اونانیمیسم
اونانیمیسم (به انگلیسی: Unanimism) یک جنبش ادبی فرانسوی مبتنی بر مفهوم روانشناختی خودآگاهی جمعی بود که در اوایل قرن بیستم ظهور کرد و توسط شاعر ژول رومن پایهگذاری شد. این جنبش بهجای تمرکز بر روایتهای فردی، به دنبال جذب آگاهی جمعی و تجربیات مشترک یک جامعه بود. ویژگیهای کلیدی اونانیمیسم عبارتاند از: تأکید بر تجربه جمعی، موضوعات مشترک مانند همبستگی و زندگی روزمره، زبان و سبک ساده و احساس وحدت در بین مردم.
این جنبش همچنین بر سایر اشکال هنری مانند تئاتر و سینما تأثیر گذاشت، زیرا هدف آن، تمرین انتقال روحیه جمعی مخاطبان بود. اونانیمیسم علیرغم برجستگی نسبتاً کوتاهی که داشت، تأثیر قابلتوجهی بر ادبیات فرانسه گذاشت و راه را برای جنبشهای بعدی مانند سوررئالیسم و اگزیستانسیالیسم هموار کرد. این جنبش بهجای تکیه بر عواطف فردی بر قدرت متعالی عواطف جمعی و زندگی در یک جهان انسانی به عنوان یک کل تأکید میکند؛ مانند یک روستا، کارخانه یا مدرسه که در آن اعضای گروه بهطور همزمان عملی انجام میدهند یا به یک شکل فکر میکنند.
تاریخچه
اونانیمیسم مکتبی ادبی هنری است که در حدود سال ۱۹۲۰ میلادی در ادبیات فرانسه به وجود آمد. در ابتدا در اوایل قرن بیستم گروهی به نام گروه صومعه در فرانسه شکل گرفت که بنیانگذار آن ژول رومن و شش شاعر و نویسندهٔ دیگر فرانسوی از جمله ژرژ شنویر و ژرژ دوهامل بودند که هدف آنان مبارزه و مقابله با نمادگرایان و فردگرایان افراطی و جان بخشیدن به جنبهٔ اجتماعی شعر و ادبیات و هنر و نزدیک کردن انسانها به یکدیگر بود. فعالیت گروه صومعه دیری نپایید؛ امّا دو نفر از اعضای این گروه یعنی ژول رومن و ژرژ شنویر مکتب «اونانیمیسم» را سامان دادند.
پیروان این مکتب نسبت به کل جامعهٔ بشری و شادیها و رنجهای آن احساس همدردی و نزدیکی میکردند. به اعتقاد آنان اصول مشترک در گروههای بشری برای بیان هنر مهمتر از مسائل شخصی و فردی است و هنرمند باید با ستایش زندگی دستهجمعی، در راستای نزدیک کردن انسانها به یکدیگر و تقویت مجموعهٔ بشریت بکوشد. ریشههای اصول این مکتب را میتوان در عقاید لئو تولستوی، نویسنده روسی، والت ویتمن، شاعر آمریکایی و امیل دورکیم جامعهشناس فرانسوی دید.[۱]
جستارهای وابسته
منابع
- ↑ فرهنگ تفسیری ایسمها، محمد حاجیزاده، نشر جامهدران، ۱۳۸۴، صفحهٔ ۷۵.