آبلش

کوی آبلِش
اُولِش
کشور ایران
استانخوزستان
شهرستانبهبهان
نام(های) دیگرده عباسقلی
نام(های) پیشینقریهٔ ملا خلیفه
مردم
جمعیت۸۰۰
اطلاعات شهری
ره‌آوردماست، دوغ، کشک، برنج.
پیش‌شمارهٔ تلفن۰۶۱
کوی آبلِش در ایران واقع شده
کوی آبلِش
کوی آبلِش
روی نقشه ایران
۳۰°۵۱′۷″ شمالی ۵۰°۱۱′۵۸″ شرقی / ۳۰٫۸۵۱۹۴°شمالی ۵۰٫۱۹۹۴۴°شرقی / 30.85194; 50.19944

کوی آبلش نام منطقه‌ای مسکونی، کشاورزی و دامداری در کوهپایه‌های رشته کوه زاگرس در شهر تشان در شهرستان بهبهان در استان خوزستان در ایران است.

ویژگی‌ها

کوی آبلش دارای دو بخش بالا و پایین است که بخش بالا از جادهٔ اصلی به سوی کوه پایه و بخش پایینی از جاده به سوی پایین است. آب و هوای آبلش کوهپایه‌ای و بیشتر، گرم است. این منطقه از شمال به دشت‌های کشاورزی دیمی تا رسیده به منطقهٔ تنگ بن؛ از جنوب به دشت‌های بدون آبی که تا روستاهای سرجوشر(ها) ادامه دارد؛ از مشرق به کوه‌های زاگرس و از مغرب به باغستان‌ها و آثار باستانی دورهٔ ساسانی و زمین‌های کشاورزی تا رسیده به منطقه‌های پایین محدود است.[۱]

مردم

شهروندان این منطقه همگی از نژاد لُر؛ و از طایفهٔ‌های تاج الدین طیّب (نک: طایفه تاج طیب)ـ یکی از طایفه‌های ایل طیبی، سادات امامزاده یحیی (شیخ هابیلی)، طایفه شهمسیری از ایل بهمئی، و سادات سیدمحمود (رضا توفیق) و شماری دیگر از خانواده‌های پراکنده هستند.

زبان

زبان مردم آبلش لری است و گویش آنان به زبان فارسی بسیار نزدیک است.

چشمه‌ها

آبلش دارای دو سرچشمهٔ آب است که به زبان محلی یکی گرابی و دیگری برم است. این دو برکه و سرچشمه در کنار یکدیگر جای گرفته‌اند. ابعاد گرابی نزدیک به ۳ متر در ۶ متر است و عمقی نزدیک به ۱ تا ۱٫۵ متر دارد. گرابی تا اندازه‌ای دارای ویژگی‌های درمانی آب درمانی است و گاهی از جاذبه‌های گردشگری این منطقه به‌شمار می‌آید. گاهی از گرابی، بوهای نامطبوعی بلند می‌شود که مردم بومی و قدیمی آبلش استشمام و بلندشدن این بوها را هشداری برای وقوع زلزله می‌دانند و در موارد فراوانی همین هشدار به واقعیت منجر شده است.
دلیل احتمالی تسمیهٔ آبلش به این نام، وجود همین گرابی است که «آبی زشت» (در زبان لری منطقه: او لیش) است. نام آبلش از همین تلفظِ منسوب به گرابی برداشته شده است؛ یعنی منطقه‌ای که آبی لیش (زشت یا بد) دارد.
از این آب، یکی دو ضرب‌المثل در زبان مردم بومی آبلش و منطقه نیز به جا مانده است. یکی از این ضرب‌المثل‌ها برگرفته از «رنگ به رنگ شدن گرابی» است. آبِ گرابی هر از چندگاهی به رنگی خاص در می‌آید و رنگ سبز نیمه روشن معروف‌ترین رنگ آن است. گاهی سبز سیاه یا سبز سیر و گاهی سفید روشن و گاهی نیز آبی روشن است. بر همین اساس به کسی که مرتب از حرفی به حرف دیگر موضع عوض می‌کند می‌گویند: فلانی مانند آب گرابی مرتب رنگ عوض می‌کند (لری: چی او گرووی رنگ وه رنگ ایبوی).

دومین چشمهٔ آبلش، بَرم است. برم مهم‌ترین چشمهٔ آب در آبلش است و ابعادی نزیک به ۳۰ در ۸۰ متر دارد. برم نیز مانند گرابی در بخش پایینی آبلش جای دارد و آب هر دو تلخ و غیرقابل نوشیدن است. برم تمام زمین‌های کشاورزی و برنج کاری و سیفی کاری آبلش را آبیاری می‌کند.
از آب گرابی نیز برای آبیاری محصولات کشاورزی استفاده می‌کنند و تأثیری بر کیفیت یا مسموم شدگی آن‌ها ندارد. یک مورد آب شیرین نیز در کنار آبلش وجود دارد که در دوران گذشته به همراه چشمهٔ آب شیرین مشهد تشان مورد استفادهٔ مردم آبلش بوده است ولی امروزه متروک و به‌طور تقریبی ناپدید شده است.
مردم منطقه از این آب‌ها برای آب‌تنی و شناکردن و سرگرمی و همچنین در مواقع قطع آبِ لوله‌کشی، برای شست‌وشوی لباس‌ها، ظروف و فرش و پتوی خود نیز استفاده می‌کنند.

نگارخانه

فرهنگ

سنت‌ها

آبلش در کوهپایه‌های رشته کوه زاگرس جای دارد. پایین این رشته کوه، دشتی به نام پاتاوه است که از خار و گیاهان معطر و دارویی ازجمله مریم نخودی (با نام محلی حلپه) پوشیده شده است. بعضی از مردم آبلش در زمستان پس از هر بارندگی برای جمع‌آوری قارچ‌های خودرو با اهداف غیر اقتصادی و صِرفا تفریحی(؟) به پاتاوه و دامنه کوه می‌روند.

پوشش

پوشش مردم آبلش در گذشته‌های دور تا رسیده به دوران قاجار همان پوشش مردم بختیاری (مردها: چوقا و دبیت/ زنان: لباس محلی لری) بوده است. اما از دورهٔ پهلوی و کشف حجاب به این طرف، مردان کم‌کم پوشش کهن را کنار گذاشته و لباس امروزی پوشیدند ولی لباس زنان همان لباس کهن ماند با این تفاوت که دختران امروزی دیگر از پوشش مادران خود استفاده نکرده و تنها در مراسم عروسی به صورت نمادین و برای حفظ اصالت لری لباس، آن لباس را می‌پوشند و می‌رقصند. نوع رقص هم «دستمال بازی» لری است که به صورت چشمگیری در تمام مناطق لُرنشین رواج دارد.
رقص لری مردان به دو صورت انجام می‌گیرد، یکی همان دستمال بازی است که زنان و مردان هماهنگ با هم و با یک ریتم و نوسان می‌رقصند؛ و دیگر چوب بازی است که فقط مردان بازی می‌کنند.
چوب بازی به این شکل است که به‌طورمعمول همراه بازی نواختن طبل و بوق (تشمال/ به زبان محلی: مهتر) یک مرد، چوبی بزرگ و پایه به دست می‌گیرد و مردی دیگر ترکه‌ای محکم یا به‌نسبت محکم. هر دو مرد مدتی کوتاه (نزدیک یک تا دو دقیقه) به شکلی که در هر پرش یک پا را به سمت پشت دولا می‌کنند به دور هم می‌چرخند و سپس در مقابل هم قرار می‌گیرند. مرد پایه به دست، حالت تدافعی و مرد ترکه به دست حالت تهاجمی می‌گیرد و به قصد ضربه زدن، در اصطلاح چوب را چپ و راست می‌کند.
ضربه زدن هم قانون دارد و چوب باید به از زانو به پایین بخورد.
این رقص در فرهنگ‌های دیگر مانند بلوچ و ترکمن به اشکالی نزدیک به همین سبک با کمی تفاوت در شکل چوب‌ها و روش بازی، انجام می‌گیرد.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. «نقشهٔ آبلش در ویکی‌مپیا». ویکی‌مپیا. ۲۹ می ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳.

منابع

  • ادارة کل آمار و ثبت احوال، کتاب جغرافیا و اسامی دهات کشور
  • افشار نادری، نادر (۱۳۴۷) مونوگرافی ایل بهمئی، چاپ اول، تهران: دانشگاه تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، گروه عشایری.
  • جغرافیای سیاسی کیهان.
  • دهخدا، علی اکبر. (۱۳۷۳). لغت‌نامه. تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
  • سعیدیان، عبدالحسین(۱۳۷۵) مردم ایران، چاپ اول، تهران: علم و زندگی.
  • طیّب، محمود. پرانتز باز بنویس عشق. تهران: مؤلف، ۱۳۸۲. شابک ۹۶۴-۶۱۷۴-۲۸-۰. خانهٔ کتاب.
  • طیّب، محمود؛ و تو را شنیدم روزی که اتفاق افتادی. تهران: حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، ۱۳۸۹. . خانهٔ کتاب.
  • معین، محمد(۱۳۶۳) فرهنگ فارسی، شش جلد، چاپ ششم، تهران: امیرکبیر.
  • آبلش در ویکی‌پدیای انگلیسی: http://en.wikipedia.org/wiki/Ablesh