ابتذال
ابتذال به معنای عامبودن، زمختی یا فقدان ظرافت است. این داوری میتواند در مورد زبان، هنرهای بصری، طبقهی اجتماعی یا افرادی که در پی ارتقای موقعیت اجتماعی خود هستند به کار رود.[۱] این اصطلاح هرگز نمیتواند بهصورت خودارجاع بهکار رود، زیرا آگاهی از ابتذال، خود نشاندهندهی نوعی ظرافت و پیچیدگی است که بهتبع آن، فرد را از سطح امور مبتذل فراتر میبرد.[۲]
تحول اصطلاح

از سدهٔ پانزدهم تا هفدهم، واژهٔ مبتذل صرفاً برای توصیف زبان رایج یا گفتار عامیانهٔ یک کشور به کار میرفت. اما از اواسط سدهٔ هفدهم به بعد، بار معنایی تحقیرآمیزی پیدا کرد: دارای خصوصیتی عام و ناخوشایند، به شکلی زمخت و پیشپاافتاده، فاقد ظرافت یا سلیقهٔ خوب، غیرفرهیخته یا بیادبانه.
در عصر ویکتوریا، ابتذال دامنهٔ وسیعی از رفتارها را در بر میگرفت؛ مثلاً پوشیدن لباسهای پرزرقوبرق. به عنوان مثال، در یکی از رمانهای جرج الیوت، ممکن بود شخصیتی فقط بهخاطر حرفزدن دربارهٔ پول، مبتذل شمرده شود، شخص دوم چون اولی را بابت همین کار سرزنش میکند، مبتذل تلقی شود، و شخص سوم بهدلیل فریبخوردن از ظرافت بیشازحد دومی، مبتذل باشد.[۳] تلاش برای پرهیز از عبارتهای مبتذل، گاهی شخصیتها را در بیان دچار بنبست میکرد؛ مثلاً در رمان سرنوشت بوشامپ اثر جرج مردیث، یک وارث نمیخواهد بگوید «نامزد کردهام» و حتی از بهکاربردن واژههای «نامزد شده»، «پیمانبسته»، «متعهد» یا «دچار وابستگی» نیز خودداری میکند. هرچند چنین واژههایی به معنای متعارف مبتذل نیستند، اما همچنان ممکن است استفاده از آنها، شخص را متعلق به طبقهای پایینتر نشان دهند. حتی اصطلاحات محترمانهای مانند «توالت» نیز در گذر زمان به سرنوشت واژههای پیشین دچار شده و پس از مدتی برچسب ابتذال میخورند. واژههای برگزیدهٔ امروز نیز در حکم نوعی سرمایهٔ فرهنگی عمل میکنند.[۴]
طنز مبتذل
طنز مبتذل یا شوخی نامناسب به نوعی شوخطبعی گفته میشود که بر موضوعات جنسی، مذهبی، بیشرمانه یا توهینآمیز تکیه دارد. این شکل از طنز معمولاً در مرزهای اخلاقی یا هنجاری حرکت میکند و واکنشهای آمیخته به خنده و شوک ایجاد میکند.
زبان
ابتذال در معنای زبانی میتواند به گفتاری اشاره داشته باشد که توهینآمیز، بیادبانه یا مستهجن است.
واژهای که اغلب با شکل گفتاری ابتذال پیوند دارد، دشنام یا نفرینگویی است. با این حال، دستههای متنوعی از واژههای مبتذل وجود دارد. یکی از رایجترین اصطلاحات مبتذل در زبان انگلیسی، واژهٔ فاک (fuck) است که در متون حقوقی، عرفی و فرهنگی بسیار بحثبرانگیز بوده است.[۵]
منابع
- ↑ ابتذال ویکتوریایی: سلیقه در فرهنگ لفظی و دیداری. Ashgate publishing. ۲۰۰۹. شابک ۹۷۸-۰-۷۵۴۶-۶۴۰۵-۵.
- ↑ «ابتذال». British Journal of Aesthetics. ۴ (۴): ۲۹۸–۳۰۴. ۱۹۶۴. doi:10.1093/bjaesthetics/4.4.298.
- ↑ ابتذال ویکتوریایی: سلیقه در فرهنگ لفظی و دیداری. Ashgate publishing. ۲۰۰۹. صص. ۱–۱۰. شابک ۹۷۸-۰-۷۵۴۶-۶۴۰۵-۵.
- ↑ ابتذال ویکتوریایی: سلیقه در فرهنگ لفظی و دیداری. Ashgate publishing. ۲۰۰۹. ص. ۱۷. شابک ۹۷۸-۰-۷۵۴۶-۶۴۰۵-۵.
- ↑ «واژهٔ F: ردهبندی حقوقی اخلاق آمریکایی». Santa Clara Law Review. ۴۰: ۶۵. ۱۹۹۹.