جنگ شیلا–تانگ
| جنگ شیلا–تانگ | |||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
![]() نگاره ای از نبرد مسوسونگ و پیروزی بزرگ شیلا | |||||||||
| |||||||||
| طرفهای درگیر | |||||||||
| |||||||||
| فرماندهان و رهبران | |||||||||
|
|
| ||||||||
| قوا | |||||||||
| حدود ۳۰,۰۰۰ (۶۷۵)(طبق منابع کرهای)[۵] | حدود ۲۰۰,۰۰۰ (۶۷۵)(طبق منابع کرهای)[۵] | ||||||||
جنگ شیلا–تانگ (۶۶۸-۶۷۶ م.) بین سلسله کرهای شیلا و سلسله چینی تانگ که بلافاصله پس از فتح گوگوریو و باکجه توسط تانگ و شیلا رخ داد. پس از اینکه سلسلههای تانگ و شیلا برای نابودی بکجه و گوگوریو متحد شدند، توافق کردند که رود تهدونگ را به عنوان مرز بین دو کشور ایجاد کنند و یک اتحاد نظامی تشکیل دادند. با این حال، پس از اینکه سلسله تانگ گوگوریو را نابود کرد، وعده خود را با شیلا زیر پا گذاشت و با طرح تقسیم داخلی شیلا، تلاش کرد تا کل شبهجزیره کره از جمله شیلا را به سلسله تانگ پیوند دهد. در نبرد قلعه مِسو که در سال ۶۷۵ بعد از میلاد در گرفت، ۳٠ هزار تیرانداز و نیزهدار شیلایی به رهبری پادشاه مونمو موفق شدند ۲٠٠،٠٠٠ سوارهنظام چینی سلسله تانگ را در یک نبرد تمام عیار شکست دهند. در سپتامبر ۶۷۵ امپراتور گائوزونگ تانگ ۲٠٠ هزار سرباز برای نابودی شیلا فرستاد. در ۲۲ جنگی که بین شیلا و سلسله تانگ اتفاق افتاد ارتش شیلا ۳٠ هزار اسب به غنیمت گرفت و آنها چهار هزار سرباز را کشته و پیروز شدند.
پیش زمینه
اتحاد میان شیلا و تانگ از ابتدا یک اقدام عملگرایانه و موقتی بود که برای از میان برداشتن رقبای مشترک، یعنی بکجه و گوگوریو، شکل گرفت. شیلا که از هر سو توسط (گوگوریو در شمال، بکجه در غرب و متحد آن، ژاپن وا در شرق) محاصره شده بود، برای بقا و کسب برتری منطقهای تلاش میکرد. پس از آنکه درخواست کمک شیلا از سوی گوگوریو رد شد، این حاکمیت به عنوان آخرین راه چاره به امپراتوری تانگ روی آورد. از سوی دیگر، تانگ که در تهاجمات پیشین خود به گوگوریو شکست خورده بود، اتحاد با شیلا را یک ضرورت استراتژیک برای گشودن جبههای دوم علیه گوگوریو میدید.[۶]
یکی از دلایل اصلی کینه و اختلاف، نقض توافق اولیه توسط تانگ بود. امپراتور تایزونگ به شیلا وعده داده بود که در ازای همکاری نظامی، سرزمینهای جنوب پیونگیانگ را به این پادشاهی واگذار خواهد کرد. اما پس از پیروزیها، جانشین او، امپراتور گائوزونگ، این وعده را زیر پا گذاشت و نیات واقعی تانگ برای سلطه کامل بر شبهجزیره را آشکار ساخت. این پیمانشکنی، اعتماد شکننده میان دو متحد را به کلی از بین برد و زمینه را برای رویارویی نظامی فراهم کرد.[۷][۸]
فزونخواهی امپراتوری تانگ
بلافاصله پس از سقوط بکجه در سال ۶۶۰ و گوگوریو در سال ۶۶۸، تانگ برای اداره مستقیم سرزمینهای فتحشده اقدام کرد. این امپراتوری فرمانداری نظامی اونگجین (熊津都督府) را در قلمرو سابق بکجه و مهمتر از آن، فرمانداری کل برای آرامسازی شرق (安東都護府) را با مرکزیت پیونگیانگ برای حکومت بر سرزمینهای سابق گوگوریو تأسیس کرد. قلمرو گوگوریو به طور نظاممند به ۹ فرماندهی، ۴۲ بخش و ۱۰۰ شهرستان تقسیم شد.
جاهطلبی تانگ به شیلا نیز کشیده شد. در اقدامی که اساساً حاکمیت شیلا را به چالش میکشید، تانگ فرمانداری نظامی گِریم (雞林大都督府) را در خاک شیلا تأسیس کرد و پادشاه مونمو را به عنوان فرماندار کل آن منصوب نمود. این اقدام عملاً با شیلا نه به عنوان یک متحد، بلکه به عنوان یک استان وابسته در نظام اداری تانگ رفتار میکرد. تانگ با ترتیب دادن پیمانی موسوم به پیمان چیریسان (就利山會盟) میان بویو یونگ (شاهزادهای از بکجه که توسط تانگ به ریاست فرمانداری اونگجین منصوب شده بود) و پادشاه مونمو، خود را به عنوان حاکم و داور نهایی در شبهجزیره معرفی کرد و سلطه خود را بیش از پیش تثبیت نمود.[۹][۱۰] این اقدامات از منظر تانگ، رویهای استاندارد برای الحاق سرزمینهای جدید به امپراتوری بود، همانطور که در آسیای مرکزی نیز اجرا میشد. از دیدگاه جهانبینی چینی تیانشیا (天下) یا همه زیر آسمان، شیلا یک دولت فرعی بود و اداره مستقیم شبهجزیره توسط تانگ، امتداد طبیعی رسالت امپراتوری محسوب میشد. اما مقاومت پادشاهی شیلا بر پایهای متفاوت استوار بود: این ایده که سه هان (گوگوریو، بکجه و شیلا) یک حوزه سیاسی و فرهنگی متمایز را تشکیل میدهند. بنابراین، جنگ شیلا و تانگ در هسته خود یک درگیری ایدئولوژیک بر سر تعریف سیاسی شبهجزیره کره بود: آیا این سرزمین استانی از امپراتوری تانگ است یا یک پادشاهی مستقل و یکپارچه متشکل از شیلا، گوگوریو و بکجه؟[۱۱][۱۲]
پاسخ راهبردی شیلا
پادشاه مونمو از شیلا با درک این تهدید وجودی، به سرعت از جایگاه متحد تانگ به رهبر یک مقاومت فراگیر در شبهجزیره تغییر موضع داد. راهبرد او، متحد کردن همان نیروهایی بود که به تازگی در شکست دادنشان مشارکت کرده بود. شیلا فعالانه از بقایای ارتشها و مردم بکجه و گوگوریو حمایت کرد و آنها را در ساختار نظامی خود ادغام نمود. این یک شاهکار دیپلماسی و کشورداری بود. شیلا به رهبران جنبش احیای گوگوریو مانند گوم موجام و گو یونمو، و بعدها آنسونگ، پناه و پشتیبانی داد و پادشاه مونمو، آنسونگ را به عنوان پادشاه دولت دستنشانده بودوک (보덕국) منصوب کرد. این اقدامات، درگیری را از یک جنگ صرف میان شیلا و تانگ به یک جنگ استقلالطلبانه گستردهتر علیه اشغالگری تانگ تبدیل کرد.
پادشاه مونمو با درک صحیح این موضوع که تهدید سلطه مستقیم چین، ترسی بزرگتر و متحدکنندهتر از رقابتهای تاریخی است، توانست بر دشمنیهای دیرینه غلبه کند. او با حمایت از چهرههایی مانند آنسونگ، به نخبگان گوگوریو و بکجه راهی برای حفظ جایگاه و مبارزه برای یک هدف مشترک پیشنهاد داد، به جای آنکه توسط تانگ سرکوب یا به اجبار کوچانده شوند. این راهبرد، ارتش شیلا را به یک نیروی چندقومیتی تبدیل کرد که بعدها در ترکیب ۹ لژیون شیلا متحد نیز بازتاب یافت و به این پادشاهی، نیروی انسانی و مشروعیت لازم برای به چالش کشیدن ارتش تانگ را بخشید.
شیلا اقدامات خود را تحت ایدئولوژی قدرتمند سامهان ایلتونگ (三韓一統) یا اتحاد سه هان برقرار کرد و خود را به عنوان متحدکننده مشروع مردم کره در برابر یک قدرت خارجی معرفی نمود. این ایدئولوژی، توجیهی حیاتی برای جنگ فراهم آورد و به یکپارچهسازی جمعیتهای گوناگون کمک شایانی کرد.
نبرد اول
در مرحله نخست جنگ، شیلا ابتکار عمل را به دست گرفت. یک نیروی مشترک ۲۰ هزار نفری از شیلا و گوگوریو، به رهبری ژنرال شیلایی سول او-یو و ژنرال گوگوریویی گو یونمو، از رودخانه آمنوک (یالو) عبور کرده و به نیروهای تانگ در قلعه اوگول (오골성) حمله کردند. این یک حمله پیشدستانه جسورانه بود که برای برهم زدن ساختار فرماندهی تانگ در لیائودونگ و اعلام قاطعانه اهداف شیلا طراحی شده بود.[۱۳]
همزمان که توجه تانگ به شمال معطوف بود، ارتش اصلی شیلا به سرعت برای تصرف سرزمینهای سابق بکجه حرکت کرد. آنها پایتخت پیشین، سابی، را تصرف کرده و تشکیلات اداری تانگ را از فرمانداری اونگجین بیرون راندند. شیلا با تأسیس استان اداری خود به نام سوبوری-جو (소부리주)، کنترل خود را بر این منطقه تثبیت کرد.
تانگ با اعزام نیرو برای تقویت پادگانهای خود واکنش نشان داد. نبرد سوکمون (석문) یکی از درگیریهای بزرگ اولیه بود. اگرچه یگان نخبه جانگچانگ-دانگ یا همان یگان نیزههای بلند شیلا در ابتدا موفقیتهایی کسب کرد، اما ارتش اصلی شیلا غافلگیر شد و شکست سنگینی را متحمل گردید. این شکست، شیلا را مجبور کرد تا موقتاً موضعی تدافعی اتخاذ کند.
نبرد دوم
تا سال ۶۷۴، صبر امپراتور گائوزونگ به پایان رسید. او رسماً پادشاه مونمو را خلع کرد، برادرش کیم اینمون را به عنوان پادشاه جدید شیلا معرفی نمود و تهاجمی بزرگ به رهبری ژنرال کهنهکار لیو رنگوی را آغاز کرد. این تهاجم با هدف حذف رهبری شیلا و پایان دادن قاطعانه به جنگ صورت گرفت.
تهاجم با پیروزیهای تانگ آغاز شد. در فوریه ۶۷۵، نیروهای تانگ در نبرد قلعه چیلجونگ (칠중성) شیلا را شکست دادند. ارتش دیگری از تانگ، به رهبری لی جینشینگ و متشکل از سوارهنظام متحدان مالگال (موهه)،به شیلا پیشروی کرد. نقطه اساسی جنگ زمینی، نبرد قلعه ماسو (매소성 전투) در ۲۹ سپتامبر ۶۷۵ بود. این نبرد به دلیل گزارشهای متناقض در منابع تاریخی، یک چالش بزرگ در تاریخنگاری به شمار میرود.
با این حال در سال بعد ورق بهطور کامل برگشت و شیلا ضربه بزرگی به تانگ وارد کرد، در کتاب سامگوک ساگی، از یک پیروزی عظیم و قاطع برای شیلا سخن میگوید. در این روایت گفته شده که ارتش ۲۰۰,۰۰۰ نفری تانگ توسط نیروهای شیلا شکست خورد و شیلا ۳۰,۳۸۰ اسب و مقادیر زیادی سلاح به غنیمت گرفت. این پیروزی به عنوان نقطه عطفی معرفی میشود که کمر تهاجم تانگ را شکست.
اقدامات بعدی تانگ—عقبنشینی نیروهای اصلی و انتقال مرکز فرمانداری کل به لیائودونگ در سال ۶۷۶ — قویاً نشان میدهد که آنها یک شکست راهبردی بزرگ را متحمل شدهاند، حتی اگر جزئیات تاکتیکی در سامگوک ساگی اغراقآمیز باشد، شیلا به طور قاطع در این نبرد موفق شد خطوط تدارکاتی تانگ را که از پایگاههای اصلی خود بسیار دور شده بودند، قطع کند و آنها را مجبور به عقبنشینی نماید. پیروزی در ماسو، واقع در نزدیکی یونچون امروزی، عملاً تهاجم زمینی تانگ را متوقف کرد و شیلا را به اوج خودش رساند.[۱۴][۱۵][۱۶][۱۷]
اخراج نهایی
با متوقف شدن تهاجم زمینی، پرده آخر جنگ یک نبرد دریایی بود. ژنرال نامدار تانگ، شو رنگویی، ناوگانی را به دهانه رودخانه گوم (که در آن زمان گیبولپو نامیده میشد، نزدیک سوچون امروزی) هدایت کرد. هدف این عملیات احتمالاً تدارکاترسانی به نیروهای باقیمانده تانگ، تأمین یک مسیر عقبنشینی امن، یا گشودن جبههای جدید بود.[۱۸][۱۹][۲۰]
نیروی دریایی شیلا به فرماندهی ژنرال ساچان سیدوک با ناوگان تانگ درگیر شد. بر اساس سامگوک ساگی، ناوگان شیلا در ابتدا شکست خورد اما دوباره سازماندهی شد و در ۲۲ درگیری کوچک و بزرگ پیاپی، به پیروزی قاطعی دست یافت. این نبرد منجر به کشته شدن ۴,۰۰۰ سرباز تانگ و تثبیت کنترل شیلا بر دریای زرد که قبلاً تحت کنترل تانگ بود، شد.[۲۱][۲۲][۲۳][۲۴]
شکست در گیبولپو ضربه نهایی بود. این شکست مسیر تدارکاتی و تقویتی دریایی تانگ را قطع کرد و حضور نظامی مستمر در جنوب رودخانه تهدونگ را غیرممکن ساخت. این پیروزی عملاً به جنگ پایان داد و تانگ را مجبور به خروج کامل از شبهجزیره کرد.
ارتش تانگ در سرزمینی دور از پایگاههای اصلی تدارکاتی خود در چین میجنگید. پیروزیها در ماسو (قطع تدارکات زمینی) و گیبولپو (قطع تدارکات دریایی) از نظر راهبردی تعیینکننده بودند، زیرا موقعیت تانگ را از نظر لجستیکی غیرقابل دفاع کردند.استفاده از یگانهای نیزهدار متخصص (جانگچانگ-دانگ) علیه سوارهنظام سنگین و قدرتمند موهه و خیتان که در ارتش تانگ خدمت میکردند و بهرهگیری از نیروی دریایی قدرتمند برای کسب مزیت راهبردی در گیبولپو ، نشاندهنده سطح بالایی از پیچیدگی نظامی بود که طی قرنها جنگ با همسایگان توسعه یافته بود.
این جنگ نشان داد که چگونه یک قدرت منطقهای با رهبری راهبردی، دیپلماسی هوشمندانه و اراده ملی میتواند در برابر یک امپراتوری بزرگ مقاومت کند و استقلال خود را تضمین نماید. پیروزی شیلا علاوه بر بنیان نهاینده شدن شیلای متحد شرایط برای ظهور مجدد گوگوریو در جامهای جدید به نام پادشاهی بالهه به رهبری ژنرال ته جویونگ در شمال، پویایی پیچیدهای را در منطقه ایجاد کرد که تاریخ شرق آسیا را برای قرنها تحت تأثیر قرار داد. در نهایت، چالشهای تاریخنگاری این جنگ، به ویژه در مورد نبردهایی مانند مِسو، یادآور آن است که حقیقت تاریخی نه در پذیرش بیچونوچرای روایت یک ملت، بلکه در درک چرایی تفاوت روایتها و آنچه این تفاوتها درباره جهانبینی و هویت ملی آنها آشکار میسازد، نهفته است.[۲۵]
منابع
- ↑ Graff, David A. (2002). Medieval Chinese Warfare, 300-900. London: Routledge. p. 201. ISBN 9780415239554.
In 674 and 675 Tang forces under Liu Rengui attacked Silla itself. Chinese histories record that Liu was victorious and forced the king of Silla to sue for peace, while Korean historians report the defeat of the Chinese armies. The fact that the Tang government found it necessary to withdraw the headquarters of its Korean protectorate to the Liao River valley in the early months of 676 suggests that the Korean version is probably closer to the truth. Silla was left in uncontested control of almost the whole of the Korean peninsula, and there was no great Tang campaign to recover what had been won with such difficulty and so quickly lost.
- ↑ Encyclopedia of World History, Vol II, P371 Silla Dynasty, Edited by Marsha E. Ackermann, Michael J. Schroeder, Janice J. Terry, Jiu-Hwa Lo Upshur, Mark F. Whitters, شابک ۹۷۸−۰−۸۱۶۰−۶۳۸۶−۴
- 1 2 Shin, Hyong Sik (2006). A Brief History of Korea (Translated ed.). Seoul: Ewha Womans University Press. p. 51. ISBN 9788973006199.
[...] Silla engaged in an all-out war against Tang at one point. But, a truce was declared due to the political situation in both countries at that time.
- ↑ Peterson, Mark (2010). A Brief History of Korea. Facts On File. p. 34. ISBN 978-0-8160-5085-7.
The fighting between the Tang and Silla ended fairly quickly, however, in favor of a diplomatic settlement in 676.
- 1 2 (کرهای) 나당전쟁
- ↑ "新罗统一三国 : Korea.net : 大韩民国官方网站". chinese.korea.net (به چچنی). Retrieved 2025-08-23.
- ↑ «우리역사넷». contents.history.go.kr. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۸-۲۳.
- ↑ "나당 전쟁 - 오늘의AI위키, AI가 만드는 백과사전". 오늘의AI위키 (به کرهای). Retrieved 2025-08-23.
- ↑ «우리역사넷». contents.history.go.kr. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۸-۲۳.
- ↑ "新罗统一三国 : Korea.net : 大韩民国官方网站". chinese.korea.net (به چچنی). Retrieved 2025-08-23.
- ↑ "신라의 철저한 준비와 과감한 대처가 당의 한반도 장악 욕심 좌절시켜". 인문360° (به کرهای). Retrieved 2025-08-23.
- ↑ «cambridge.org».
- ↑ «우리역사넷». contents.history.go.kr. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۸-۲۳.
- ↑ «우리역사넷». contents.history.go.kr. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۸-۲۳.
- ↑ Kim, Byoung-hee (김병희) (2014-06). "A Study on the Location and the Reality of "Maeso Fortress" Battle (매소성 전투의 위치와 실상에 대한 고찰)". military history (군사) (به انگلیسی) (91): 195–228. doi:10.29212/mh.2014..91.195. ISSN 1598-317X.
{{cite journal}}: Check date values in:|date=(help) - ↑ «Battle of Maeso - Researchgate».
- ↑ "매소성전투 (買肖城戰鬪)". 한국민족문화대백과사전 [Encyclopedia of Korean Culture] (به کرهای). Academy of Korean Studies.
- ↑ "기벌포 전투 (r51 판)". 나무위키 (به کرهای). 2021-03-26. Retrieved 2025-08-23.
- ↑ "기벌포 전투". 나무위키 (به کرهای). 2025-08-14. Retrieved 2025-08-23.
- ↑ "기벌포전투 (伎伐浦戰鬪)". 한국민족문화대백과사전 [Encyclopedia of Korean Culture] (به کرهای). Academy of Korean Studies.
- ↑ "기벌포전투 (伎伐浦戰鬪)". 한국민족문화대백과사전 [Encyclopedia of Korean Culture] (به کرهای). Academy of Korean Studies.
- ↑ "기벌포 전투". 나무위키 (به کرهای). 2025-08-14. Retrieved 2025-08-23.
- ↑ «우리역사넷». contents.history.go.kr. دریافتشده در ۲۰۲۵-۰۸-۲۳.
- ↑ "기벌포 전투 (r51 판)". 나무위키 (به کرهای). 2021-03-26. Retrieved 2025-08-23.
- ↑ "신라의 철저한 준비와 과감한 대처가 당의 한반도 장악 욕심 좌절시켜". 인문360° (به کرهای). Retrieved 2025-08-23.
