مشروعیت سیاسی

جان لاک رضایت حکومت‌شوندگان برای مشروع دانستن سامانهٔ سیاسی را مطرح کرد.

در علوم سیاسی، مشروعیت سیاسی (به انگلیسی: Political legitimacy) یا مختصراً مشروعیت[۱] مفهومی برای توصیف داشتن حقِ اقتدارِ دولت (یا رژیم، حکومت و غیره) بر کنش‌های جامعه است.[۲][۳] در نظام‌های سیاسی که این امر صادق نیست، رژیم‌های نامحبوب به این علت دوام می‌آورند که گروهی کوچک و بانفوذ از نخبگان، آنها را مشروع تلقی می‌کنند.[۴]

در فلسفۀ اخلاق، اصطلاح مشروعیت اغلب به صورت مثبت به عنوان جایگاه هنجاری اطلاق می‌شود که مردم به نهادها، مناصب و اعمال حاکمان خود اعطا می‌کنند، بر اساس این باور که اعمال حکومت آنها، استفاده‌هایی مناسب از قدرتِ مشروع یک حکومت قانونی است.[۵]

سیسرون این واژه را برای بیان قانونی‌بودن قدرت به‌کار برد. بعدها واژهٔ مشروعیت در اشاره به روش‌های سنتی، اصول قانون اساسی و انطباق با سنت‌ها به‌کار برده شد. در عصر روشنگری، جان لاک عنصر «رضایت» را نیز به معنای آن افزود و رضایت را پایه و اساس فرمانروایی مشروع دانست.[۶] در دوران مدرن برای نخستین بار ماکس وبر مفهوم مشروعیت را به صورت مفهومی عام بیان کرد. به عقیدهٔ او، مشروعیت بر «باور» مبتنی است و از مردم اطاعت می‌طلبد. قدرت فقط وقتی مؤثر است که مشروع بوده باشد.[۷]

منابع مشروعیت

ماکس وبر سه منبع آرمانی برای مشروعیت ارائه کرده است که عبارتند از:

  1. مشروعیت سنتی
  2. مشروعیت کاریزمایی
  3. مشروعیت عقلانی ـ قانونی

مشروعیت سنتی

بر اعتقاد به تقدس سنت‌های قدیمی و مشروعیت پایگاه کسانی که از زمان‌های قدیم جامعه تحت حکومت آنان بوده است، استوار است. مثل: حکومت مبتنی بر وراثت، پدرسالاری یا پیرسالاری.

مشروعیت فرهمند

بر سرسپردگی تقدسی و استثنایی و دارا بودن شخصیتی ویژه و نمونه و منحصر به فرد که نماد دلاوری و الگوهای هنجاری در جامعه است، استوار است و این الگوها توسط او آشکار یا مقرر می‌گردد افرادی مانند اسکندر، ژولیوس سزار، هیتلر، گاندی، جمال عبدالناصر، قذافی یا سید روح‌الله خمینی.

مشروعیت عقلانی و قانونی

بر اعتقاد به قانونی‌بودن الگوهای قواعد هنجاری و حق کسانی که تحت چنین قواعدی برای صدور دستور اقتدار یافته‌اند، استوار است. دولت بوروکراتیک امروزی که براساس قواعد و هنجارهای قانونی استوار است نمونهٔ بارز مشروعیت عقلانی و قانونی است.

پانویس

  1. «مشروعیت» [علوم سیاسی و روابط بین‌الملل] هم‌ارزِ «legitimacy»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. دفتر پنجم. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۵۳۱-۷۶-۴ (ذیل سرواژهٔ مشروعیت)
  2. McLean, Iain; McMillan, Alistair (26 February 2009). The Concise Oxford Dictionary of Politics. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-101827-5.
  3. Cox, Robert W. (1997). Cox, Robert W. (ed.). The New Realism. Basingstoke: Macmillan. p. 86. doi:10.1007/978-1-349-25303-6. ISBN 978-0-333-66584-8.
  4. Dahl, Robert A. Polyarchy: Participation and Opposition (pp. 124–188). New Haven (Connecticut) and London: Yale University Press, 1971
  5. Phelps, Martha Lizabeth (December 2014). "Doppelgangers of the State: Private Security and Transferable Legitimacy". Politics & Policy. 42 (6): 824–849. doi:10.1111/polp.12100.
  6. Ashcraft, Richard (ed.): John Locke: Critical Assessments (p. 524). London: Routledge, 1991
  7. عالم، بنیادهای علم سیاست، ۱۰۴.

منابع

  • عالم، عبدالرحمن (۱۳۹۰). بنیادهای علم سیاست. تهران: نی. شابک ۹۶۴-۳۱۲-۱۷۵-۵.

پیوند به بیرون