جعفرآقا شکاک

رئیس ایل و فرماندهٔ نظامی
جعفرآقا شکاک
جعفرآقا، برادر بزرگ‌تر سمکو شکاک
زادهٔ
درگذشت۱۹۰۵
علت مرگاعدام‌شده توسط حاکمان ایران قاجاری
ملیتکُرد اهل ایران
عنوانرئیس ایل شکاک
پس ازتیمور آقا شکاک
پیش ازسمکو شکاک
خانوادهشکاک

جعفرآقا شکاک از سران عشایر کُرد از ایل شکاک در اوایل قرن بیستم بود.

او در یک خانوادهٔ سرشناس کُرد که از متنفذین منطقهٔ آذربایجان غربی ایران بودند به دنیا آمد. او به عنوان برادر بزرگتر سمکو شکاک، نقش مهمی در رهبری ایل داشت.

قتل در حین مذاکرات

جعفرآقا در سال ۱۹۰۵ میلادی/۱۲۸۴ خورشیدی از طرف حسینقلی نظام‌السلطنه حاکم آذربایجان برای انجام مذاکرات سیاسی به تبریز دعوت شد. اما به جای توافق، به دستور حاکم به قتل رسید.[۱][۲] قتل او باعث ایجاد تنش در منطقه شد و باعث شد که برادر کوچکترش سمکو شکاک رهبری ایل شکاک را در دست بگیرد.

اجمال این واقعه این که کردان ایل شکاک که همواره در نافرمانی نسبت به دولت ایران سر می‌کردند و به تعدی و تجاوز می‌پرداختند، در این تاریخ به علت امانی که نظام‌السلطنه به محمدآقا شکاک رئیس ایل و جعفرآقا شکاک پسر وی داده بود همگی مطیع شده بودند و جعفرآقا به عنوان گروگان و مهمان در تبریز می‌زیست. مقارن این احوال نظام‌السلطنه از محمدعلی میرزا که به نیابت سلطنت در تهران به جای پدرش مظفرالدین‌شاه اقامت داشت محرمانه دستور یافت که جعفرآقا را بکشد. وی توسط کسان خود در شبی که جعفرآقا را در منزل خود مهمان کرده بود غفلتاً به باد گلوله گرفت و به این ترتیب وی کشته شد. کشته شدن وی برای نظام‌السلطنه به خوش‌نامی نینجامید زیرا مردم از آن واقعه هم ضعف و سوء سیاست دولت را استنباط کردند و هم کشتن کسی را که امان یافته بود خلاف جوانمردی و و درستی عهد تلقی نمودند. به‌علاوه نتایج شوم دیگری که از آن عمل برآمد یاغی شدن پدر جعفرآقا و برادرش اسماعیل سیمیتقو بود.[۳]

محمدعلی میرزا به نیابت سلطنت در تهران به جای پدرش اقامت داشت و نظام‌السلطنه در تبریز حکومت می‌کرد.

جستارهای وابسته

منابع

  1. M. Th. Houtsma, E. van Donzel, E. J. Brill's First Encyclopaedia of Islam, 1913-1936, 1993, شابک ۹۰−۰۴−۰۸۲۶۵−۴, p. 290
  2. Houtsma, M. Th. ; et al. (1993). "Salmas". E.J. Brill's First Encyclopaedia of Islam, 1913-1936. Vol. 4 (Reprint ed.). E.J. Brill. p. 118. شابک ۹۰−۰۴−۰۹۷۹۶−۱.
  3. شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ هجری، جلد 1. ص. ۴۵۳.