آگاهی از خودکشی

آگاهی از خودکشی به مجموعه اقدام‌هایی گفته می‌شود که با هدف افزایش شناخت عمومی نسبت به رفتارهای مرتبط با خودکشی انجام می‌گیرد. این رویکرد بر کاهش انگ اجتماعی و ابهام پیرامون خودکشی تمرکز دارد و می‌کوشد با جلب توجه آماری و اجتماعی به این پدیده، گفت‌وگویی سازنده و مسئولانه برای پیشگیری ایجاد کند. آگاهی از خودکشی با پیشگیری از خودکشی پیوند نزدیکی دارد، زیرا هر دو بر آموزش عمومی و انتشار اطلاعات معتبر با هدف کاهش نرخ خودکشی تأکید دارند. آگاهی نخستین مرحله‌ای است که می‌تواند مسیر پیشگیری را هموار کند؛ آگاهی به معنای شناخت تهدید است، در حالی که پیشگیری بر جلوگیری از وقوع کنش تمرکز دارد. آگاهی از خودکشی مداخله‌ای پزشکی به‌تنهایی نیست، بلکه ترکیبی از حمایت پزشکی، اجتماعی، عاطفی و اقتصادی را دربرمی‌گیرد. در نوجوانان، آگاهی از خودکشی معمولاً گروه سنی ۱۰ تا ۲۴ سال را شامل می‌شود و از آغاز بلوغ اهمیت می‌یابد.[۱]

انگ اجتماعی و ابهام

انگ اجتماعی به نگرش‌ها و پیامدهای منفی‌ای گفته می‌شود که جامعه می‌تواند به وضعیت خودکشی نسبت دهد و مانع تعامل مثبت با افرادی شود که رفتارهای خودکشی از خود نشان می‌دهند. این انگ می‌تواند به‌صورت انگ درونی یا انگ عمومی و فرهنگی تجربه شود. انگ درونی زمانی شکل می‌گیرد که فرد پیش‌داوری‌های منفی را درونی کند و در نتیجه با کاهش عزت‌نفس، افت خودکارآمدی و احساس بی‌ارزشی مواجه شود.[۲]

انگ اجتماعی تنها افراد دارای افکار خودکشی را شامل نمی‌شود، بلکه دوستان و اعضای خانوادهٔ آنان را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. انگ عمومی از طریق پیش‌داوری، تبعیض و استفادهٔٔ نادرست از کلیشه‌ها در سطح جامعه بازتولید می‌شود. پژوهش‌ها به‌طور پیوسته پیوند میان خودکشی و اختلال‌های روانی را نشان داده‌اند، اما ناآگاهی و باورهای کهنه گاه این اختلال‌ها را به ضعف شخصیتی یا فقدان اراده نسبت می‌دهند. چنین نگرش‌هایی می‌تواند مانع مراجعهٔ افراد آسیب‌دیده به خدمات تخصصی و حمایتی شود.[۳]

انگ تاریخی

در طول تاریخ، خودکشی همواره یک تابوی اجتماعی تلقی نشده است. در برخی دوره‌ها، خودکشی به‌عنوان کنشی فلسفی یا رهایی‌بخش در نظر گرفته می‌شد. برای نمونه، پیروان اپیکور آن را راه گریز از زیستی می‌دانستند که شادی در آن از میان رفته بود. در مواردی، خودکشی به‌صورت کنش شهادت‌گونه یا اعتراضی جلوه داده شده است، مانند خودسوزی تیچ کوانگ دوک در اعتراض به سیاست‌های مذهبی ویتنام جنوبی.[۴]

در فرهنگ یهودی، واقعه خودکشی جمعی در ماسادا گاه به‌عنوان کنشی قهرمانانه در برابر امپراتوری روم روایت شده است. این نمونه‌ها نشان میدهند که خودکشی در برخی بسترهای تاریخی رابطه‌ای متناقض با دین و اخلاق رسمی داشته است. در مقابل، در جوامع معاصر، خودکشی اغلب به‌عنوان کنشی ناشی از ناامیدی شدید یا بحران روانی درک می‌شود و در بسیاری از فرهنگ‌های غربی و سنت‌های مذهبی محکوم شده است.[۵]

انگ عمومی و فرهنگی

با وجود آنکه خودکشی امروزه به‌عنوان یک مسئلهٔ سلامت عمومی شناخته می‌شود، در ادراک عمومی اغلب همچنان به‌عنوان شرم خصوصی یا راه‌حلی نهایی برای افراد ضعیف تلقی می‌شود. این برداشت با کلیشه‌هایی مانند ضعف، جلب توجه، شرم و افسردگی همراه است و مانع درک عوامل پیچیدهٔ مؤثر بر رفتار خودکشی می‌شود.[۶]

انگ عاطفی

انگ عاطفی خودکشی می‌تواند به انزوای اجتماعی، طرد شدن و احساس بی‌ارزشی در افرادی که در بحران خودکشی قرار دارند منجر شود. این فرایند اغلب با درونی‌سازی کلیشه‌ها، خودتحقیری و کاهش کیفیت زندگی همراه است و دسترسی به مراقبت را محدود می‌کند. بازماندگان خودکشی نیز ممکن است با احساس گناه، سرزنش خود، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه مواجه شوند.[۷]

عوامل آگاهی

آگاهی از خودکشی بر ضرورت گفت‌وگوی باز و سازنده به‌عنوان گامی اولیه در پیشگیری از خودکشی نوجوانان تأکید دارد. با کاهش انگ اجتماعی، امکان آموزش، مراقبت پزشکی و حمایت اجتماعی افزایش می‌یابد. کمبود اطلاعات، ناآگاهی از خدمات تخصصی، داوری‌های مذهبی و فشار اقتصادی از جمله موانع دسترسی نوجوانان در بحران به حمایت مؤثر شناخته شده‌اند.[۸]

عوامل محافظتی

عوامل محافظتی به ویژگی‌ها یا شرایطی گفته می‌شود که می‌توانند احتمال اقدام به خودکشی را کاهش دهند، از جمله دسترسی به مراقبت مؤثر سلامت روان، ارتباطات اجتماعی مثبت با خانواده و همسالان، مشارکت در گروه‌های اجتماعی و مذهبی، خوش‌بینی، رضایت از زندگی و تاب‌آوری مبتنی بر مهارت‌های سازگارانه.[۹]

منابع

  1. لرنر، ریچارد ام.؛ اشتاینبرگ، لارنس (۲۰۰۹). The scientific study of adolescent development: Historical and contemporary perspectives. Hoboken, New Jersey: John Wiley & Sons. ص. ۳–۱۴.
  2. Corrigan، Patrick W.؛ Michaels، Patrick J.؛ Vega، Eduardo؛ Gause، Michael؛ Watson، Amy C.؛ Rüsch، Nicolas (۲۰۱۲). «Self-stigma of mental illness scale–short form: reliability and validity». Psychiatry Research. ۱۹۹ (۱): ۶۵–۶۹. doi:10.1016/j.psychres.2012.04.009.
  3. Caruso, K. «Stigma and suicide». Suicide.org.
  4. Harding، James M. (۲۰۱۶). «Incendiary Acts And Apocryphal Avant-Gardes: Thích Quảng Đức, Self-Immolation, and Buddhist Spiritual Vanguardism». PAJ: A Journal of Performance and Art. ۳۸ (۳): ۳۱–۵۰. doi:10.1162/PAJJ_a_00333.
  5. Goldsmith، Stephen (۲۰۰۲). Reducing suicide: A national imperative. Washington, D.C.: National Academies Press. ص. ۲۳، ۲۵، ۲۷.
  6. Corrigan، Patrick W.؛ Sheehan، Lindsay (۲۰۱۷). «Making Sense of the Public Stigma of Suicide». Crisis. ۳۸ (۵): ۳۵۱–۳۵۹. doi:10.1027/0227-5910/a000456.
  7. Peters، Kath؛ Cunningham، Colleen (۲۰۱۶). «Helpful and unhelpful responses after suicide». International Journal of Mental Health Nursing. ۲۵ (۵): ۴۱۸–۴۲۵. doi:10.1111/inm.12224.
  8. Peters، Kath (۲۰۱۶). «Helpful and unhelpful responses after suicide». International Journal of Mental Health Nursing.
  9. Goldsmith، Stephen (۲۰۰۲). Reducing suicide: A national imperative. National Academies Press.

پیوند به بیرون