افسر توپخانه بازنشستۀ ارتش امپراتوری روسیه بود و مادرش از خانوادۀ بازرگانان سوئدیِ روسی‌شده به شمار می‌رفت.[۴]او وارد یک آکادمی نظامی شد و در سال ۱۸۴۲ به درجۀ افسری فارغ‌التحصیل گردید. لاوروف در علوم طبیعی، تاریخ، منطق، فلسفه و روان‌شناسی تبحر یافت. او همچنین به مدت دو دهه ریاضیات تدریس کرد و استاد کالج توپخانه در سن‌پترزبورگ بود.[۵]

لاوروف در سال ۱۸۶۲ به‌عنوان یک رادیکال به جنبش انقلابی پیوست. او پس از سوءقصد نافرجام دیمیتری کاراکوزوف به جان الکساندر دوم دستگیر شد. در خانۀ او نامه‌ها و اشعاری یافتند که «مجرمانه» به شمار می‌رفت و به همین دلیل به مدت نه ماه در زندان نظامی سن‌پترزبورگ محبوس شد. هرچند هیچ اتهامی مبنی بر مشارکت مستقیم در توطئه علیه او اقامه نشد، اما به دلیل انتشار اندیشه‌های براندازانه و ابراز همدلی با کسانی که دارای گرایش‌های جنایی تلقی می‌شدند، مجرم شناخته شد.[۵]

او به تبعید در ولوگدا محکوم شد؛ اما پس از سه سال گریخت و با اقامت کوتاهی در سن‌پترزبورگ برای تهیه گذرنامۀ جعلی، به خارج از کشور رفت.[۵]در فرانسه، بیشتر در پاریس زندگی می‌کرد و به عضویت جامعۀ انسان‌شناسی درآمد. لاوروف از همان آغاز شیفتۀ اندیشه‌های سوسیالیستی اروپایی بود، هرچند در ابتدا نمی‌دانست این اندیشه‌ها چگونه می‌توانند در روسیه به کار گرفته شوند.[۶]در پاریس، لاوروف کاملاً خود را وقف جنبش سوسیالیستی انقلابی کرد. او در سال ۱۸۷۰ به بخش «تِرن» از اتحادیۀ بین‌المللی کارگران (انترناسیونال اول) پیوست. همچنین در آغاز کمون پاریس در سال ۱۸۷۱ حضور داشت و اندکی بعد برای جلب پشتیبانی بین‌المللی به خارج رفت.[۱]

لاوروف در نوامبر ۱۸۷۲ به زوریخ رسید و در «کلنی روسی» به رقیب میخائیل باکونین بدل شد. در زوریخ، او در خانۀ «فراوِنفلد» نزدیک دانشگاه زندگی می‌کرد. لاوروف بیش از آنکه به انقلاب گرایش داشته باشد، متمایل به اصلاحات بود، یا دست‌کم اصلاحات را سودمند می‌دانست. او بر ضد ایدئولوژی توطئه‌گرایانۀ پیوتر تکاچف و همفکرانش سخن می‌گفت. به باور لاوروف، اگرچه انجام یک کودتا در روسیه آسان بود، اما ایجاد یک جامعۀ سوسیالیستی مستلزم مشارکت تودۀ مردم روسیه بود.[۶] او در سال ۱۸۷۲ مجلۀ «Вперёд!» (به‌معنای: «به پیش!» یا «به جلو!») را بنیان گذاشت که نخستین شمارۀ آن در اوت ۱۸۷۳ منتشر شد. لاوروف از این مجله برای انتشار تحلیل‌های خود دربارۀ ویژگی‌های خاصِ تحول تاریخی روسیه بهره گرفت. او در سال‌های ۱۸۷۷ و ۱۸۸۲ مدتی را در لندن گذراند.[۱]

لاوروف بیش از چهل سال به‌طور گسترده به نگارش پرداخت. آثار او شامل کتاب «فلسفۀ هگلی» (۱۸۵۸–۱۸۵۹) و «پژوهش‌هایی در مسائل فلسفۀ عملی» (۱۸۶۰) است. او در دوران تبعید، نشریۀ سوسیالیستی خود، «به پیش!» را ویرایش می‌کرد. اثری در خدمت جنبش انقلابی با عنوان «نامه‌های تاریخی» (۱۸۷۰) نیز به قلم او و با نام مستعار «میرتوف» نوشته شد. این نامه‌ها تأثیر چشمگیری بر فعالیت‌های انقلابی در روسیه نهادند. او در نشریۀ آلمانی «دی نوئه تسایت» (۱۸۹۹–۱۹۰۰) به قلم ک. تاراسوف، «پیتر لاوروف» (Peter Lawroff) نامیده شد.[۱]

منابع

  1. 1 2 3 4 5 6 الکیالی، عبدالوهاب (۱۹۸۵). الموسوعة السیاسیة (به عربی). ج. پنجم (ویراست دوم). بیروت، لبنان: المؤسسة العربیة للدراسات و النشر. ص. ۳۹۱.
  2. ↑ "Лавров П.Л." на сайте Народной Воли. 2011-04-07. Archived from the original on 2011-04-07. Retrieved 2023-07-07.
  3. ↑ "ЛАВРОВ, ПЕТР ЛАВРОВИЧ | Энциклопедия Кругосвет". www.krugosvet.ru (به روسی). Retrieved 2023-01-09.
  4. ↑ Avrich, Paul; Pomper, Philip (1973). "Peter Lavrov and the Russian Revolutionary Movement". Russian Review. 32 (3): 5–6. doi:10.2307/128254. ISSN 0036-0341. JSTOR 128254.
  5. 1 2 3 "A Veteran Revolutionary". The Manchester Guardian. 10 February 1900. p. 5.
  6. 1 2 Kimball, Alan (1971). "The Russian Past and the Socialist Future in the Thought of Peter Lavrov". Slavic Review. The American Association for the Advancement of Slavic Studies. 30 (1): 28–44. doi:10.2307/2493441. JSTOR 2493441. S2CID 163848774.